| درکجای بحران هستیم؟ |
|
|
| پندار | ||||||||||
| ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ | ||||||||||
|
امروزه در جامعه ما رويدادهايي در حال انجام است كه جاي بسيار گفتگو و انديشه دارد. رويدادهايي كه شايسته فرهنگ غني ما نيست. نياكان ما براي نگهداري اين فرهنگ بسيار رنج برده اند و انصاف نيست كه ما آنرا مفت از دست بدهيم.
*ناراحت كننده است زمانيكه از تصميم يك جوان زرتشتي در مورد ازدواج با يك شخص غير همكيش با خبر مي شويم. *زمانيكه از رويداد غير قابل باوري در بين جوانان دختر و پسر آگاهي پيدا مي كنيم دچار شوك مي شويم! *بالا رفتن سن ازدواج و بسياري ناراحتي هاي روحي كه امروزه در بين جوانانمان ديده مي شود نگران كننده است. *حاضر نشدن جوانان در مراسم هاي گوناگون بسيار كسل كننده است. *دوستي هاي بي هدفي كه تنها براي سرخوشي بين جوانان دو جنس مخالف برقرار است جامعه را رو به ويراني خواهد برد. *بسياري از جوانان ما پس از قبولي در دانشگاه دچار دگرگوني مي شوند و به گونه اي غير قابل تصور تغيير رويه مي دهند؟! *مهاجرتهاي بي هدفي كه تنها براي رهايي اتفاق مي افتد در حاليكه سرابي بيش نيست. و ده ها رويداد تلخ ديگر همگي باعث از دست رفتن يك سري ارزشها و فرهنگ هاست. متاسفانه بسياري از ما سعي بر آن داريم تا جلوي يك سري واقعيت هاي طبيعي بايستيم. نوجوانان و جوانان ما نياز به برقراري ارتباط درست با يكديگر دارند. به جاي آنكه جلوي اين غريزه بايستيم يك سري بايدها و نبايدها را به آنها گوشزد كنيم. چرا جوانان ما بايد ارتباطات پنهاني با يكديگر داشته باشند و هميشه از اينكه شايد زماني لو بروند بهراسند در صورتيكه اين حق طبيعي آنهاست. خدا نيامرزد پيري، كه دوران جوانيش را فراموش كند. زمانيكه گروهي جوان را دور هم مي بينيم چرا در پي قضاوت و گفتگوهاي نادرست هستيم. قضاوت نكنيم تا قضاوت نشويم. خيلي ها از كنار بسياري از مسائل بي تفاوت مي گذرند در حاليكه همين بي تفاوتي هاست كه بسياري مشكلات را بوجود مي آورد. اينكه مشكل او مشكل اوست و به من مربوط نيست دردي را دوا نمي كند. همگي ما عضو يك جامعه تقريبا كوچك هستيم پس مشكلاتمان هم مربوط به هم است. اين حكم يك وجدان بيدار است. دختران و پسران جوان از اين مي نالند كه چون نمي توانند آزادانه در جامعه با يكديگر ارتباط داشته باشند جوامع بيروني را ترجيح مي دهند در حاليكه حاصل ارتباطات وابستگي هايي است كه منجر به ازدواج و خارج شدن آنها از دين مي شود تا به آنجا كه گروهي علت مهاجرتشان را نيز همين مي دانستند. ترس از آينده، بي اعتمادي، نداشتن شناخت صحيح و سطح توقعات بالا دلايل ديگري بودند كه از ديد جوانان باعث ركود و سن بالاي ازدواج شده اند. با افرادي كه به گفتگو نشستم تغيير را فكري ايده آل و دور از واقعيت مي پندارند در حاليكه اگر كمي بيشتر بانديشيم و ديدمان را كمي گسترش دهيم مي توانيم جلوي بسياري از حوادث غير قابل جبران را بگيريم. بياييد براي دوام جامعه دست از يك سري افكار محدود و تعصبات بي معني برداريم كمي با منطق امروزي پيش برويم... بازدید: 448
|
||||||||||