• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


جشن مهرگان یا روز عشق؟!
چاپ ارسال به دوست
مهرداد قدردان   
۱۰ مهر ۱۳۸۹
Image
فرخنده جشن مهرگان فرا رسيد جشني به همپايگي نوروزِ پيروز، اين جشن و شادي بر ايرانيان و جهانيان خجسته.

اما بايسته آمد پيرامون مهرگان و قرار گرفتن اين جشن براي روز عشق چند كلامي بينگارم تا شايد آنچه درست تر  است پيش چشم آيد.

مهرگان جشني است كه بازبسته به ايزد مهر ايزد پيمان و جنگ است، ايزدي كه يشت دلكش و رزمي مهريشت در اوستا يادمان اوست.

واژه مهر در اوستا میثرَ (miθra) به سانسکریت میترَ  (mitra)و در پهلوی میتر(mitr) و میترا(mitra)  آمده است که آن را از ریشه ی  may یا mā  به معنای پیمان بستن و قرار گذاشتن و نیز از همین ریشه به معنی سنجيدن و اندازه گرفتن می گیرند و هرکدام از معانی بالا که برای این ریشه در نظرگرفته شود، با کارکرد مهر، نیک همخوانی دارد.

خويشكاريِ نگاهباني ايزد مهر از پيمان و كيفر مهر دروجان (پيمان شكنان) به روشني در مهريشت دريافتني است، نيز در متون پهلوي اين خويشكاري ايزد مهر برجسته است، آنگاه كه مهر مواظبت شديد از پيمان نه هزار ساله هرمز و اهريمن دارد و حتي براي وارد نيامدن كوچكترين خدشه بر اين پيمانِ ازلي، مهر ايزد جنگاور بر خلاف ديگر ايزدان حتي كاركردي منفي پيدا مي كند(بند 29 مهريشت ) چون هرگز راضي نمي شود پيروان راستي بيش اندازه مقرر در جبهه نيكي بر عليه بدي پيشروي و پيش از زمان موعود اهرمن و پيروانش را از هستي براندازند او مواظبت دارد كه اين پيمان نه هزار ساله در زمان خود به سر آيد و طرفين موظف به  اجراي پيمان باشند، اين خويشكاري مهر در مهريشت (بند 2) نيز سفارش شده كه هرگز نبايد پيمان را شكست حتي اگر با دروند و پيرو اهريمن بسته شده باشد.

از خويشكاري سنجش و سنجندگي، داوري و ميانجي گري ايزد مهر در ادبيات ديني به فراواني سخن به ميان آمده است، حضور مهر به همراه ايزدان سروش و رشن بر سر پل مينوي چينود براي سنجش بدي و خوبي آدميان در زندگي گيتيايي و ميانجيگري و داوريشان  براي برپايي داد و دادگري  شَوَند آن شده كه بر سرخوانِ مهرگانيِ جشن مهرگان ترازويي براي يادآوري اين خويشكاريِ اساسي ايزد مهر قرار داده شود. اين سنجش و ميانجي گري ايزد مهر تا بدانجاست كه درگاه شماري ايراني در ميانه ماه (روز شانزدهم ) و در ميانه سال (ماه هفتم) در نيمه و سرآغاز نيمه دوم ماه و سال، مهر بلند پايه جاي مي گيرد.

مهر در آيين مهري با پديداري اش از صخره و سنگ كه تمثيل از آسمان است و پس از كشتي اساطيري با خورشيد و هم پيمان شدنشان (كه هنوز به پاس اين هم پيماني شير و خورشيد با همند ‌«شير نماد مهر است» نيز به خورشيد، مهر اطلاق مي شود و خورشيد نيايش هم بدون مهر نيايش سرايش نمي شود) به قرباني گاو مي پردازد كه براساس باور مهريان حيات و زندگي پديد مي آيد، سپس مهر به آسمان مي رود ولي قرار است در پايان جهان برگردد و باز نيز با قرباني گاوي و تهيه آشامي از اين گاو و خوراندن آن به مردمان در جاودانگي آنان بكوشد و اين قربانيهاي مهر وجهه و نمايه و از مهمترين مراسم مهريان قرار مي گيرد و هر زماني كه گاو به هر دليلي در دسترس نبوده براي اجراي قرباني از گَوَسپَنتَه=گاوپاك=جاندار و آفريده پاك=گوسفند استفاده شده است.

برخي با تكيه بر معني مهر در متون پسين ميانه و ادبيات فارسي كه برابر دوستي قرار مي گيرد و يا با تكيه برمعناي مهر در سانسكريت مي كوشند اين ايزد را مظهر دوستي و عشق جلوه دهند و بر همين پايه، روز جشن مهرگان را روزعشق نامگذاري كنند كه به نظر مي رسد با مروري هرچند كوتاه بر مهريشت اين سند مهم و اصيل و گفتار بالا اين نامگذاري در فرهنگ اوستايي اصالتي نداشته باشد. براي اطمينان بيشتر به ديدگاه پژوهشگران اين عرصه نگاهي خواهيم داشت.

هانس پيتر اشميت در نوشتاري با نام «مسئله اصلي مطالعات ميتراي هند و ايراني» ارائه شده در دومين كنگره بين المللي مهرشناسي كه با ديگر نوشتارهاي همگون در كتاب دين مهر در جهان باستان گرد آوري شده و توسط استادمرتضي ثاقب فر به فارسي برگردان شده، مي نويسد:

« «تيمه» با ترجمه ميترا(مهر) در ريگ ودا  به «دوستي» مخالفت كرد مفاهيم «آشتي» و «توافق» بيشتر از واژه «دوستي» بر مفهوم «پيمان» دلالت دارند.

«تيمه» در كتاب ميترا و آريامن خود(1957) به تفصيل در باره ايزد ميترا (ميثره)بحث مي كند و مي كوشد ثابت كند كه بسياري از وظايف و كاركردهاي اين ايزد در صورت در نظر گرفتن اشتقاق معناي نام او از «پيمان» قابل توضيح خواهند بود و بدين ترتيب نظر او در واقع تكميل و تعميق طرح اوليه «ميّه» است. او در مقاله اش  با عنوان مفهوم ميترا در باور آريايي(1957) دقيق ترين و مفصل ترين دفاع از نظريه «پيمان» را ارائه داد، تعريف او از واژه ميترا چنين است : «قراردادهاي خشك و الزامي ميان افراد يا گروهها» شامل پيمانهاي خانوادگي به ويژه پيمان زناشويي، وعده هاي پاداش، پيوند دوستي شخصي، پيماني ميان مهماني بيگانه و ميزبان او و....  .

اما گرشويچ كه نظريه قرارداد را تاييد مي كند(مهر= قرارداد)ميتراي ودايي به معناي دوست را واژه اي تصادفي، هم شكل و هم آوا با نام ايزد مي داند»

«ولفگانگ لنتس» در نوشتاري با عنوان «كاركردهاي اجتماعي ميثره ايران باستان» ( درج شده در كتاب «مهر در ايران و هند باستان» به ويراستاري دكتر بابك عاليخاني)  مي نويسد:

«به لحاظ ريشه شناختي، گفته شده است كه بين ميثره ايراني باستان با مهر فارسي نو (به معني عشق، رحمت) صرفا اشتراك لفظي وجود دارد(يا لااقل نسبتي وجود دارد كه تا كنون معلوم نشده است) اين دو مسلما  دو واژه جداگانه هستند، با اين حال شكي نيست كه نسبتي ميان اين دو موجود است. واژه مهر البته در فارسي ميانه وجود داشته و در فارسي نو در كنار مهر به معني خورشيد باقي مانده است»

اين نكته انديشيدني است كه هرچند ما  با هنديان از يك اصل وريشه ايم  ولي چنانكه تاريخ نشان داده  قرار نيست داراي فرهنگ و باور و اعتقاداتي يكسان باشيم براي نمونه دئوه ها(ديوان) در نزد آرياييان هندي ايزدان نيكي و روشني اند ولي نزد نياكان ما مظهر بدي و فريب قلمداد شده اند و يا اسوره (اهورا ) سرچشمه نيكي است نزد ما و در پيش هنديان سرچشمه بدي. در ديگر باورها نيز تفاوتهاي آشكاري بين اين دو ديده مي شود و اينگونه نيست كه اگر آنها ميترا را به معناي دوستي بگيرند ما هم استناد كرده اين گونه بينگاريم. اگر مهر امروزه در ادبيات فارسي در معناي دوستي و محبت كاربرد دارد دليل منطقي بر تلقي مهرگان كه اصل و ريشه اي ديگر دارد براي روز عشق و دوستي نيست واژگان زيادي داريم كه در گذشته معنا و بار معنايي ديگري داشته و امروز در معناي عكس و يا با بار معنايي  باژگونه كاربرد يافته است.

متن اصيل و روشن مهر يشت در شرح كاركرد ايزد مهر نيز شخصيت مهر در آيين مهر، نمونه زنده برگزاري جشن مهرگانِ اصيل ( ميتراكانا و بازآفريني قرباني توسط مهر)در روستاهاي زرتشتي نشين كه با قرباني همراه است ، مجموعه اينها در كنار يكديگر براي آگاهي دادن ما كافيست و جايي براي قلمداد جشن مهرگان به عنوان روز عشق و دوستي نمي گذارد و مهمتر اينكه اگر به گاهان اشوزرتشت مراجعه كنيم ، خواهيم ديدكه ايشان تنها يكبار واژه مهر را در يسناي 46 بند 5 بكاربرده اند كه بر اساس پژوهش و برگردان استاد پورداود(كتاب يادداشتهاي گات ها چاپ 1381 صفحه 279) مهر در گاهان به معني پيمان و پيوند (عهد وقرار) است و استاد پورداود در همين صفحه يادآور شده اند كه مهر در ديگر بخشهاي اوستا نيز بدين معنا كاربرد دارد.

داريوش بزرگ نيز درسنگ نوشته بيستون واژه «هَه ميثري يَه» را به معناي پيمان شكن بكار مي برد كه «هَه» = بدون، بي  و «ميثري يَه» همان ميثره و مهر = پيمان است.

اينك مروري كوتاه بر مهريشت خواهيم داشت تا با ويژگي اين ايزد دلاور و راستي پيشه بيشتر آشنا شويم:

«مهرِ فراخ گویود، دارنده ی چراگاه های فراخ است، سرور دینی خانه، سرزمین، قبیله، کشور و زرتشتروتمه(شبیه ترین کس به اشوزرتشت) است.» ( بند115 ) که این بند حاکی از حضور گسترده ی مهر است در همه جا با راست کیشی و اشویی.

اما پایگاه مهر در پیمانها: « بیست چندان پیمان میان دو دوست، سی چندان پیمان میان دو همشهری، چهل چندان میان دو شریک، پنجاه چندان میان زن و شوهر، شصت میان دو هم شاگردی، هفتاد میان شاگرد و آموزگار، هشتاد میان داماد و پدرزن، نود میان دو برادر، صد میان پدر و پسر، هزار میان دو کشور و ده هزار چندان است پیمان دین مزدیسنی»(بندهای 116 و 117) که بیان کارکردِ پایش پیمانها به همراه ارزش گذاری آنها توسط مهر است.

پادافراه گریِ سنگین: «که در تاخت بر دشمن(پیمان شکن) پیشی گیرد و سرشار از خشم، با دلیریِ مردانه، دشمن(پيمان شكن) را در جنگ به خاک افکند ........ مغز سر او را همان مغز سری که سرچشمه ی نیروی زندگی است و تیره ی پشت او را در هم شکند.»(بند 71)

باید دانست که مهر خودخواه و خودسر نیست او تنها زننده و تباه کننده ی «مهردروجان» (پیمان شکنان) است. مهر چه خشمگین و چه آرام نیکخواه آدمیان است او برای آدميان نیکی و راستی و خوبی می خواهد: «توانگری، زور، پیروزی، خرمی، بهروزی، دادگری، نیکنامی، آسایش روان، توان شناخت، دانش مینوی، پیروزیِ اهورا آفریده، برتری ِ پیروزمندی که از بهترین اشه باشد و دریافت مانتره.» (بند 33)

و البته تاکید دارد که چون پیمانی بسته شد چه با اشون چه با دروند باید پیمان را نگه داشت و برای همین است که گفته می شود مهر تنها ایزدی است که جنبه مثبت و منفی هر دو را دارد چه، برای او پیمان مهم است نه افراد پیمان سپار: «مبادا که پیمان بشکنی نه آن پیمان که با یک دروند بسته ای و نه آن پیمان که با یک اشون بسته ای چه، پیمان با هر دوان درست است خواه دروند خواه اشون.»(بند 2)

او حتی نگاهبان پیمان اساطيري هرمز و اهرمن متون پهلوي هم هست و تا پیش از پایان یافتن نه هزار سال که مدت پیمان است نخواهد گذاشت که یاران هرمز بر یاران اهرمن  چیره شوند و زمان معهود بايد به سرآید به همین روی : «ای مهر تو با کشورها هم خوبی هم بد، ای مهر تو با مردمان هم خوبی هم بد، ای مهر از تست آشتی و از تست ستیزه در کشورها.»(بند 29)

مهر ایزدی است اهورا آفریده و نیایشگر و همیشه بیدار و دلیر :«آن که به راستی دستانش به سوی اهورامزدا برآورده است .....ای خوب کنش، من پشتیبان و نگاهبان ِ همه ی آفریدگانم»(بند53 و 54) «..... آن هماره بر پای ایستاده ، آن نگاهبان بیدار، آن دلیر زبان آور....آن زبان آورِ کاردان، آن نافریفتنی ِ بسیار هوشمند، آن آفریده ی کردگار»(بند 61)

در ادبیات دینی و بر اساس دیدگاه ایرانیان باستان آنقدر پیمان سپاری مهم است و سر آوردن پیمان مهم تر که مهر از درگاه اهورامزدا می طلبد که مردمان او را بستایند و به یادش باشند این بدین معناست که وفاداری و پیمان داری و وفای به عهد بسیار مهم بوده و کار ساز و مهر برآوردگار مفهوم سپندینه ای است که برای زندگی کردن و داشتن جامعه ای سالم حیاتی است: «آن که به راستی دستانش به سوی اهورامزدا برآورده است و با نهادی شاد به آواز بلند می گوید، ای اهورامزدا ای سپندترین مینو ای دادار جهان استومند ای اشون، اگر مردمان مرا در نماز نام  برند و بستایند چنانکه دیگر ایزدان را در نماز نام می برند و می ستایند هرآینه من با جانِ تابناک و جاودانه ی خویش به مردمان اشون روی آورم و به هنگامی از پیش [بر نهاده] (وقت معین)، فرا رسم.» (بند 73 و 74)

مهر با تیزبینی و چالاکی نگاهبان راستی است و او را از دیر باز با رشن ایزد راستی و دادگری همنشین است و هنگام تازش و تاخت، رشنِ راست سمت راست اوست و چیستای اشون (ایزد دانش) سمت چپش: «تویی نگاهبان خانمان، تویی نگاهدار کسی که دروغ نگوید، تویی پاسدار دودمان و پشتیبان آنان که دروغ بکار نبرند، آری در پرتو سروریِ همچون تویی، من بهترین همنشینی و پیروزیِ اهورا آفریده را بدست آورم، در پیشگاه داوری او(اهورامزدا) گروه مهردروجان به خاک درافتند»(بند80) با حضور و وجود مهرِ تن مانثر است که اهریمن همه مرگ تن(پُئورومَهرکو) به هراس می افتد و در کنارش دیوان خشم و بوشاسپ(دیو خواب و سستی) به ترس و بیم دچار شوند.

در مهریشت اشونی (پرهیزکاری) و دانش آموختگی و دین آگاهی از پایگاه ویژه ای برخوردار است تا بدانجا که حتی اگر «زوتی» را این ویژگیها نباشد هرچه باژ و برسم بگسترد و دیرگاهی یسنه بسراید او را کارگر نیفتد(بند 137 و 138)  شایان ذکر اینکه در مهریشت به هنگام توصیف توانمندی و کارایی مهر روشن و صریح به گردی زمین اشاره می شود آنهم سه بار (بند89 و 95 و 99) و این خود درخور اندیشه و نگرشی ویژه است.

مهر علیرغم تندی بی اندازه اش در برخورد با مهردروجان(پیمان شکنان) که کوچکترین خطای آنان را به واسطه ی تیزگوشی (هَزَنگرَگَئوش ) و تیزبینی (بَئِوَرِچَشمَن )می شنود و می بیند و در نمی گذرد و آن دلیری و بلند پایگاهیِ کم نظیر، ایزدی بسیار مهربان است و نیک کُنش(بند 140 و 142) او نگاهبان اشایی و راستی و سرسپرده اشه است و خویشکاری دارد که رانده شدگان به خانمان دروج (دروغ) را به راه اشه بازگرداند.

کارکرد مهر در برخورد با مهر دروجان در حقیقت بازخورد عملِ خود افراد و کارایی قانون اشه است و نکته ای که در مهریشت بی اندازه بر آن پای فشاری می شود احترام به پیمان یا قول و قرار و میثاق و قرارداد و هر آنچه در این مقوله بگنجد، است اگر در مهریشت  غلوی هم به چشم می خورد شگفت انگیز نیست چون محصول اندیشه ی شاعرانه اما سالم و راست آریایی است و فرآورده ی اندیشه ای خرد مندانه است در کنار تخیلی عاطفی.

با آرمان  انديش ورزي هميشگي بهدينان و آرزوي بهروزي
                                                                              
سپاسدار
مهرداد قدردان


بازدید: 1296

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده خداداد, در ۱۳۸۹/۰۷/۱۱ - ۰۵:۵۷:۵۳
اقای قدر دان شاد و پیروز باشید
2. نویسنده هایده, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۵ - ۱۳:۰۷:۴۷
از انجایی که من دانشجوی ارشد ادبیات هستم با خواندن مطلب خوب شما این جرقه در من ایجاد شدکه موضوع پایان نامه خود را آیین مهر پرستی انتخاب کنم .می خواهم بدانم شما در چه زمینه هایی کار می کنید وتا چه حد با شاهنامه وآیین مهر پرستی آشنایی دارید ومن اگر بخواهم وارد این حیطه شوم می توانم به چه صورتی مطالعات خود را در این زمینه را نظم بخشم  
با تشکر

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات