| هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(94) |
|
|
| اردشیر ماندگاریان | ||||||||
| ۱۳ آبان ۱۳۸۹ | ||||||||
|
کلاغی که بر جوجه اش دانه برد
به ره بلبلی دانه بر او سپرد که این دانه را ده به فرزند من چو در انتظارست دلبند من کلاغش بگفتا نشانش ز چیست ندانم که نام و نشانش ز کیست بگفتا هر آن جوجه زیباتراست قشنگ و فریبا و ملیح تر است چو گشت آن کلاغ و همه جوجه دید به زیباتر از جوجه خود ندید تمامش به آن جوجه ی خود بداد نبودش دگر جوجه بلبل به یاد هر آن مادری همچو بلبل بود که هر کودکش غنچه گل بود بازدید: 462
|
||||||||