|
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(87) اگر گمشده راهیم |
|
|
|
منوچهر باستانی
|
|
۰۸ مهر ۱۳۸۹ |
فردا نهم مهرماه روز جهانی سالمند است . سالمندانی که براستی برای خیلی از ما فراموش شده اند یا آنها را در تنهائیشان رها کرده ایم ویا با سپردن آنها به سرای سالمندان برایشان روزها وشبهای غم انگیزی را رقم زده ایم . مادران وپدران پیری که برای تک تک ما شب وروز جوانی خود را گذاشته اند تا امروزی اینچنین داشته باشیم .
نوشتن یادداشت برای این سالمندان عزیز کار بسیار سختی است. نمیتوان با قلم آن روزها ویا امروزه آنها را توصیف کرد. بهتر دیدم نگاهی دیگر به مشکلات امروزه خودمان داشته باشم وتلاش کردم تا با نوشتن مطلبی درد آنها را فریاد بزنم .امید دارم که توجه بیشتر ما به این عزیزان راه فردای ما را روشن تر کند.
اگر گرمی این دنیا برایت قطب سردسیر است اگـر آزادگـی داری ولـی قلبت بـه زنجیر است
مثال نور آن خورشید که می تابد برآن خانه اگـرتو منشا نوری، ولی آن خانه دلگیر است
ز لطف ومهرتو فرزند ،زبان بـر گله بگشایـد اگـر زخم زبـان او بـرایـت زخـم شمشیر است
نشان بـرتـری درکـارِ تـوهــردم فـزون باشـد اگرجاه ومقام توبـه چشم خلق ،بسی زیراست
برایت رفتن از دنیـا شـده رویـای هـر روزه اگـربینی که جان تـودراین دنیاهنوزگیـر است
همه داد وفغان تو به گوش مردمان خاموش اگـرنـاله و آه آن ضعیفان نعــره شیـر است
بـدان آه پـدر از ظلم تــو خیمه بـه جانت زد اگـر بـاران غـم داری زاشـک مادر پیـر است بازدید: 816
1. نویسنده شاهپور خرمشاهی, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۱:۵۱:۱۴ روز بخیر خدمت مسئولین سایت واقعا متاسفم که اینقدر بی جنبه هستین و انتقادهایی که ازتون میشه رو تاید نمیکنید تا بقیه دوستان هم ببینند. منظورم همون انتقادیه که تو قسمت نظرات مطلب" مصاحبه با بهزاد نابکی " نوشته بودم. مطمئن باشید شما که این نظر را تائید نکردید هم مسئول هستید و هم مدیون، مخصوصا نسبت به این جوان پاک که این راه غلط را در پیش گرفته است. درضمن شخص بنده هم از شما نخواهم گذشت. به امید پیشرفت روز افزون جامعه زرتشتی |
2. نویسنده vahed, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۲:۰۶:۳۲ aali bood 20e20 |
3. نویسنده رضایی, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۲:۰۹:۱۹ واقعا زیبا بود . |
4. نویسنده مرضیه, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۲:۱۷:۱۸ آقای باستانی عزیز شعرتون خیلی زیبا و در عین حال دردناکه . اگه همه فرزندان مثل شما فکر می کردن دنیا برای سالمندان گلستان می شد و هیچ سالمندی از دنیا و اطرافیانش دلگیرنمی شد . مطمنم که مادرتون به داشتن پسری مثل شما افتخار می کنه . ان شاءاله سایه مادر سالیان سال بالای سرتون باشه و سلامت باشن . |
5. نویسنده یک دوست, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۳:۱۵:۳۶ به امید اینکه همه ما قدر وجود بزرگان در خانواده را بدانیم. واقعا آنها نعمتی هستند که متاسفانه فقط زمانی متوجه میشویم که آنها را ازدست میدهیم و پس از مرگ آن عزیزان ،شروع به ستایش آنها میکنیم. باید تا زنده هستند قدرشان رابداینم. با تشکر از آقای باستانی و امید به اینکه خیلی ها از خواب بیدارشوند. |
6. نویسنده کامی, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۸ - ۱۴:۲۸:۰۲ عجب شعر تاثیر گذاری بود باستانی جان |
7. نویسنده آرمان, در ۱۳۸۹/۰۷/۱۰ - ۱۶:۰۱:۴۳ منوچهر جان خسته نباشی امیدوارم همیشه شاد و در کنار خانودهات باشی شعر قشنگی نوشتی آفرین ولی یک گله ایی داشتم که در مطلب مربوط به سالمندان بود نوشتم خواهشا روی سایت بنویسید تا همه بفهمند در خانه سالمندان چه میگذرد |
8. نویسنده ی دوست در غربت, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۲ - ۱۱:۰۱:۰۰ به عنوان ی مادر ی ذره به هم بر خورد . باران غم شما از اشک مادر نیست . هر چه هم بر سر مادر بیاید چه از دست زمانه یا از دست فرزندان هیچ گاه هیچ مادری حتا قطری غم هم برای فرزاداش نمیخواهد چه رسد به باران غم . ... زنده باشید و سر افراز و بی غم ... |
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |