• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(94)
چاپ ارسال به دوست
اردشیر ماندگاریان   
۱۳ آبان ۱۳۸۹
Image
کلاغی که بر جوجه اش دانه برد
به ره بلبلی دانه بر او سپرد

که این دانه را ده به فرزند من
چو در انتظارست دلبند من

کلاغش بگفتا نشانش ز چیست
ندانم که نام و نشانش ز کیست

بگفتا هر آن جوجه زیباتراست
قشنگ و فریبا و ملیح تر است

چو گشت آن کلاغ و همه جوجه دید
به زیباتر از جوجه خود ندید

تمامش به آن جوجه ی خود بداد
نبودش دگر جوجه بلبل به یاد

هر آن مادری همچو بلبل بود
که هر کودکش غنچه گل بود


بازدید: 462

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات