• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(90)
ریا
چاپ ارسال به دوست
جمشید زره پوش   
۲۲ مهر ۱۳۸۹

Image
خدا را شکر کاندر زندگانی

ز راه مردمی بیره نبودم

چو سگ دودو زدم هر گوشه اما

چو گربه دزد سر سفره نبودم

نبودم گرچه چون شیر شکاری

ولیکن روبهی گمره نبودم

پی سرمستی از جام لئیمان

چو موشی بر سر خمره نبودم

ستم هرگز نکردم بر ضعیفان

چو گرگی در پی بره نبودم

شریک قافله همدست دزدان

منافق خائنی خیره نبودم

اگر بودم سگ گله به هر حال

رفیق گرگ خونخواره نبودم

نگفتم پیش کس عیب کسی را

ز خوبی های خود غره نبودم

چو بنهادم قدم در راه با دوست

شریک و یار نیمه ره نبودم

خدا می داند اندر هیچ راهی

به ره گم کردگان همره نبودم

اگر با ناکسانم بود انسی

خدا داند کزان زمره نبودم

اگر بودم شریک مال مردم

دله دزدی شکم باره نبودم

چنان شیخ ریایی بهر مردم

به حج واجب و عمره نبودم

مثال دین فروشان ریا کار

در آیین ریا خبره نبودم

ولی باور مکن از من که من هم

ز ریو و رنگ بی بهره نبودم


بازدید: 420

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات