• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


دیداری نو با گذشته
آشنایی با یشتها- بخش چهارم
چاپ ارسال به دوست
راشین جهانگیری   
۰۹ آبان ۱۳۸۹
Image
درون مایهءمهریشت:
چنانکه می دانید در بیشتر بخش های اوستا بجز گاهان، به ویژه در یشت ها، بارها و بارها از خدایان پیش زرتشتی یعنی ایزدان پس از اشوزرتشت نام برده شده است. مهر یشت هم مانند همهء یشت های بلند، بسیار کهن و بی اندازه زیبا و دلکش است.

دربارهء نظم شعری و وزن و قالب آن پیش از این سخن بسیار رفت. این یشت دارای 35 کرده بوده و هر کرده دارای بندها( قطعه یا پاره ها)یی است که در کنار هم به شمارگان 146 می رسند.

شمارگان بیت های هر بند، برخلاف گاهان که شمارگان بیت های هر بند در بخش های پنج گانهء آن دارای هماهنگی ویژه ای است، در یشت ها نامساوی است.

دوران وصف شده در مهریشت، یارآور دوران آریاییان پیش زرتشتی است، اما در کنار آن آشکارا از کلیدواژگان (اصطلاحات) زرتشتی بهره گرفته شده است.

« مهریشت از قطعهء 1 - 6 مقدمه ای است در توحید که اصلاً متعلق به این یشت نیست و بعدها افزوده شده است. از قطعهء 118 - 139 شامل قسمت رسومات دینی است. از قطعهء 140 - 144 عبارت است از توصیف و مدح و ثنا در صورتی که از قطعهء 115 - 117 را از قطعات مستقل ندانیم، می توان آن را نیز جزء قسمت رسومات دینی شمرد و به قطعهء 118 مذکور، مربوط و متصل کرد.

بطور یقین در قطعات 9 و 18 - 21 و 23 - 24 و 28-34 و 37-43 و 48 و 83-94و 98-101 و 105-111 علایم نفوذ آیین زرتشتی است. پس از تجزیهء قطعات مذکور، مابقی را باید یادگار عهد آریایی دانست.» (یشتها، پورداوود)

آنچه که محور سروده های مهریشت است، راستی و راستگویی، وفای به پیمان و دلیری و پهلوانی است. ایرانیان این ویژگی های مهر را همواره ستوده اند و کوشیده اند در کنار دلیری و پهلوانی، از راستی و وفای به پیمان سر نپیچند. چیزی که امروزه تا اندازهء زیادی آن را به فراموشی سپرده ایم و تنها خاطره ای از آن برایمان به جای مانده است.!

در کردهء دوم مهریشت می خوانیم «... کسی که به مهر دروغ گوید و پیمان شکند و شرط وفا نداند، ویران کنندهء کشور و کشندهء راستی است...»

و در پی آن آمده است که هیچ کس نباید پیمان خود را زیر پای نهد خواه با دیویسنان بسته باشد، خواه با مزدیسنان. از سوی دیگر مهر را نشان فروغ و روشنایی دانسته اند، چرا که برای نگهداری از پیمان و آشکار شدن راستی از دروغ، نیاز به روشنایی است.

در راه نگهبانی از راستی و پیمان، از سوی اهورامزدا هم به او یاری می رسد که در مهریشت به صورت مانندگی هایی چون هزار گوش(نیوشایی فراوان)، ده هزار چشم(بینایی بسیار فراوان) آمده است. این ویژگی مهر، در نوشتگان پهلوی به فرشتگانی داده شده است که از سوی مهر گماشته شده اند که چشم و گوش او بوده و در سراسر جهان پراکنده شده اند تا یاریگر او در پاسداری از راستی و پیمان باشند.

جایگاه مهر در مهریشت، فراز کوهی است به نام هرا «hara». این کوه جایی است سراسر اعتدال. نه روز است و نه شب، نه تاریکی است و نه گرما و نه سرما و نه ناخوشی و نه کثافت.

جای آرمیدن مهر دارای پهنایی است به اندازهء پهنای زمین بنابراین به آسانی همگان را زیر نظر داشته و در همه جا هست.او از آنجا به کشورهای آریایی چشم دوخته و حتا کمترین نالهء ستم دیدگان را می شنود و برای یاریشان می شتابد.

او برجی دارد در عالم بالا که آنجا مانند یک نگهبان همواره بپا ایستاده و آمادهء خدمت است او مانند سروش همیشه بیدار است و دشمن دیو خواب.

او را بازوانی تواناست که همهء جهان را زیر قدرت خویش دارد و هر جا ستمگری باشد و دروغگویی، او را به چنگ می آورد. از ویژگی های او «نافریفتنی» بودن اوست. همان ویژگی که در گاهان به اهورا مزدا داده شده است.

ایزد مهر در این یشت همانند پهلوانان شاهنامه دارای ابزار جنگ است. او خودی بر سر دارد و زره ای از جنس زَر در بر کرده و بر دوش خود سپری سیمین انداخته و گُرزی گران(سنگین) در دست گرفته و سوار بر گردونهء طلایی خویش که چرخ هایی بلند و درخشان دارد و به گونه ای مینوی ساخته شده و چهار اسب سفید او را با سرعت فراوان می کشند، گرداگرد جهان می گردد. او در گردونهء خود هزار تیر ناوک زرین، هزار نیزه، هزار تبرزین از جنس فولاد و هزار تیغ و هزار گرز از جنس آهن و فلاخن دارد. او را یارانی است که از پس و پیش و چپ و راست او می تازند از جمله «ایزدبهرام»(پیروزی)، «سروش»(فرمانبرداری و نیوشایی)، «رشن»(دادگری و عدالت جویی)، «ارشتاد»(درستی)، «پارند»(نیک بختی و فراوانی) و «اَشی یا اَرت»(ثروت و توانگری) و از همه مهم تر، «رام» که از یاران ویژهء اوست.

مهر ایزد در این جهان سزای دروغگویان و بدکاران و پیمان شکنان را داده که همان سرگردانی و پریشانی و از دست دادن آرامش و رامش است. خان و مان شان را بر باد داده و تیغ و تیرشان را ناکارامد می سازد. بنابراین در میدان نبرد شکست خورده و خوار و زبون می شوند و در برابر آنها، راستی جویان و راستی خواهان را خوشی های فراوان و آبادی و شهریاری و سربلندی می دهد و در میدان نبرد پیروز می کند.

از کردهء 13 و 95 مهریشت می توان دریافت که مهر همان فروغ و روشنایی خورشید است نه خود آن. زیرا پیش از بیرون آمدن خورشید برمی خیزد و پس از رفتن او، مهر هم به گردش خود پایان می دهد که شاید تمثیلی از فلق و شفق باشد.

در نوشته های جدیدتر، مهر یکی از سه داور روز واپسین است که در کنار سروش و رشن به حساب و راهنمایی روان راستگویان می پردازد. این سه ایزد روان راستگویان را در سر پل چینوت از دست دیوانی که می خواهند اینان را به دوزخ بکشانند، نجات می بخشند.

کتابنامه:

1-      آموزگار، ژاله. 1374. تاریخ اساطیری ایران . تهران: سمت.
2-      ابوالقاسمی، محسن.1383. شعر در ایران پیش از اسلام.تهران: طهوری.
3-      پورداوود. ادبیات مزدیسنا، یشتها، ج 1 .بمبئی: از سلسله انشارات انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی.و انجمن ایران لیگ بمبئی.
4-      تقضلی ، احمد. 1376.تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام . به کوشش ژاله آموزگار .تهران: سخن.
5-      زرشناس ، زهره. 1384. میراث ادبی روایی در ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.
6-      ------------. 1385. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.

در این باره بحوانید:
آشنایی با یشتها- بخش نخست
آشنایی با یشتها- بخش دوم
آشنایی با یشتها- بخش سوم

بازدید: 672

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات