• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


آیا انتقاد پذیر خوبی هستیم؟
چاپ ارسال به دوست
پندار   
۱۰ آبان ۱۳۸۹
Image
اگر تا به حال به آمار بازديدكنندگان و يادداشتهاي نوشتارهاي سايت توجه كرده باشيد متوجه شده ايد كه اگر خداي نكرده خبر درگذشت يكي از همكيشان درج شود بيشترين آمار بازديد و يادداشت را خواهد داشت اما چرا اينگونه برخورد مي كنيم؟ چرا از اينكه تمام دوستانمان در جاي جاي اين دنياي پهناور از شاديمان باخبر شوند هراس داريم! در صورتيكه بيشتر دوست داريم ديگران در غممان سهيم باشند! چرا؟ گزارشات ديني، تحليلها، نوشتارهاي ورزشي و طنز با توجه به علاقه و تعصبات شهرها و محله هاي مختلف آمار خاص خودشان را دارند. ولي زمانيكه مطلبي انتقادي نوشته مي شود يادداشتهايي را در پي خواهد داشت كه جاي بسيار انديشيدن دارد. حتي در بسياري از مواقع نويسنده را به آن وا مي دارد كه نوشتاري براي مطلب انتقادي اش بنويسد تا كمي كشمكش ها فروكش كند اما چرا؟!

از نوشتارها كه بگذريم (البته نوشتارها هم برگرفته از اتفاقات واقعي رخ داده هستند كه بر صفحه اي سپيد جاودانه مي شوند) حتي در زندگي روزمره هم با بسياري از اين موارد مواجه مي شويم. زمانيكه همكيشي از نحوه عملكرد فرنشينان جامعه انتقاد مي كند، يا مادري كه از آموزگار فرزندش بدليل انتقادي كه انجام گرفته ناراحت مي شود، يا ميوه فروشي كه وقتي از ميوه هاي خرابش انتقاد مي كنيم جوابمان را نمي دهد و بسياري موارد مشابه ...

اما اين به چه معناست، آيا فرد انتقاد كننده نحوه درست انتقاد كردن را نمي داند؟ يا واقعا ما انسانهايي هستيم كه انتقاد را دوست نداريم!؟ يا فكر مي كنيم كه بهترين هستيم و كسي حق ندارد از ما انتقاد كند!

اما انتقاد در بسياري مواقع مطالبي را برايمان روشن مي كند كه ناخواسته انجام مي پذيرفته در صورتيكه هدف اصلي چنين نبوده است.

 شايد يكي از دلايل از هم كسيختگي انواع جوامع همين موضوع باشد. اگر سران جامعه انتقادپذيران خوبي باشند و بتوانند واقعيت ها را ببينند و بپذيرند مي توانند بسياري از مشكلات جامعه را حل كنند. زمانيكه شخصي انتقادپذير خوبي باشد به اطرافيانش هم نحوه درست انتقادكردن را مي آموزد.

همانطور كه مي دانيم تمام بشرها داراي خوبي ها و بدي هايي هستند كه خوبي ها نياز به تشويق و بدي ها نياز به گوشزد و انتقاد دارد تا باعث پيشرفت و بهتر شدن شخص شود. اگر زبان درست انتقاد كردن را بياموزيم و انتقادپذير خوبي هم باشيم قطعا انسان موفقي خواهيم شد. كسيكه انتقاد را مي پذيرد و در پي تغيير خويش برمي آيد در واقع يكي از اصول مهم سلامتي روان را بدرستي مي داند.

حال شما بعنوان يك خواننده آيا انتقادپذير خوبي هستيد؟


بازدید: 743

  یادداشت ها (6)
1. نویسنده یکی از 13000تا, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ - ۲۱:۳۷:۳۳
واقعا منظورتون از نوشتن این مطلب چی بود؟؟
2. نویسنده کیخسرو توکلی website, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ - ۲۳:۳۲:۴۵
شادزیوید ؛ شاید رعایت یک نکته نیز در انتقاد و نقد لازم است و آن این که برای اندیشه و حرف های خود و دیگران ارزش قایل باشیم و همانگونه که دوست داریم بدانیم با چه کسی طرف هستیم ، به او هم این حق را بدهیم که بخواهد بداند چه کسی با او تقابل می کند . " همیشه برای اظهار نظر با شجاعت خود را معرفی کنیم . "
3. نویسنده شبنم, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ - ۰۸:۳۱:۴۴
به نظر من مشكل اينجاست كه وقتي كسي از ما انتقاد ميكند فكر مينيم كه قصد صدمه زدن به ما را داشته و ميخواهد چوب لاي چرخمان بگذارد .هيچگاه فكر نميكنيم كسي كه ميخواهد چوب لاي چرخمان بگذارد هرگز مستقيم انتقاد نميكند برعس كساني كه ما برايشان مهم هستيم اشكالات كار ما را ميگويند . اين شك و بدبيني را بايد از بين برد نمونه اش همين دوستي عزيز كه با خواندن يك متن سوالي ميپرسد منظورتان چيست ؟!!!! ( لابد كافر همه را به كيش خويش پندارد ) 
تا وقتي اين قدر نسبت به هم بدبين هستيم قدرت انجام كار گروهي را نخواهيم داشت
4. نویسنده شاعر, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ - ۱۷:۱۵:۲۳
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
5. نویسنده فرشید, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ - ۱۸:۴۹:۲۹
ولتر می گوید : من تا جان در بدن دارم از اظهار بیان شما که مخالف من هستید دفاع میکنم ، تو باید حق گفتن آزادانه آنرا داشته باشی . 
100 سال سر لوحه روزنامه فیگاروی آزادی ظلب فرانسه این بود و هست که : تا آزادی انتقاد در کار نباشد ستایش ارزنده ای نیز وجود نمی تواند داست . 
احترام به عقاید دیگران یا احترام به حق بیان ؟ 
چرا به عقیده دیگران احترام نمیگذارید ، این چمله همیشه برای خفه کردن و سانسور کردن دیگران بکاررفته ، در حالیکه وافیعت این است که ما اجباری نداریم به هر عقیده سخیفی احترام بگذاریم و در وافع هم نمی گذاریم . آیا مثلا شما به عقاید نژاد پرستانه هیتلر و یا معتقدات عقب افتاده فلانی احترام می گذارید ؟ مسلما که نه . پس بسیار روشن است که این طرز تفکر که باید به عقاید دیگزان احترام بگذاریم از بیخ و بن غلط است . ما نه به هر عقیده ای بلکه تنها به عقایدی احترام می گذاریم که انسانی و اهورایی باشد و خلاصه اینکه در بحث و جدل و انتفاد و بعدا در عمل محک می خورد و صحت و سقم آن مشخص می شود و یا تاریخی و علمی صحت آن مشخص شده .اگر به عقاید دیگران احترام نمی گذاریم بدان منظوز نیست که به آن بی اخترامی و یا توهین کنیم . توهین به هر شکلی نادرست است . اگر توهین کنیم حق دیگران را در توهین کردن به رسمیت می شناسیم . خلاصه اینکه تقلب ادبی به جای احترام به حق بیان ، احترام به عقاید دیگران را مطرح میکند که این غلطی فاحش است برای سانسور کردن من و تو .
6. نویسنده فرشید, در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ - ۱۹:۰۶:۲۳
ایراد گیری و انتقاد از جهت متد با هم فرق دارند  
انگیزه انتقاد تصیح و رشد و حرکت و سازندگی رو به جلو و فرد خودرا جزیی از آن تغییر می بیند ، برای آن زحمت می کشد و آینده خود را در ان جستجو می کند . 
اما انگیزه ایرادگیری و یا نق زدن انکاز هر حرکت مثبتی است و هر حرکت و نقد را شر اعلام می کند .بیرون گود نشسته و به دنبال هر تفکری ببخشید گوسفند وار روان است و سعی در آموزش و دخالت ندارد و بی تفاوت بدون اثر گذاری بدون خیر دانش و فرهنگ خودش دنبال تغییر نیست . انگیزه ایراد گیری ترمز است و انگیزه نقد علنی روشن وشفاف نمودن راه از چاه است .

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات