• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


جشنهایی که تنها برگزار می شوند
چاپ ارسال به دوست
رشید شهرت   
۱۷ مهر ۱۳۸۹
Image
مهرگان امسال در استان یزد، بدون شک تحت تاثیر حادثه دردناک از دست رفتن هرمزدیار ستودیان نوجوان زرتشتی بود، اما با نگاهی به جشن های ماهیانه یک سال اخیر در این شهر، شاید بشود به نتیجه گیری درست تری رسید.این روزها جشنهای ماهیانه بیشتر از آنکه جشن باشد به آیین گاهنبارخوانی خلاصه شده است، برخی از انجمنها که کلا بی خیال گرفتن جشنهای ماهیانه هستند، بقیه هم به برگزاری یک مراسم مختصر در محله خودشان و همراه با گاهنبارخوانی اکتفا می کنند.

در واقع نه خبری از تئاتر است، نه خبری از موسیقی، نه خبری از سرود، نه خبری از مسابقه و نه حتی خبری از سخنرانی های درست و حسابی. اگر بخواهیم درست تر بگوییم باید بگوییم خبری از جوانان نیست. البته اگر نمایشی برگزار شود بیشتر به دنبال خنداندن تماشاچی به هر قیمتی است، اگر موسیقی اجرا شود، بسیار اندک پیش می آید که از گروهی زرتشتی باشد و تنها شاید یک نفر آن زرتشتی است و سرود هم که مختص مهد کودک کورش است و همه این موارد از کم رنگ شدن نقش جوانان در برگزاری جشنها می گوید.

زمانی نه چندان دور، جشنهای مهم زرتشتیان همچون مهرگان، سده و ششم فروردین در تالار یگانگی سازمان و باشگاه جوانان زرتشتی یزد برگزار می شد، جشنهایی که چندین هفته جوانان را برای تمرین و آماده سازی به خود مشغول می کرد.

کم کم در حالی که انجمن یانش وران برای انجام کارهای اجتماعی شکل می گرفت، گروه های هنری نیز در جامعه زرتشتی ایجاد شدند گروه هایی همچون اهورا که  به موسیقی می پرداخت و یا گروهی همچون هومت که ویژه علاقه مندان تئاتر بود و برگزاری جشنواره تئاتر زرتشتیان را به نوعی باید ثمره همین گروه هومت دانست. البته گروه هایی که باید بپذیریم متکی بر فرد بودند و هیچ کدام از حمایت درست و حسابی انجمنها برخوردار نبودند و همین باعث شد تا این دو بستر مناسب به خاطره ها سپرده شود.

اما کم کم سالن های زرتشتیان در یزد هم بیشتر شد، سالن کوچه بیوک ساخته شد، سالن قاسم آباد بازسازی شد، ساخت سالن کسنویه آغاز شد و جشنهای بزرگ دیگر ویژه تالار یگانگی نبود، یانش وران جشن شب چله را که هر سال با برنامه های متنوعی برگزار می کرد، در محله های گوناگون جشن می گرفت، قاسم آبادی ها کم کم جشن 6 فروردین را با شکوه زیادی جشن می گرفتند به نحوی که بلیط های دو شب جشن در کمتر از دو ساعت به فروش می رفت و به دلیل ساخت سالن ورزشی باشگاه، تالار پرخاطره یگانگی هم در خاطره ها بایگانی شد.

همانطور که پیش از این گفتیم گروه های هنری متاسفانه کم کم تعطیل شدند و دیگر جانشینی نداشتند، تا جوانان مستعد در این زمینه یا بی خیال این زمینه شوند یا کارشان را به صورت تکی ادامه دهند.

در گام بعدی انجمنهای زیادی اقدام به برگزاری جشنهای ماهیانه کردند، جشنهای ماهیانه ای که یک خصوصیت مشترک داشت و آن بی برنامگی بود، در واقع اگر زمانی انگیزه مردم برای شرکت در جشنها اجرای نمایش یا گروه موسیقی بود، انجمنها آمدند و این انگیزه را به شام تغییر دادند تا با این ترفند مردم را به سالنها بیاورند. آنها یا تحمل کار با جوانان را نداشتند و یا جوانان دیگر در این زمینه پیش نیامدند، به هر حال نتیجه این شد که اکنون می بینیم، جشنهایی که زیاد هستند ولی شادی نمی آفرینند، شاید به غیر از یکی دو جشن همچون شب چله یانش وران یا 6 فروردین قاسم آباد و البته جشنی همچون گاهنبار دانش آموزی، کمتری جشنی را در یکی دو سال گذشته با برنامه ریزی یکی، دو ماهه شاهد بوده ایم.

 یعنی انجمنهای ما به جای انگیزه دادن به جوانان و تشویق آنها برای همکاری در برگزاری جشنها، ترجیح داده اند تا راه حل آسان تر را انتخاب کنند یعنی جشن را با گاهنبار شروع و تمام کنند.

متاسفانه ما در بیشتر موارد تا کارد به استخوانمان نرسد، واقعیت را درک نمی کنیم و در نتیجه زمانی تصمیم درست را اتخاذ می کنیم که دیگر دیر شده است. امروز هنوز برای جامعه زرتشتیان یزد فرصتهای زیادی باقی است تا یک جامعه شاد و کوشا باشد، جامعه ای که به جوانانش بها می دهد و برای رشد آینده سازانش تلاش می کند.

امروز انجمنهای ما می توانند با همدلی و همازوری و کنار گذاشتن تعصبهای بیجا گروه های هنری را با هزینه ای نه چندان زیاد تشکیل دهند.

امروز انجمنهای ما می توانند جشنهای ماهیانه را بین خود تقسیم کنند تا هر انجمن یکی از جشنها را با همکاری همه جوانان یزدی با شکوه برگزار نماید.

امروز هنوز آن قدر جوان داریم که انجمن یانش وران مانتره یا سازمان و باشگاه جوانان زرتشتی استان یزد که خود برگرفته از جوانان هستند، در کنار کارهای اجتماعی و ورزشی پایگاهی باشند برای انجام کارهای هنری مداوم و منسجم.

امروز باز هم می توانیم با برنامه ریزی مناسب شاهد برگزاری جشنی همچون گاهنبار دانش آموزی باشیم تا نوجوانانی که در یکی دو سال گذشته در گاهنبار دانش آموزی و افتتاحیه جام ایران دخت، پرتلاش بوده اند، همچنان در این وادی گام بردارند و رشد کنند.

 آری امروز هنوز دیر نشده، ولی فراموش نکنیم در آینده ای نه چندان دور، روزی خواهد رسید که ما به جبر زمانه فهمیده ایم چه باید بکنیم، اما دیگر کسی نیست که با او همازور شویم و آن موقع است که باید بگویم چه زود دیر شد.


بازدید: 642

  یادداشت ها (1)
1. نویسنده آناهيتا, در ۱۳۸۹/۰۷/۱۷ - ۱۵:۰۵:۳۶
درود، نوشتار بسيار زيبايي بود ولي اميدوارم بزرگان و مسوولان از خواب بيدار شوند. چقدر واقعيت ها تلخ است. افسوس و صد افسوس. پس اين مشكلي است كه گريبانگير تمام شهرهاست. من تصور مي كردم فقط در شهر من اين خبر است دلمان به يزد خوش بود كه شهر متعصبي است و بسياري سنت ها را حفظ مي كند، جوانانش كوشا هستند، غيرت ديني در بين جوانانش است اما به يكباره تمام تصوراتم ويران شد. واي با اين نوشتار دلم گرفت بايد كاري كرد بايد فكري كرد بايد ...

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات