• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


بخش نخست
گفتگو با مهرداد قدردان داور گاتاشناسی مانتره و پژوهشگر زرتشتی
چاپ ارسال به دوست
منوچهر باستانی   
۲۹ شهريور ۱۳۸۹
Image
در طول برگزاری مسابقات مانتره به سراغ یکی از داوران بخش گاتها شناسی رفتیم وخواستیم گفتگویی با او انجام دهیم .فردی که به قول خودش همیشه از مصاحبه گریزان بوده و وقتی علت آنرا جویا شدیم گفت: من دوست دارم بی رودربایستی حرفم را بزنم و ممکن است به بعضی سلیقه ها نسازد و چون این اتفاق همان مردم آزاری است، من از این مردم آزاری گریزانم مگر آنکه در جایی احساس نیاز باشد و مجبورشوم پا روی همه چیز بگذارم و حرف دل و باورم را بزنم

این گفتگو را که بخوانید متوجه می شوید که چرا حرف دل و باور آقای قدردان با برخی سلیقه ها نمی سازد:

چند سال است که شما  امر قضاوت در مانتره را برعهده دارید؟

دقیق بخاطر ندارم ولی فکر کنم از سال 85 یعنی پنج سال است که به جمع داوران پیوستم و فقط هم در بخش گاتها شناسی بوده ام.

این پنج سال،همایش مانتره را چگونه دیدید؟

در واقع چهار سال اول مشابه  بوده ولی امسال یک تغییر اساسی را داشتیم. سال گذشته نیز با اضافه شدن محور همايش تغيير ديگري در مانتره رخ داد. که بنظرم خوب عمل شد ولی باید کارشناسی تر کار می کردیم. یعنی از ابراز نظرات شخصی بجای اصول ثابت تاریخی پرهیز می کردیم كه اینگونه نشد. خوشبین بودم که امسال بهتر شود ولی متاسفانه بعلت کمی مقاله برگزار نشد.

تغيير مهم امسال هم از بين رفتن استرس داوري براي شركت كنندگان گاتاشناسي بود. این اتفاق خوب بود ولی نقص هم داشت. بعنوان مثال من که بعنوان داور انتخاب شدم هنوز توجیه نشده ام که این افراد چگونه گزینش شدند و چرا عده ای حذف شدند و نهايت آنرا نیز نمی دانم که آیا همه قرار است در یک جایگاه باشند یاخیر؟

یک نکته مهم از نگاه من اين است كه در مانتره داوران کنترل شوند تا هر نوع سوالی را نپرسند. یعنی در واقع يك داور آن زمان محدودی که به داوران تعلق می گیرد را غصب نکند و یا پرسشهایی که مطرح می شود بصورتی نباشد که شرکت کننده و یا تماشاگر نتوانند آن را جمع کنند و سوالات در ارتباط با مقاله باشد.

اما متاسفانه سوالاتی مطرح می شود که ارتباطی با موضوع مقاله نداشته و بر پایه همان از شرکت کننده نظر می خواهند در صورتی که او صاحب نظر نیست. در واقع نظراتی می خواهند که شاید انجمن موبدان هم نتواند در آن مورد نظری بدهد و باید کنکاش شود.

به همين دليل مي گويم براي داورها هم بايد فكري كرد، موضوع ديگر اينكه بايد زماني براي پرسشهای شنوندگان هم پيش بيني شود. اين تغييرات به اين دليل در مانتره رخ داد که هم شرکت کننده روحیه اش را نبازد و هم شنونده بتواند وارد بحث شود و سوالات و نظرات خودش را بگوید. در واقع مانتره یک کنکاش دینی است مردم حق دارند پرسش مطرح کنند و پاسخ آن را بشنوند. اما در حال حاضر اکثرا پرسشها پاسخ داده نمی شود چون زمان کم است. در هر صورت این یک شروع خوب است امیدوارم در سالهای آینده این موارد نیز برطرف شود.

موضوع دیگر این است که اگر به این پرسشها جوابی داده می شود این جوابها باید جواب علمی و مستدل باشد اگر جواب را نمی دانیم بهتر است چیزی گفته نشود نه اینکه نظر شخصی بدهیم.

یک مسئله دیگر این است که اگر قرار است جواب علمی و مستدل داده شود، هیچ ارگانی نباید این جوابها را کانالیزه کند. اگر جواب بر اساس مفاهیم علمی باشد باید بدون ترس گفته شود و کسی حق ندارد آنها را سانسور کند. اشوزرتشت اختیار گزینش دین را برای ما قائل شده است یعنی می توان دین را قبول کرد، می توان قبول نکرد. حالا چگونه است که باید برای یک پرسش و پاسخ دینی  گزینشی عمل کرد؟

بعنوان مثال سال گذشته در محور همایش کاملا تاریخ ایران دگرگونه نشان داده شد. کرتیر شخصیتی است که تاریخ بخاطر سخت گیریها و خونریزیهايش در مورد او قضاوت کرده است. موبدان ما در طول تاریخ از او يادي نكرده اند، حتي در جشن خواني ها قبل از تغييرات انجمن موبدان، از موبدان بزرگ ساساني ياد مي شد، ولي نامي از كرتير نبود و حتي يادي از او درمتون پهلوي نيست.

حالا چگونه است که ما بعد از هزار و اندی سال می آئیم از او دفاع می کنیم و شخصیت بی بدیلی برای او متصور می شویم. یا می گوئیم اردشیر بابکان دین زرتشتی را نجات داده است. او دین برداشت وار شخصی خودش را نجات داده است. اگر او دین زرتشتی را نجات می داد، پس چرا در زمان پادشاهی پسرش یعنی در اوایل حکومت ساسانی، مانی خروج کرد؟

چون دین زرتشت مورد تبليغ او دین اصیل نبود. چرا در زمان ساسانیان که یک حکومت دینی وجود داشته، بعد از ماني، مزدک هم خروج می کند؟ آیا دین اردشیر، دین اصیل و گاهانی بوده؟ مسلما نبوده است.

یک مثال دیگر، واژه اوستایی آفرینامه خشثریانه یعنی آفرین شهریاری. ما در تمام کتیبه های منقوش پادشاهان ساسانی در نقش رستم، بیشابور ون قش رجب و... می بینیم کسانی که در پیش پادشاه حضور می یابند همه انگشت آفرینامه دارند، این یعنی نشان احترام پادشاهی حالا چرا ما  باید تعبیری داشته باشیم که با معنای اوستایی و یا نقوش بازمانده زمان ساسانی نخواند.

در مورد یشتها در همین مانتره نیز بحث شد که یشتها در مورد قربانی و قربانی کردن است چرا ما باید دوگانه نگاه کنیم. یشتها برای 4000سال پیش است و حتی می گویند پیش از اشوزرتشت نوشته شده است حالا چطور است ما می آئیم با دید امروزی آن نوشته 4000سال پیش را تفسیر می کنیم.

داوری کنونی برای گذشته یک نوع نقض غرض و اشتباهي جبران ناپذير است چون ما بر زبان اوستایی مسلط نیستیم. حتی در زمان ساسانیها هم مسلط نبوده اند. مشخص شده است که در آن دوران بعضی از قسمتهای گاهان  اشتباه تعبیر شده است و یا خوب متوجه مفهوم آن نمی شدند. ما نظر امروزی می دهیم و بر آن پافشاری می کنیم.

مثل این است که 4000سال دیگر مردم بیایند حافظ را بخوانند و از شعر هاي عرفاني او که مثلا برای معشوقش از کشته شدن و قربان صدقه رفتن و مي و مطرب می گوید تفسیر قتل  عام و شرابخواري و لااباليگري و فسق و فجور را بکنند.

ما هنوز از تعابیر حافظ زیاد دور نشده ایم و می آئیم آنرا با همان تعابیر می سنجیم پس چرا در مورد یشتها که اهنگین است و اكثرا به شعر و در آن انواع ريزه كاري هاي ادبي دارد اینگونه عمل نمی کنیم، قرنها است براي شعر علم بديع بيان و استعاره، كنايه، تشبيه و... داريم آيا نبايد براي آن دوران صنعت شعري قائل  شويم.

در محافل اینچنینی همانند مانتره کسانی باید نظر بدهند که اهل تحقیق و تفحص باشند که خوشبختانه درحال حاضر هستند و آنچه گفته می شود بر پایه  اصول علمی باشد نه اینکه برداشت شخصی ملاك عمل قرار گيرد.

به نظر شما بهتر نيست در جهت پیشبرد اهداف مانتره، نمایندگانی از انجمن موبدان بصورت تمام وقت در مانتره باشند و در رابطه با داوری و یا مقالات نظرات علمی را بگویند و این بحثها بیشتر به چالش کشیده شود؟

حضور انجمن موبدان خوب است به شرطی که آنها نیز اگر می خواهند پرسشی را پاسخ دهند این پاسخ مستدل و علمی باشد.

بعنوان مثال اگر دکتر کتایون مزداپور می آید صحبتی را می کند این صحبت سند است چون ایشان کاملا بر مسائل علمی در حوزه دين واقف هستند و برپایه دلایل کافی صحبتی را می کنند، پس ما نمی توانیم نظری غیر از صحبتهای ایشان بدهیم.

ما در انجمن موبدان فردی را نداریم که سوابق و دانشش بر دکتر مزداپور بچربد پس نباید نظر او را نفی کند. در جایی دیگر اگر قرار باشد کسی واژگان اوستایی را معنا کند چون این یک بحث علمی  است باید کسی این کار را انجام دهدکه درس آنرا خوانده باشد.

جایگاه انجمن موبدان قوی و بی بدیل است و ما آنرا به رسمیت می شناسیم ولی حرکت و کارکرد آن باید هميشه برپایه اصول علمی باشد.

بحث همین است که افرادی همانند خانم دکتر مزداپور و یا خانم دکتر گشتاسب و یا شما که اطلاعات علمی را دارید کجا باید با انجمن موبدان وارد بحث بشوید و به یک اجماع برسید؟ آیا به غیر از مانتره جای دیگری سراغ دارید؟

این بحث طلبگی است و نباید در عام مطرح شود. ما باید خودمان به این نیاز برسیم. انجمن موبدان باید یک مجموعه علمی و پژوهشی درون خودش داشته باشد. ما نمی توانیم با ترجمه و تفسیر اوستای 50 سال قبل پیش برویم. الان زمان آن رسیده است که تفسیر نو از گاهان داشته باشیم و آنرا تازه کنیم. ما باید خودمان را قوی کنیم همانند انجمن موبدانی که 80 سال پیش در یزد تشخیص داد برای مبارزه با بهائیت و حفظ دين باید خودش را تقویت کند در نتیجه موبد رستم شهزادی و موبد فیروز آذرگشسب را به هند فرستاد تا عالم به دین شوند و  بعد از آن ببینید چه تحولی رخ داد. آنها کم خدمت نکردند و توانستند جلوی حمله بهائیها را بگیرند و دين را بيمه كنند.

جامعه ما علاوه بر آنکه اوستا شناس و پهلوی شناس می خواهد روانشناس و جامعه شناس نیز می خواهد تا مشکلات را بررسی کند. چرا نباید ما برای اینگونه افراد هزینه کنیم تا چند نفر با دانش روز داشته باشیم و هر برنامه ای که شد آن فرد را بفرستیم تا اظهاراتی بر پایه دانشی که فرا گرفته داشته باشد، نه مثل  الان که در هر شهری یک فرد وجود دارد و آن شهر طبق اندیشه او حرکت می کند.

در روستاهاي ما گویش و سابقه جغرافیا و تاریخی وجود دارد كه یکی یکی دارد از بین می رود مثلا ما چند نفر مورخ داریم که بتواند تاريخ مربوطه را نگاه دارد؟ احمد آباد در یزد از بین رفت، یکی از بهترین گویشها را احمد آبادیها داشتند، ولی الان علاوه بر گویش، تاریخ و جغرافیای آن از بین رفته است. احمد آبادیها کسانی بودند که در مورد دین زرتشتی فداکاری کردند. دهات ترک آباد بهمراه احمد آباد و شریف آباد مثلثی بودند که در دوران صفویه و بعد از آن پاسخ مشکلات دینی زرتشتیان هندوستان را می دادند. حالا از ترک آباد یک دخمه مانده است که از آن حتی خیلیها خبر ندارند تازه تا پشت دیواره آن دخمه نیز درختهای پسته کاشته شده و در نتیجه چند سال بعد آن دخمه نیز از بین می رود و اين در حالي است كه ترك آباد بعد از فارس موبد موبدان ايران را در خود جاي داده است.

گویشها و تاریخ و جغرافیا دارند از بین می روند(ترك آباد، احمد آباد، هفتادر، ارجنان، جعفرآباد و...)چه کسی باید آنها را حفظ کند. یک تحصیلکرده در قبال این موارد احساس درد می کند و ماباید هزینه کنیم و افراد دانشمند تربیت کنیم. بهترین جا همین همایش مانتره است که باید استعدادها را پیدا کنیم و برای آنها هزینه کنیم تا به درجات علمی برسند. حتی اگر برای ما هم کار نکردند مهم نیست همین که یک فرد زرتشتی دارای دکترا در رشته زبان شناسی، تاريخ، جامعه شناسي و ...داشته باشیم کافی است. مي گويند مردم ما ديگر درد دين و جامعه ندارند، آيا افرادی که می آیند در مانتره مقاله می دهند و یا در گاتهاخوانی شرکت می کنند، پدر و مادر و حتی خودشان درد دین ندارند که اینهمه انرژی و وقت می گذارند؟ حالا ما باید به سراغ آن فرد علاقه مند برویم و هزینه آن بچه را بدهیم تا دکترا بگیرد چه اشکالی دارد؟

من این را قبول ندارم که جامعه ما درد دین ندارد اگر نداشتند اینهمه علاقه مند به دین از راه دور نمی آمدند اینجا تا در اوستا خوانی شرکت کنند. اما در مانتره به جای اینکه بچه ها را با گاتها خوانی مانوس کنیم آنها را گریزان می کنیم . بعنوان مثال در شیراز بچه ها سه جلسه در هفته و بمدت سه ماه در کلاسهای گاتها خوانی شرکت کردند، کلی هزینه کردند و وقت گذاشتند حتی تعدادی از بچه ها امتحانات کلاسهای زبان انگلیسی خود را ندادند، بعد آنها را آوردیم اینجا اما به دلیل ایجاد شرایط رقابتی بسیار شدید، گروه زیادی که خوب گاتها خوانده اند مقامی نمی آورند. آیا انگیزه این افراد کاهش نمی یابد؟

بايد به سمت و سويي برويم كه بصورت گروهي برنده اعلام كنيم يعني بطور مثال 30 نفر درست و نيكو گاتها را خواندند و بلدند. اما با این برخورد مشخص نیست چه تعداد از این بچه ها باز هم ادامه خواهند داد؟ هر سال نسبت به سال قبل ريزش داريم و اين اصلا خوب نيست. نوجوان زیر چهارده سال الان دارد اوستای بایسته را به دین دبیره می خواند آیا این کم کاری است؟ كدام موبدي الان اينكار را مي كند؟ حالا قضاوت این بچه ها را نفراتی بر عهده دارند که یک واحد زبان شناسی را پاس نکرده اند؟ افرادی قضاوت می کنند که سالها پیش نفرات برتر مانتره شده اند.

ما نمی توانیم در حال حاضر زبان 4000سال پیش را داوری کنیم آن هم به این شدتی که در حال اجرا است. ما نمی توانیم مثلا مخرج حرف "ش" را آنطور كه بوده در بیاوریم چطور می آئیم داوری می کنیم؟ بر اساس چه دستگاهی می آییم، می گوییم که این تلفظ درست و یا اين غلط است؟

ما طبق برداشت شخصی که حالا به اصل تبدیل شده است، نظر می دهیم. تازه می آییم از این هم فراتر می رویم و به فردی نمره 97.92  می دهیم. معلوم نیست ما برچه اساسی آوا شناسی کرده واین هشت صدم را کسر کرده ایم.

بنظر من ما باید قبل از اینکه داوری را از گاتها شناسی حذف می کردیم، این رویه را در بخش اوستاخوانی اجرا می کردیم. چون این بخش با روحیه نفرات ما و جامعه ما سازگاری دارد. یک شرکت کننده اگر سرخورده شد چگونه می توانیم او را برگردانیم؟ و این صحبتی نیست که فقط من آن را مطرح می کنم، از دیگر افراد هم بپرسید نظرات مشابهی دارند.


بازدید: 626

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده پرتو, در ۱۳۸۹/۰۶/۲۹ - ۱۳:۲۴:۱۴
بسیار گفتگوی جالبی بود واز اینکه با اندیشه های زیبای اقای قدردان اشناشدم خوشحالم ایشان مطالب بسیار جالبی را مطرح کردند که همیشه برای من هم سوال بود.از جمله اینکه میدیدم برخی از کسانی که در انجمن موبدان هستندبه پرسشهایی که از انها میشود بدون اگاهی وتنها بر اساس سلیقه ونظر شخصی پاسخ می دهند وتازه روی ان تاکید هم می کنند وان را نظر دین زرتشت می دانندوانقدر هم حرف میزنند که طرف مقابل را خسته وبیزار می کنندوبه دلیل اینکه انتقاد پذیر هم نیستند همیشه در نادانی می مانند.امیدوارم این مقاله سبب شود که بهتر وبیشتر اندیشه کنند تالیاقت جایگاهی را که به انها داده شده داشته باشند.سپاسگزارم
2. نویسنده یک دوست, در ۱۳۸۹/۰۶/۲۹ - ۱۵:۳۳:۲۱
من از آقای قدردان تشکر می کنم چون حرف دل من را زدند .باید همت این عزیزان را ارج نهاد هدف ما باید تقویت اعتماد بنفس فرزندانمان باشد ولی متاسفانه چیزی که ما شاهد آن بودیم وارد کردن خدشه به اعتماد بنفس و طبعآ عزت نفس بچه ها بود چون توانایی بچه ها دستخوش عواملی چون داوری و عدم برنامه ریزی دقیق برگزارکنندگان بود

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات