|
دیداری نو با گذشته(6) مهر یشت |
|
|
| راشین جهانگیری | ||||||||
| ۲۳ آبان ۱۳۸۹ | ||||||||
|
در بخش پیشین، بندِ آغازگر مهریشت از دیدگاه ادبی و معنایی و بنیان اندیشه مورد واکاوی قرار داده شد و در این مجال اندک به صورت چکیده وار این بند بازشناخته شد.
در این نوشته نیز چونان بخش پیشین می پردازیم به دیگربندهای مهریشت و به صورت چکیره وار برخی از بندهای این یشت زیبا و بزرگ را برای آشنایی بیشتر دوستداران نوشته های کهن ایران زمین و درک جایگاه والای فرهنگی، ادبی، هنری و .... این یادگارهای ایرانیان باستان، که ما فرزندان قدرشناس همیشه بخش بزرگی از پیشرفت ها و پیروزی ها و اعتبار ویژهء خود را وامدارشان خواهیم بود، بازخوانی می- کنیم : کرده یکم- بند یکم « اهورامزدا به اسپنتمان زرتشت گفت: ای اسپنتمان هنگامی که من مهر دارندهء دشت های فراخ را بیافریدم، او را در شایسته ستایش بودن مساوی، در سزاوار نیایش بودن مساوی با خود من که اهورامزدا(هستم) بیافریدم. » آشکار است این بند در جایگاه پیش گفتاری برای مهریشت سروده شده است و اصل یکتاپرستی که محور آموزه های اشوزرتشت است از آن برداشت می شود. گوینده دراین بند اهورامزداست و به اشوزرتشت از خاندان اسپنتمان تاکید می کند که آفرینندهء ایزد مهر همان دانای بزرگ هستی بخش(اهورامزدا) است و به این شکل مهر از مقام آفرینندگی خود که مربوط به دوران پیش از اشوزرتشت است، پایین آورده شده و در جایگاه آفریدهء نیک اهورامزدا که دارای ویژگی دارندگی دشت های فراخ و رام کشتزارهای خوب است، قرار داده شده است. پیام دوم این بند آن است که ایزد مهر تنها، دارندهء دشت های فراخ است نه آفرینندهء آن و او به موجودی مانند شده که دارای ویژگی دارندگی و مالکیت است و این دارندگی از سوی اهورامزدا به او بخشیده شده است تا بتواند دوستداران مهر را پاداش ببخشد. پیام دیگر بند یک آرایهء ادبی است که در قالب آن، ارزش مقام و جایگاه ایزد مهر آشکار می شود. در این بند آرایهء تشبیه بکار رفته که ایزد مهر در دو ویژگی یعنی سزاوار ستایش و نیایش بودن به اهورامزدا مانند شده (مساوی و برابر با او، نه یکسان) و این حکایت از ارجمندی ایزد مهر دارد اما نه در اندازهء اهورامزدا که آفریننده کل است. آرایهءادبی تشبیه(مانندگی) مشبه(ماننده): او (مهر دارندهء دشت های فراخ) مشبهٌ به(مانسته): من (اهورا مزدا) وجه شبه(مانروی): شایستهء ستایش بودن و سزاوار نیایش بودن ادات تشبیه(مانواژ): مساوی با ،مانند yim)) Yim: هم معنی با .yat اوستایی و hyat گاهانی است که معنی as یا مانند، از آن استخراج شده است. کرده یکم- بند دو «ای اسپنتمان، مهر و پیمان شکنندهء نابکار سراسر مملکت را ویران سازد مثل صد(تن از اشخاصی است) که (به گناه) کَیَذَ آلوده باشد و قاتل مرد پاکدینی باشد ای اسپنتمان تو نباید مهر و پیمان بشکنی نه آن (پیمانی که) تو با یک دروغ پرست و نه آن که تو با یک راستی پرست بستی زیرا معاهده با هر دو درست است خواه دروغ پرست و خواه راستی پرست.» مهر و پیمان شکنندهء نابکار(.miƟrō-druxšairiiōm چنانکه از جملهء نخست برمی آید، هنوز گویندهء سخنان اهورامزداست که به اسپنتمان(احتمالا بر پایهء بند پیشین، طرف سخن اشوزرتشت است) پیامی بسیار بزرگ و بنیادین می دهد که همان شدت زشتی و بدی گناهِ مهر و پیمان شکستن است. آنکه به پیمان بسته استوار نمی ماند، با نام «میثرودروخش» یا ضدمهر شناخته می شود. چنین کسی برای آنکه مهر خود را بشکند، دروغ را دستاویز خود قرار می دهد. بنابراین «دروغکار یا درِگوَنت» نیز خواهد بود. چنین کسی بنا به گفتهء این بند و بنا به بندهای گاهان، برهم زنندهء قانون و ویران کنندهء سراسر کشور است. دان ناردو، نویسندهء کتاب امپراتوری ایران، آورده است که بر اساس برگردان کتیبه های شاهان هخامنشی بویژه داریوش یکم، بیزاری از دروغ در میان هخامنشیان بسیار پرمعناست. بنا به نوشتهء هرودوت، ایرانیان«دروغ گفتن و پس از آن بدهکار بودن» را زشت تر از هر چیز می دانستند و به خاطر ترس ازاینکه مجبور به دروغ گفتن شوند، از قرض و وام دادن نیز هراس داشتند و همه اینها نشانه ای است بر اینکه در دوران گذشته، ایرانیان تا به چه اندازه به آموزه های دینی پایبند بوده و تا چه حد از پیمان شکنی و عمل بر ضد مهر شرم داشته و حتا خود را از کارهایی که شاید روزی اینان را گرفتار دروغ و پیمان شکنی سازد، پرهیز می دادند. اما میزان و شدت کیفر دروغگویی در زمان هخامنشیان آشکار نیست اما چنانکه از این بند مهر یشت می توان برداشت کرد، مهر و پیمان شکستن(که یکی از ابزارهای مورد نیاز آن متوسل شدن به دروغگویی است) یکی از گناهان بسیار بزرگ است که گناه پیمان شکن از نظر شدت به کسی مانند شده که صد بار به گناه کَیَذ (امروزه این گناه بر ما شناخته نیست) آلوده شده و همچنین دست به کشتن یک انسان پاکدین و خداشناس زده باشد. دراین بند آرایهء ادبی تشبیه(مانندگی)بکار رفته است و آن مانندگی مهر و پیمان شکن است که از نظر شدت و بزرگی گناه به کسی مانند گشته که صد بارگناه کیذ انجام داده و انسان پاک دینی را کشته باشد. ...ای اسپنتمان تو نباید مهر و پیمان بشکنی... منظور از مهر در این بند، ایزد مهر نیست بلکه منظور عهد و پیمان و میثاق است. در این قسمت، پیام دوم بند آشکار می شود و آن اینکه، پیمان داری و استوار بودن بر عهد و میثاق، امری نسبی نیست و ارزش استوار بودن بر پیمان در هر وضعیت و بایستگی وفای به عهد، مقطعی و وابسته به شرایط پیرامون نیست بلکه همانطور که بر اشوزرتشت از سوی اهورامزدا تاکید شده، باید همواره بر عهد و پیمان خود استوار بماند حتا اگر این پیمان میان اشوزرتشت و یک دروغپرست بسته شده باشد، برهمگان نیز بایسته است که بر هر پیمانی که بسته اند پایدار و استوار باشند. باید بدانیم که هر گاه یک ویژگی اخلاقی در میان انسان ها این چنین مورد اهمیت قرار می گیرد، که رعایت آن در هر حال و هنگام و شرایط بر فرد بایسته است، دیگر راه بر نافرمانی و فرار از آن بسته شده و اخلاق و انسانیت معنای راستین خود را بازمی یابند آن چیزی که در گذشتهء دور ایرانیان وجود داشت اما امروز همه آن را به فراموشی سپرده ایم! در این زمینه بخوانید: آشنایی با یشتها- بخش پنجم آشنایی با یشتها- بخش چهارم آشنایی با یشتها- بخش نخست آشنایی با یشتها- بخش دوم آشنایی با یشتها- بخش سوم بازدید: 575
|
||||||||