• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


به مناسبت 26 آبان سالروز درگذشت استاد ابراهیم پورداوود
چاپ ارسال به دوست
مهربان افسرکشمیری   
۲۶ آبان ۱۳۸۹
Image
ابراهیم پورداوود در تاریخ 15 اسفند 1264 خورشیدی در سبزه میدان رشت دیده به جهان گشود. پدرش داوود از مالکان و بازرگانان بود و مادر استاد از خاندان مجتهدان بزرگ و نام آور، حاجی ملا حسن خمامی بود.

در ابتدا ابراهیم را به مکتبخانه فرستادند و پس از مکتب به مدرسه حاجی میرزا حسن در مسجد صالح آباد سبزه میدان رفت
در سال 1284 ابراهیم به همراه یکی از برادران و استاد خود شادروان سید عبدالرحیم خلخالی به تهران آمد و نزد میرزا محمدحسین خان سلطان الفلاسفه به تحصیل طب پرداخت، پس از مدتی به بیروت رفت و سپس در سال 1286 از راه قم و کرمانشاه و بغداد و پس از بازدید از آثار باستانی بیستون، طاق بستان، قصرشیرین و ایوان مدائن که در او تاثیر ژرفی گذاشت و پس از زیارت کربلا و نجف، به حلب و سپس به بیروت بازگشت در آن هنگام به فراگیری زبان و ادبیات فرانسه پرداخت.

همچنین در این زمان نام خانوادگی((پورداوود)) را بر خود نهاد، پس از دو سال و نیم تحصیل در لبنان از راه استانبول و طرابوزان به زادگاه خود رشت بازگشت و پس از دیدار خانواده اش از راه باکو و وین به فرانسه رفت و در آنجا به کسب دانش حقوق پرداخت.

در این زمان با علامه محمد قزوینی آشنا شد، پورداوود در سال 1332 هجری قمری به یاری مرحوم محمد قزوینی و اشرف زاده تبریزی نامه((ایرانشهر)) را در پاریس به چاپ رسانید. این روزنامه تنها یک سال منتشر شد و با درگرفتن جنگ جهانی این روزنامه نیز تعطیل شد. بعدها نیز کاظم زاده ی ایرانشهر با موافقت پورداوود نشریه خود را به همین نام منتشر کرد که چهار سال طول کشید.

سپس پورداوود با شوق خدمت به وطن، به بغداد رفت و روزنامه((رستخیز)) را منتشر کرد روزنامه رستخیز با نام مستعار ((گل)) زیرعنوان مدیر مسئول و سردبیرنخست در بغداد، سپس در کرمانشاه و بار دیگر در بغداد منتشر شد، این روزنامه نیز به مدت یک سال و در 25 شماره منتشر گردید و بخشی از شعرهای پورداوود در این روزنامه منتشر شد، روزنامه رستخیز برای اتفاق و یکدلی و اتحاد ایرانیان در آن روزهای جنگ منتشر می شد، برای اینکه غیرت ایرانیان را در برابر دشمن به جوش آورد و آنان را به رزم فراخواند: ((برخیزید، برخیزید، بشتابید، تا خانه خود را از دشمن نپرداخته اید از پا ننشینید))

ترکان عثمانی نشر روزنامه را ممنوع کردند و پورداوود از راه بالکان به برلین رفت و چون آلمانها نمی گذاشتند کسی از کشور بی آذوقه شان خارج شود به ناچار تا پایان جنگ در آنجا ماند و در این مجال به بررسی و پژوهش در زمینه کتب ایرانی پرداخت در سال 1924 میلادی از راه ریکا و مسکو و باکو به میهن خود بازگشت مدتی را در ایران به تحقیق و مطالعه پرداخت، پورداوود در سال 1304 خورشیدی همراه با همسر و تنها دخترش((پوراندخت)) وارد هندوستان شد و قسمتهایی از ادبیات مزدیسنا و اوستا را منتشر کرد در دانشگاه ها و انجمنهای فرهنگی درباره زبان و تمدن ایران باستان سخنرانی کرد که در مجموعه ای به نام ((خرمشاه)) منتشر شد.

پورداوود در سال 1307 به اروپا برگشت تا کار تحقیق و بررسی در گزارش اوستا را ادامه دهد. ((تاگور)) شاعر نامدار هندی که در سال 1311 همراه با فرزانه دینشاه ایرانی به ایران آمده بود از دولت وقت ایران خواست تا استادی را برای تدریس فرهنگ و تمدن ایران باستان در دانشگاه وی ((ویسوا بهاراتی)) در شانتی نیکیتان برگزیند و پورداوود انتخاب و از سوی دولت وقت ایران به هند رفت. تاگور به گرمی از پورداوود استقبال کرد و وی به مدت حدودا یکسال تاریخ و فرهنگ ایران باستان را تدریس کرد.

پورداوود در هفتمین کنگره شرقی هند در گروه اوستاشناسی عضویت یافت، ریاست شعبه((پارسی، عربی)) نیز با وی بود. پورداوود در سال 1313 از هند به آلمان رفت و به کار تحقیق در زمینه اوستا ادامه داد. در اردیبهشت 1318 به تهران برگشت و استاد دانشگاه تهران شد و به تدریس فرهنگ و زبان باستانی ایران پرداخت.

دکتر احسان یار شاطر که آن روزها از شاگردان استاد بوده می گوید: ((پورداوود بنیانگذار آموزشهای ایران باستان در ایران بود، شوق و اشتیاقی که خود داشت به دیگران هم اثر می داد، در سالهایی که تدریس می کرد، علاقه به آموزش زبانها و ادبیات باستانی ایران را در دل بسیاری از دانش پژوهان روشن کرد کمتر کسی همانند پورداوود با موضوع درس و پژوهش خود همرنگ و هم آواز بود))

پورداوود در دانشگاه تهران علاوه بر تدریس دوره لیسانس و دکترای زبان و ادبیات پارسی، در دانشکده حقوق ((حقوق در ایران باستان)) را نیز تدریس می کرد. دانشگاه تهران به مناسبت تجلیل از او در سال 1324 شصتمین سالگرد زادروزش را جشن گرفت و این نخستین بار بود که به کوشش زنده یاد دکتر محمد معین به نام استاد در ایران جشن نامه ای منتشر شد.

استاد ابراهیم پورداوود در بیست و پنجمین کنگره خاورشناسان در سال 1339 در مسکو ریاست هیات ایرانی را بر عهده داشت. در بیست و ششمین دوره همین کنگره که در سال 1343 در دهلی برگزار شد، دولت هند استاد را به ریاست شعبه ((ایرانشناسی)) برگزید و دانشگاه دهلی در بزرگداشتی دکترای افتخاری را به وی اعطا نمود.

پاپ پل ششم رهبر کلیسای کاتولیک به پاس خدمات گرانبهای استاد پورداوود به جامعه بشریت در بهمن 1344 نشان ((شوالیه سن سیلوستر)) را به دست نماینده خود در ایران به استاد اهدا کرد، استاد پورداود در نخستین فرهنگستان ایران عضویت داشت و ریاست انجمن ایرانشناسی و آموزشگاه آن که خود استاد بنیان آن را نهاده بود بر عهده او بود.

همانگونه که بر همگان روشن است، ارزشمندترین و ارجمندترین اثر پورداوود ((ترجمه و گزارش اوستا به فارسی)) است در این باره دکتر احسان یار شاطر می گوید: ((این اثر یکی از مهمترین آثاری است که از آغاز مشروطیت تا کنون به فارسی انتشار یافته، نخستین نکته ای که درباره این ترجمه باید گفت آنست که ترجمه ای دقیق و قابل اعتماد است، ترجمه اوستا کار آسانی نیست ولی ترجمه اوستای پورداوود تنها یک ترجمه ساده نیست، بلکه گنجینه گرانبهایی از داده های گوناگون در زمینه فرهنگ، داستان ها، اساطیر، مذاهب و تاریخ ایران باستان است که پورداوود با مراجعه به تمامی منابع و ماخذ و کتب گوناگون در زمینه های مختلف فرهنگ ایران باستان تا هنگام انتشار، آنها را تالیف کرده است.))

خدمت دیگر پورداوود ایجاد توجه و علاقه ویژه به آموزش زبان و ادبیات و آیین ایران باستان و نشاندن مهر و عشق این رشته در بسیاری از جوانان و دانشجویان بود، شادروان علامه محمد قزوینی به خصوصیات بارز انشای پورداوود در ترجمه یشتها اشاره می کند و به سادگی آن و طبیعی و بی تکلف بودن آن به دور از کنایه و تشبیه و استعاره بی مورد که کار را برای خواننده سخت می کند اشاره دارد و می گوید: انشای پورداوود تا آنجا که امکان دارد فارسی است ولی پورداوود اسراری بر خذف کامل واژگان تازی از نگارش خود را ندارد و هر جایی که لازم ببیند از کلمات بیگانه نیز سود می جوید و این سبب می گردد که شیوه نگارش پورداوود یک حالت حدوسط باشد و طبیعی تر جلوه کند، نکته دیگر افزودن توضیحات و حواشی بر متن اصلی است، زیرا بدون این توضیحات و تفسیرات درک و فهم متن بسی دشوار می گردد و بویژه مقدمه ای برای اغلب یشتها افزوده شده به فهم و درک ژرفای مطلب کمک می کند. امتیاز دیگر تفسیر یشتها، توضیحاتی است که بر کلمات اوستایی نگاشته شده و هنگامی که این توضیحات با نمونه هایی از نظم و نثر پارسی همراه باشد، اثر دارای ارزشی ویژه می گردد.

مجموعه تفسیر اوستای پورداوود افزون بر تفسیر اوستا لغت نامه بزرگی در ریشه شناسی واژگان ایرانی است، کتاب ((یادداشت های گاتها)) نیز از نظر دربرداشتن نمونه ها و امثال از نظم و نثر پارسی بی نظیر و نخستین کتاب ریشه شناسی در زمینه واژگان کهن ایرانی و تحولات آنهاست، همانگونه که پیشتر بیان شد از ویژگیهای آثار استاد نثر روان و شیوا و دلپذیر اوست که همگی به آن اعتراف دارند.

پورداوود بر تواناییهای زبان پارسی اشراف کامل دارد و در جای خود از آن بهره می گیرد و می داند خذف پاره ای از واژگان تازی از زبان پارسی لطمه زدن به این زبان و از توانایی های آن کاستن است، پورداوود دارای طبع شعر نیز بوده است و در تذکره های بسیاری از شاعران در داخل و خارج از ایران، وی را بواسطه مجموعه شعر او که در سال 1306 به نام ((پوراندخت نامه)) در بمبئی با برگردان پارسی منتشر شد، در زمره شاعران آورده اند. شعر استاد در آن روزگار گویای بینش عمیق اجتماعی و اسلوب شعرپردازی او نشانه گزینش نوجویانه او در وزن و واژه است.

پورداوود دارای ویژگیها و خصوصیات کم مانند اخلاقی نیز بود او انسانی وارسته، بی نیاز و آزاده بود و در گفتار و کردار شرمگین و مهربان و آهسته در دلبستگیهای خود استوار و صمیمی با سیاست و ارباب سیاست کاری نداشت. روزی دولتمردی از حکومتگران که قلم به دست هم بود و همواره مطیع دولت از سوی حاکم وقت پیامی برای استاد آورد تا خود را نامزد نمایندگی مردم گیلان کند، پورداوود از این پیشنهاد سخت برآشفت ولی قطع و برنده ولی صمیمانه گفت:(( آقا کار ما معلمی است))

پارسیان هند و زرتشتیان ایران همواره خود را وامدار خدمات گرانبها و پرارج استاد پورداوود می دانستند و بر آن بودند که پاداشی را هرگونه بتوانند برای او پیشکش کنند، وارستگی و مناعت طبع استاد چندان بود که همواره راه را بر ایشان می بست و مجال طرح نمی داد، حتی نپذیرفت آرامگاهی بسان آرامگاه حکیم توس برایش بسازند. ابراهیم پورداوود به زادگاهش گیلان مهری فراوان داشت عشق به زادگاهش بود که وصیت کرد پس از درگذشت در رشت، در آرامگاه خانوادگیش وی را به خاک سپارند.

پورداوود طی مسافرتهای چهارگانه اش به هند با بسیاری از پارسیان ساکن در آنجا آشنایی یافت و با متفکران و اندیشمندان آن سامان تماس برقرار کرد و از دانش آنها برای تکمیل دانش خود بهره برد. یکی از این دانشمندان فاضل و ادیب و آشنا با ادبیات کهن ایرانی دینشاه ایرانی است که پورداوود از او به نیکی یاد کرده و بواسطه کمکها و مساعدت او در مدت اقامتش در هند برای کسب دانش ادبیات مزدیسنا از او قدردانی میکند

2: دانشمند پارسی دیگری که پورداوود با وی آشنا شد ((جیوانجی جمشیدجی مدی)) است و پورداوود بواسطه اهدا کتابهایی در زمینه فرهنگ و ادبیات مزدیسنا از انتشارات انجمن پارسی پنجایت از وی سپاسگذاری می کند

3: دانشمند شهیر دیگری که پورداوود از وی بهره برد و در انتشارات جدید مستشرقین اروپا دستیارش بود ((گشتاسب نریمان))است.

4:از دیگر دانشمندانی که پورداوود با وی در ارتباط بوده و مراوده علمی داشته ((بهرام گور انکلساریا)) فرزند پهلوی دان و اوستاشناس پارسی ((تهمورث انکلساریا)) است. این دانشمند در طول اقامت پورداوود در هند، هر روز چندین ساعت به منزلش می رفته و پورداوود از محضرش کسب دانش می نموده است. از بهرام گور انکلساریا نوشته هایی به یادگار مانده است از آن جمله ((کارنامک ارتخشیر پاپکان))، ((شکند گمانیک ویجار))، ((داتستان دینیک)) و چند بخش از کتاب پهلوی معروف دینکرد. شادروان صادق هدایت نیز در زمان اقامتش در هند شاگرد این دانشمند بود و نزد وی پهلوی آموخت و ثمره گرابنهای این تعلیمات برگردان چند نوشته پهلوی به فارسی شیوا و روان است. آنچه از این دانشمند به یادگار مانده همه در مورد فرهنگ و تمدن ایران زمین است و پورداوود از آن بهره ها می برد.

5: دانشمند دیگری که استاد در بازگشت از سفر اول خود ازهند در اردیبهشت 1307 در کراچی با وی ملاقات می کند، ((مانکجی نسروانجی دهال)) از شاگردان خاورشناس مشهور آمریکایی جکسن است، از دیگر دانشمندانی که پورداوود با آنها مراوده داشته می توان از ((سهراب بلسارا))، ((ایرج جهانگیر سهرابجی تاراپوروالا)) که این یکی گاتهای پرداوود را به انگلیسی ترجمه کرده و بر یشتها نیز پیشگفتاری به انگلیسی نگاشته است و دستور بزرگ پارسی((داراب پشوتن سنجانا)) که در هنگام اقامتهای استاد در هند اغلب ریاست سخنرانیهای وی را بر عهده داشت، وی ترجمه و چاپ کتاب معروف پهلوی دینکرد را که توسط پدرش آغاز شده بود در بمبئی به پایان رسانید.

در پایان این مقال لازم است به برخی از تالیفات استاد ابراهیم پورداوود اشاره شود:

1: گاتها، که استاد دو بار دست به ترجمه و تالیف آن زد یکبار در سال 1305 که استاد گاتها گزارش پروفسور بارتولومه آلمانی را ترجمه و چاپ کرد و دیگر بار بیش از دو دهه بعد در سال 1331 و این بار خودش دست به ترجمه گاتها زد، استاد در ترجمه دوم گاتها، گزارش بارتولومه آلمانی را کنار گذاشت و این بار خودش با توجه به دانشی که از زبان و ادبیات مزدیسنا در خلال سالهای متمادی تحقیق و پژوهش در بخشهای دیگر اوستا به دست آورده بود و با رویکرد و نگرشی متفاوت گاتها را خودش ترجمه کرد و این دو برگردان با هم متفاوت است و این تفاوت گذر حدود سه دهه را نشان می دهد و خواندن و مقایسه این دو بر هر پژوهنده ای بسیار ارزشمند است.

2:یشتها در دو قسمت، قسمت نخست از هرمزد یشت تا رشن یشت و قسمت دوم از فروردین یشت تا زامیاد یشت.

3:خرده اوستا دربردارنده هوشبام، نیایش، پنجگاه، دو سی روزه و چهار آفرینگان.

4:یسنا در دو قسمت، قسمت نخست از هات اول تا بیست و هفت و قسمت دوم با گفتاری درباره آتش، چیچست، سولان، سهند، آرخش، نفت، آذرفرنبغ، آذرگشنسپ، آذربرزین مهر و ...

5:یادداشتهای گاتها دربردارنده نزدیک به 3700 یادداشت و هفت گفتار و دیگر تالیفات: ویسپرد، ایرانشاه، خرمشاه، رساله ای در مورد موعود مزدیسنا (سوشیانت)، پوراندخت نامه که دیوان اشعار استاد است، فرهنگ ایران باستان، هرمزدنامه، آناهیتا، بیژن و منیژه و منتخبی از شاهنامه حکیم توس به نام ((فریدون))

لازم به ذکر است که به دلیل موجز و شیوا و دلنشین بودن نثر نگارش در کتابهای مورد استفاده در این نوشتار پاره ای جملات بدون دستکاری و عینا در این نوشتار استفاده گردیده کتابهایی که از آنها سود جسته ام:

1:گاتها کهن ترین بخش اوستا دو گزارش از ابراهیم پورداوود انتشارات اساطیر چاپ دوم 1384
2:زمان و زندگی استاد پورداوود گزارش علی اصغر مصطفوی چاپ مولف-اول-1372    

بازدید: 876

  یادداشت ها (5)
1. نویسنده فرید شولیزاده website, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ - ۰۱:۳۰:۱۴
روزگار نیک. «دکتر جلیل دوستخواه» یکی از شاگردان استاد پورداوود در یکی از گفت‌وگوهایی که با این کهترین داشتند یادآور شدند استاد پورداوود در جوانی هنگام گذر از سرزمین میان‌رودان(:عراق) خشتی از کاخ تیسفون(:طاق‌کسری) را برگفتند و این خشت تا پایان زندگی همراه استاد بود و پس از درگذشت با وی به خاک سپرده شد. از دینشاه‌ایرانی نام برده شده اما از حامی اصلی پورداوود نامی به میان نیامده کسی که هزینه پژوهش‌ها و مسافرت‌های پورداوود و سپس چاپ بخش‌های اوستای او با امکانات محدود و سرسام‌اور آن روزگار را پرداخت او کسی نبود جز پشتون‌جی مارکار، بزرگ مردی که گاهی آسان از کنار نام بزرگش می‌گذریم. حمایت‌های «شمس‌العلما دستور دکتر جیوانجی‌جمشیدجی مُدی» که در آن زمان ریاست موسسه خاورشناسی کاما را بر دوش داشت، از پورداوود به خواست مارکار باز می‌گردد. در آن زمان تنها یک مجموعه حروف چاپی دین‌دبیره در هندوستان وجود داشت که متعلق به چاپخانه موسسه کاما بود. در این نوشتار نام دو ‌تن دانشمند پارسی آورده شده و البته به سادگی از کنار نام آنها گذر شده. این دو تن «شمس‌العلما دستور دکتر مانکجی‌ نوشیروان‌جی دهالا» و «دستور دکتر ایرج جهانگیر سهراب‌جی تاراپوروالا» هستند. این دو تن را در جهان بعنوان زنده‌کنندگان و احیاگران بی‌چون و چرای دین زرتشتی می‌دانند. اولی نابغه دانش مزدایی بود و آثاری تالیف کرده که در حوزه پژوهش‌های دین و فرهنگ زرتشتی بی‌مانند است.  
دکتر علی‌اکبرجعفری که سالیان دراز افتخار شاگردی استاد بزرگ را در کراچی داشت در توصیف وجود مبارک ایشان می‌نویسد:« ایشان کسی بودند که مرا به‌صورتی ژرف با زبان اوستایی و ادبیات پهلوی آشنا ساختند و مرا در نیل به شناخت گوهره راستین پیام زرتشت و دین بهی رهنمود کردند، آن پاکمردی که من همواره پیکره زرتشت را در چهره آرام و درخشنده‌اش می‌دیدم و هنگامی که سخن می‌گفت، دُر می‌سفت، می‌اِنگاشتم که خود زرتشت با من هم سخن است. آن‌چه من از پیام اشوزرتشت دریافتم همان بود که آن پاکمرد راستین به من آموخت. بیشتر گفته‌های من سخنان اوست که در جامه‌ی نوین پیش آورده می‌شود. او مرا به دنیای مینوی زرتشت رهنمون کرد و بسیاری از گره‌های معنویت را برایم گشود.» 
زنده‌یادان «دستور رستم شهزادی» و «دستور فیروز آذرگشسب» در مرکز آموزش‌های عالی دینی کاماآتورنان افتخار شاگردی این دو دانشمند بزرگ را داشتند و دست پرورده این دو نابغه پارسی هستند. موبد شهزادی که محضر درس و سخنرانی‌های دستور دهالا را درک کرده بوده و از مترجمین آثار وی در ایران می‌باشد،پیرامون ایشان می‌نویسد: «دستور دکتر دهالا را باید یکی از بی‌باکترین اصلاح‌طلبان و رفورمیست‌های آیین زرتشتی و در واقع از احیاء‌کنندگان راستین زرتشتیگری اصیل به شمار آورد که بواقع در این راه از طعن و لعن بسیاری از همکیشان متعصب و جاهل خود هیچ‌گاه نترسید و در راه نشان دادن حقایق دین و آموزش‌های واقعی اشوزرتشت به جهانیان تا آنجا که توان داشت کوشید.»  
شادروان دستور فیروز آذرگشسب که افتخار شاگردی ایشان را در کاماآتورنان داشته، درباره‌ی ایشان می‌نویسد: «دستور دکتر مانکجی دهالا، پژوهش‌گری بود که هم در زبان و ادبیات باستانی و هم در گوهره باورهای دینی و گات‌هاشناسی به درجه کمال رسیده بود. کلامی داشت اندیشه بر انگیز و بیدار گر.»  
«دستور فیروز آذرگشسب» که هنگام تحصیل در «کاما‌آتورنان» همکاری مستمری با دستور دکتر تاراپوروالا را داشته، پیرامون ترجمه‌ی ایشان از گات‌های اشوزرتشت می‌نویسد: «ترجمه‌ی انگلیسی ایشان از گات‌ها با دقت و موشکافی خاصی تهیه شده و نسبت به ترجمه‌های سایر خاورشناسان غربی بهتر است، به زبان ساده‌تر بیشتر بوی ایرانی و زرتشتی بودن می‌دهد.» 
در کنار استاد پورداوود، دلنشین است که از شاگردان برومند و نام‌اوری که استاد پرورش داد یاد شود. مردانی چون زنده‌یاد دکتر بهرام فروشی، زنده‌یاد دکتر محمد معین، پروفسور یارشاطر، دکتر جلیل دوستخواه، علی‌اصغر مصطفوی و...
2. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ - ۰۹:۲۹:۳۵
روحشان شاد بهشت برین جایگاهشان و راهشان پر رهرو و یادشان گرامی باد./.
3. نویسنده یهدین, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۷ - ۲۳:۳۳:۲۹
درود بر روان پاک استاد پور داوود. بهتر است انجمن های زرتشتی هر ساله مراسمی از جمله بر مزار روانشاد در رشت نیز برگزار نمایند.
4. نویسنده بهرام, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ - ۱۵:۵۷:۲۵
با سپاس از این نوشته مفصل ای کاش تمام تاریخها به خورشیدی تبدیل شده بود .
5. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ - ۱۱:۱۱:۰۶
درود بر فروهر پاک این استاد برجسته و دانشمند تاریخ ایران ، یادش همواره جاویدان.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات