می دونم خیلی ها از شنیدن این کلمه متنفرن وحتی تو این روزها شاید کابوس هم ببینن ولی شما این متن را تا آخر بخونید، شاید این قدر هم بد نباشه و راضی شدید. خداییش چند نفر از شما از تابستون استفاده کامل برده به قول معروف حالشو برده !! قطعا تعدادش به انگشت های یه دست هم نمیرسه!! چرا تا اول مهر می رسه همه فکر میکنن غم عالم برگشته؟
دلیلش چیزی نیست جز جنبه روحی ما آدم ها و طرز فکرمون، که همه حس و حال ما رو رقم میزنه و گرنه مطمئنم که اول مهر با 31 شهریور هیچ فرقی نداره و اونم یه روزه مثل روزهای دیگه خدا.
یکی به من بگه دلیل این همه نگرانی چیه؟ آماده نبودن ما برای تغییر، اگه فکر می کنید اشتباه می گم بگید تا بهتون ثابت کنم، چون بعد از یک هفته دوباره به روندی جدید عادت می کنیم. ولی خداییش یه ذره به گذشته فکر کنید چی به یاد میارید خاطره این روز بد در کنار کلی خاطره خوش، حالا انتخاب با خودتونه، کدوم را می خواهید، کلی خودتونو ناراحت کنید که چرا تابستون داره تموم میشه یا نگاه به آینده.
البته اونایی که روش اول را انتخاب می کنند باید به این قانون نانوشته توجه کنند که: اگه هر چی سعی کنی نمیتونی زمان رو نگه داری، تازه دنیا مثل چسب می مونه اگه بهش گیر بدی و سعی کنی نگهش داری، اونم به تو می چسبه و بهت بیشتر سخت میگیره.
یه مثال بزنم: چرا ما انسانها کمی که بزرگ می شیم، میگیم یادش به خیر بچگی مون چه زود گذشت، ولی این دوران چه قدر سخت می گذره!!
چون تو اون دوران ماهیت اصلی زندگی واسمون مهمه که همون شاد بودنه، ولی بعدش 1000تا فکر و خیال جور وا جور، ازدواج ،شغل،درس وآینده و......
به راستی که هر مرحله از دوران زندگی زیبایی و لذت خودش را دارد ولی کدامیک از ما انسانها هستیم که دوست نداشته باشیم به دوران بچگی برگردیم. در شگفتم از آفرینش این بشر دو پا که تا کوچک است می خواهد بزرگ شود و تا بزرگ می شود به دنبال کودکی است، تا وقتی بی پول است ولی سالم قدرش رانمی داند وقتی که پول را به سختی در آورد حاضر است تمام آن را بدهد، تا سلامتی را که زمانی در اختیار داشته است بدست آورد!!!پس با نگاهی دیگر به این مسئله بنگریم که روز اول مهر آخر دنیا نیست و این دوران هم با همه تلخی و شیرینی هایش خواهد گذشت.
البته چون همیشه باید راست بگوییم، باید اعتراف کنم که من خودم قبلا خیلی زجر می کشیدم اما نمی خواهم بگویم معجزه ای صورت گرفته، ولی حالا با تغییر دیدگاه و مشورت با دوستانم خیلی از آن دوران سخت فاصله گرفته ام. شما هم امتحان کنید.
بازدید: 438
یادداشت ها (1)
1. نویسنده دشمن دیروز مهر, در ۱۳۸۹/۰۷/۰۲ - ۱۷:۴۱:۰۸ راستش خیلی قشنگ بود چون من داشتم دقمرگ می شدم که اول مهر شده خدا خیرت بده کبوتر سفید
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید