• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


طنز
خاله بازی اشکنک داره سرشکستنک داره
چاپ ارسال به دوست
کودک نفهم   
۱۹ آبان ۱۳۸۹
Image
چند روزی می باشد که من خیلی افسرده می باشم. از هفته قبل که اون مطلب رو نوشته ام تا به امروز عصبانی و افسرده می باشم. هنوز هم فکر می کنم من آدم شفافی می باشم. بابایم برای اینکه من را از گیجگولی بیرون بیاره، امشب دایی کامی و سوسن جون رو دعوت کرده تا بیایند خونه ما چتر بازی کنند تا منهم از اونها یاد بگیرم و بی خیال شفاف سازی بشوم و تمام دین و ایمونم چتر بازی بشود.
من بابایم رو خیلی دوست می دارم او همیشه به فکر من هست و دوست ندارد که من بیشتر از این نفهم بمونم و تمام تلاشش را می کند که من عاقل بشوم.

وسط چتر بازی، دایی کامی میگوید واسه اینکه این بچه از این حالت بیرون بیاد بهتره یک کمی باهاش بازیهای بچه گانه بکنیم شاید بفهد که بابا هنوز برای تو زود می باشد که وارد سیاست بشوی. این دایی کامی هم دلش خوش می باشد، اگر سیاستی تو کار این آدمها بود که حال و روز ما این نبود.

مامان هم با دایی موافق بود و پیشنهاد داد تا خاله بازی کنیم. اه اه اه من اینقدر بدم میاد از این دخترها. هم سن مامان منهم می شوند، بازهم خاله بازی رو دوست دارند و هی میشینند باهمدیگر پچ پچ می کنند و پشت سر این و اون حرف می زنند و زیرآب همه رو می زنند.

سوسن جون کاملا موافق خاله بازیه ولی بابا میگه خاله بازی واسه روحیه شما دونفر خوبه، واسه این بچه خاله بازی بدرد نمی خوره. مامان از دست بابا عصبانی میشه و میگه تو این بچه رو به این روز انداختی، حالا خودت بفکر یک بازی خوب باش. بابا میگه بیاین بیست سوالی بازی کنیم. بعدش رو میکنه به من و میگه بابا تو یک چیزی انتخاب کن بعدش ما با بیست سوال سعی می کنیم به جواب برسیم. دایی کامی و سوسن جون و مامان هم کاملا موافق هستند. من تو کله ام یک چیزی رو انتخاب می کنم و میگم که ازم سوال بپرسند:


1/ بابایم: توی جیب جا می شود؟   من: خیلی از اونها دوست می دارند که منافع آنجا توی جیبشان جا بشود و باخودشان ببرند خونه

2/ مامانم: آیا بدرد جامعه ما می خورد ؟  من: نه بابا جامعه ما بدرد آنها می خورد

3/ سوسن جون: خاله بازی بلد می باشند؟  من: تا دلت بخواهد آنها اهل خاله بازی می باشند

4/ دایی کامی: قابل نقل واتقال است؟   من: بعضی وقتها که دعوا می شود از یک طبقه به طبقه دیگر می روند و بعضی وقتها حتی تا دبیرستان انوشیروان هم می روند البته این نقل وانتقال بستگی به مناسبتش داره.

5/ بابایم: با کانون ارتباط خوبی دارد؟  من: کلا یکماه از سال زور می زنند که با کانون خوب باشند، ولی بعد آنها رو فراموش می کنند.

6/ سوسن جون: آیا کانونیها خاله بازی بلدند؟   بابایم: سوسن جون بی خیال خاله بازی و کانون باش، میخوای باز بچه من رو دعوا کنند.

7/ مامانم: آیا مثل ما خانومها بلد هستند آش درست کنند؟   من: بعللللله، خیلی بهتر از شماها می باشند. جدیدا واسه خانومها دارن آشی درست می کنند که کلی روغن روی آن می باشد. یک راهنمایی بکنم و اونهم اینکه آنجا یک جایی می باشد که یک سری آدم قبلا توسط خود ما انتخاب شدن ولی الان یادشون نیست از کجا آمده اند.

8/ دایی کامی: اگر وسط جلسات اونها و بدون اجازه یهویی حرف بزنی چی میشه؟   من: چون اونها خیلی آئین نامه سرشون میشه  اگر بدون اجازه آقا مدیرشون حرف بزنی ناراحت می شوند و یک طبقه بالا می روند.

9/ سوسن جون: آیا تو خونه هایی که به مردم اجاره می دهند می شود خاله بازی کرد؟   من: اگرخاله بازی بلد باشی وقتی یک خونه بهت میدن تا توش بشینی میتونی هم اجاره ندی و هم سالهای سال اونجا زندگی کنی وهیچ کسی هم هیچی نمیتونه بهت بگه .

10/ بابایم: آیا با کارمندهای اونجا میشه گفتگوکرد؟  من: کلا وقتی میخواهی با هرکی حرف بزنی باید اجازه آقا بگی، چون ممکنه یهویی یکی از کارمندهای اونجا بجای کتابخونه دکتر مهر بگه کتابخونه مارکار، بعد آقا دکتر مهر عصبانی میشه و بعد کارمند اونجا رو میخوان اخراج کنند و بعدش کارمنده زنگ میزنه به تو و هی نفرینت میکنه و بعد تو مجبور میشی کل حرفهای اون آقاهه رو برداری و ضایع میشی.

11/ مامانم: آنها تو هوای ابری چه می کنند؟  من: اگر هوا ابری باشد توی خونه می نشینند و به هواشناسی گوش می دهند و تا گفت فردا بارون یا برف میاد تعطیل می کنند.

12/ سوسن جون: بعد از اینکه تعطیل شدند آیا توی خونه خاله بازی می کنند؟  بابایم: دفعه دیگر که بارون او مد باهم می رویم خونه شون ببینیم چکار می کنند.

13/ دایی کامی: آیا با کارت شناسایی زرتشتی آنها می شود ساندویچ فلافل خرید؟  من: شاید توی اتریش بتوان با آن فلافل خرید ولی اینجا تو باید با کارت استخر فلافل بگیری با کارت شناسایی حتی بی تربیتی فیل هم نمی دهند.

14/ مامانم: اگر توی جلسات اونها بری و همه حرفهای اونها رو بنویسی چی میشه ؟  من: چون از آقا مدیر تا همه شون ممکنه یهویی یک چیز بی تربیتی بگن و بعد ممکنه مردم بفهمند که چقدر اونها بد می باشند در نتیجه اگه همه حرفهای اونهارو بنویسی مجبور می شوند، تصمیم بگیرند که بعضی روزها یواشکی جلسه بزارند و هی توی اون خاله بازی کنند که به ان می گویند جلسه غیر علنی.

15/ بابایم: آیا شفاف سازی بلد می باشند ؟  من: آنها آنقدر شفاف می باشند که نگو تازه بابی جونی هم دارند که می توانند به مقدار لازم از او استفاده کنند.

16/ سوسن جون: آیا بابی جون خاله بازی بلد می باشد؟   بابایم: جواب این سوالت هفته پیش بصورت خیلی تابلو داده شده.

17/ دایی کامی: اگه راست میگی آیا خبر دارند جشن سده چه روزی می باشد؟   من: بله اونها از همین الان بفکر جشن سده می باشند که بخاطر خودشون آبروی یک مشته آدم رو یهویی ببرند.

18/ مامانم: آیا واسه جوونها هم کاری می کنند ؟    من: توی مهدکودک که کلی رقص یاد بچه ها میدن. تو دبستان وقتی موتور به یکی میزنه عینهو اورژانس میبرنش بیمارستان. به راهنمایی ها که کاری ندارند. مدیر دبیرستانیها رو عوض می کنند، بعد ولش می کنند تا ده سال بعد و میگن چقدر بد بود، یکی دیگرو جاش میزارن. واسه دانشجوها دوسال یکبار میرن خوابگاهشون رو می بینند بعد چون خیلی ضایع وخرابه زودی بفکر درست کردنش می افتند. اگر خواستی ازدواج کنی میری سالن خسروی کلی پول میدی تا خوشبخت بشی تازه فیلم بردارت رو هم حتما زرتشتی میزارن بعد که زن گرفتی بچه دار شدی بهش 500 تومن پول میدن بعد هم اگر دوست نداشتی بهت اجازه میدن بری اتریش تا بفهمی چه جایی رو از دست دادی.

19/ بابایم: آیا اونها فردا  دوسالشان می شود؟   من: بعله وخیلی هم دلشان خوش می باشند که توی این دوسال کلی شاخ غول شکونده اند

20/ سوسن جون: آیا توی جشن تولدشان هم خاله بازی می کنند؟   من: میگن فردا قراره تمام خاله بازیشان رو تو این دوسال به مردم یاد بدهند.

تموم شد حالا هرکی بگه کیه:
دایی کامی : انجمن سنای آمریکا   
مامانم : انجمن حمایت از حیوانات  
سوسن جون: خاله بازی که انجمن نمی خواهد  
بابایم: هرچی هست انجمن زرتشتیان نمی باشد



بازدید: 673

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده فرشيد, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۰ - ۰۰:۳۴:۴۱
با بهترين درودها،سپاس بركودك نفهم با ارفاق سوال 21 را هم من بپرسم كه اونجا كجاست كه همشون همديگر را قبول ندارند و جلو رو هم ميگن راست مي گي افرين احسنت و... و درغياب هم ميگن هيچي نمي فهمه كار شكني ميكنه و....
2. نویسنده کامی, در ۱۳۸۹/۰۸/۲۴ - ۱۶:۳۲:۳۸
ببین تو آقایی ،خانی، من عشقت رو به همه دنیا نمیدم 
کلا فقط بگم خیلی میخوامت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات