|
هر پنجشنبه سروده ای از یک شاعر زرتشتی(82) من همیشه درد دارم |
|
|
| منوچهر باستانی | ||||||||||||
| ۱۸ شهريور ۱۳۸۹ | ||||||||||||
|
مـن همیشه پـر ز شوق و شـادیـهای کودکانه مـن همیشه عـاشق آن خنده هـای عـاشقانـه کودکیها طی شد و افسوس بـاشد همـره مـن من همیشه سر به بالین دارم از اشک شبانه هـررفیقی در کنـارم شـد همان ثروت عمرم من همیشه خواب بودم ، ثروتم باشد نشانه همچو فرهاد عاشقی کردم که یابم بیستون را مـن همیشه عـاشـق آن عشقهـای جـاودانـه زخم دنیا، رنج فردا چون شرر بر استخوانم من همیشه سوختم چون شعله ها باشد روانه آن پدر بار سفر بست ، رفت سوی آن ملائک مـن همیشه زیـر چتـر مـادرم ، عشق یگانه در دلم حـال وهـوای کـودکی مانـده ولیـکن من همیشه گریه با خود دارم ازمرگ جوانه من همین باشم که گفتم تا بدانی از کجایم من همیشه درد دارم از رفاقت ، این زمانه بازدید: 813
|
||||||||||||