• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


منشور کورش حق مسلم ماست
چاپ ارسال به دوست
كودك نفهم   
۲۴ شهريور ۱۳۸۹
Image
امروز در خانه ما جلسه خیلی مهمی می باشد. من نمی دانم جلسه چه چیزی می باشد. بابایم می گوید جلسه یعنی اینکه یک مشته آدم برای اینکه نشون بدن با دیگرون فرق دارند دور هم جمع می شوند، بعد سر یک سری حرفها که به اونها میگن دستور جلسه می شینند بحث می کنند، بعد از دو ساعت که همه حرف زدند یک نتیجه گیری می کنند ومی روند و تا یک ماه گرم همین نتیجه گیری هستند.
بعد چون می بینند کسی حواسش نیست اون تصمیمها رو فراموش می کنند و مثل روز اول می شوند. من خیلی جلسه دوست می دارم فکر کنم همون خاله بازی بچه ها می باشد، ولی واسه اینکه آدم بزرگها بگن که بزرگ شدند اسمش رو جلسه گذاشته اند.

داشتم می گفتم امروز در خانه ما یک جلسه خیلی مهم می باشد. مامان از دایی کامی، سوسن جون، مامان سوسن جون و بابا خواسته تا دورهم جمع بشوند و یک تصمیم مهم بگیرند. مامان اجازه نمی دهد من در جلسه باشم، می گوید چون نفهم می باشی، حق رای نداری. فقط می توانی بعنوان خبرنگار در جلسه شنونده باشی. من خیلی خوشحال می باشم من خبرنگاری را دوست می دارم. بابایم می گوید خبرنگار یک کار فرهنگی می کند.

جلسه شروع می شود و مامان بعنوان آقا رئیس جلسه می گوید که امروز اینجا جمع شده می باشیم تا در مورد منشور کورش صحبت کنیم. قرار است در این جلسه یک بیانیه صادر کنیم تا به دیگران ثابت کنیم ما لیاقت داریم تا منشور کورش را نگهداری کنیم. من از بابا می پرسم بیانیه چه چیزی می باشد او می گوید همان حرف مفت است. سوسن جون اولین کسی است که حرف می زند او می گوید: ما یکی از قدیمی ترین آدمهای روی زمین می باشیم. منشور کورش 2500 سال سن دارد ما نزدیک به 4000سال پس این یکی از دلایلی است که می شود گفت در دوران کورش ما حضور داشته ایم پس منشور برای ما است. در ضمن کورش در آن زمان دستور داده تا بر روی منشور از آزادی انتخاب و ستم نکردن و راستی و درستی  نوشته است ما هم سالهاست که داریم همین حرف رو می زنیم . مامان واسه اینکه سوسن جون تنها نباشه میگه: در طول تاریخ ما بارها ثابت کرده ایم امانت دار خوبی می باشیم پس تنها کسی که لیاقت دارد منشور کورش را نگه دارد ما هستیم یکی از آخرین نشانه های امانتداری های ما زمینهای قصر فیروزه می باشد.

مامان سوسن جون یهویی می گوید: اجازه آقا رئیس من دبلیو سی دارم و پا می شود می رود. مامان می گوید جلسه از رسمیت افتاده، فعلا کمی حرف پشت سر مردم بزنیم . بعد شروع می کند با سوسن جون حرف زدن. بابا به دایی کامی می گوید که تو فقط چتر بازی بلدی یک کمی بر روی مادر زن کار می کردی چهار تا کلمه دیگه بغیر از دبلیو سی یاد بگیره. مامان سوسن جون بر می گردد و هنوز ننشسته می گوید که یک چیز دیگه اینکه ما همیشه ثابت کردیم که می تونیم وقتی یک چیز را در اختیارمون گرفتیم سالهای سال بدون تغییرات اون رو نگه داریم پس برای اینکه منشور کورش همیشه همین جوری بمونه ما بهترین گزینه هستیم. نمونه اش هم ساختمانهای خرابه مارکار تهرانپارس که سالهاست همینجوری نگه داشتیم اگه دست کسی دیگه ای بود الان چهارتا برج میلاد ازش ساخته بودند و یا زمینهای آدریان بزرگ. پس ما باید منشور کورش رو پس بگیریم چون ممکنه فردا بردارند با اون تبلیغ ایرانسل بسازند.

دایی کامی هم واسه اینکه نشون بده از آدمها جدا نیست میگه: وقتی منشور کورش دست ما باشه علاوه بر اینکه همه زرتشتیها از اتریش و آمریکا وکانادا بر می گردند ایران تا اونو ببینند ما می تونیم روی پارسیهای هند هم تاثیر بزاریم و همه رو به ایران که سرزمین خودشون هست برگردونیم. مامان ضمن گفتن آفرین به دایی کامی از بابا خواست تا نظرش رو بگه. بابا گفت : از دید من وقتی منشور کورش اینجا باشه روزنامه های ما دیگه مطلب کم نمیارندو نمیرن سراغ دستور آشپزی. چون منشور دست ماست و هی میشه باهاش عکس گرفت و با اون عکسها و نوشته های کارشناسها صفحات را پر کرد. مامان از این حرف بابا ناراحت میشه ومیگه: تو همش حرف سیاسی بزن و ما رو تو جون هم بنداز.

بعد مامان بعنوان آقا رئیس جلسه گفت که پس با توجه به تمام موارد بالا ما لیاقت نگهداری منشور کورش رو داریم و نتیجه می گیریم منشور کورش حق مسلم ماست. دایی کامی حرفهای مامان رو قطع کرد و گفت ما حتی می تونیم به همه همکیشهای خارج رفته اعلام کنیم که اگه بچه هاشون رو بیارند اینجا بدنیا بیارند به هر کدوم پونصد هزارتومن معادل پونصد دلار بدیم تا وقتی برگشتند خارج بتونند با این پول از بقالی محله شون لپ لپ واسه بچه هاشون بخرند. مامان از دست دایی کامی عصبانی میشه و میگه آخه آدم حسابی این چه ربطی به منشور کورش داره برو بگیر بشین.

ما واقعا خانواده باحالی می باشیم. هرکسی ساز خودش رو میزنه. کاشکی منهم می تونستم توی جلسه حرف بزنم و حق رای داشته باشم. منهم منشور کورش میخوام آخه چرا توی این جلسات کسی بفکر بچه ها نیست.  

با الهام از( دست نوشته های یک کودک فهیم ) نوشته امیرمهدی ژوله  


بازدید: 589

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده لیلا, در ۱۳۸۹/۰۶/۲۴ - ۱۴:۵۴:۴۴
حتمئ بهتون میدند!منتظر اوامر ما نشستند.
2. نویسنده ی دوست در غربت ...., در ۱۳۸۹/۰۶/۲۴ - ۱۷:۱۷:۵۸
خسته نباشی... باز هم مثل همیشه عالی بود ....
3. نویسنده فرشيد, در ۱۳۸۹/۰۶/۲۴ - ۱۸:۱۲:۱۸
با بهترين درودها،من هم نفهمتر از شما هستم ترا خدا اگر از جلسات انچناني ،مصويه اي،....يا كاري انجام شده با ذكر كار انجام شده با روز جلسه برايم بگو تا من هم بفهمم (به غير از جلساتي كه تعداد نفرات ان حداكثر 5 نفر باشد)

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات