• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


گفت و گو با بچه های آشپزخانه
چاپ ارسال به دوست
ماندانا میرابی   
۱۲ شهريور ۱۳۸۹

یکی از بخشهای سخت مانتره که تجربه ها و خاطرات به یاد ماندی زیادی را به همراه دارد، آشپزخانه مانتره است. بخشی که زیاد دیده نمی شود اما اعضای ان در روز صبحانه، دهانه، ناهار و عصرانه را برای 140 نفر تهیه می کنند. صبح زود پا شدن و چای گذاشتن و دادن صبحانه به شرکت کنندگان و برگزار کنندگان،  به فکر ناهار فردا بودن، به تدارکات گفتن چه بخرند و چه نخرند.  حال به گفت و گو می نشینیم با مسئول آشپزخانه مانتره ماندانا باستانی و هفت عضو آشپزخانه که در مانتره معروفند به بچه های آشپزخانه.


1_ash

در روز چند ساعت می خوابید؟

3 یا 4 ساعت

دو پسر آشپزخانه چه کارهایی انجام میدهند؟

زمان دم کردن برنج و بلند کردن دیگ های سنگین به آشپز کمک می کنند و به دخترهای آشپزخانه هنگام تهیه مواد اولیه نیز یاری میرسانند تقریبا همه کاری به علاوه بلند کردن وسایل سنگین.

ناهارهایی که پختید چه بود؟

قرمه سبزی، فسنجان، عدس پلو، جوجه کباب، ماکارونی

غذا اضافه یا کم آمد؟

خوشبختانه امسال غذا نه اضافه آمد نه کم فقط یک شب که شام با ما بود برای هر نفر دو سمبوسه بندری درست کردیم و چون خیلی خوشمزه بود بعضی ها بیشتر می خواستند!!


2_ash

آشپزخانه تمیزی داشتید؟

همیشه داشت برق میزد!

همه اعضا آشپزخان ، به آشپزی وارد هستید!؟!

کسانی که دانشجو شهرستان بودیم بله؛ بقیه هم از آقا سهراب که در این چند وقت خیلی زحمت کشیدند و به ما کمک کردند یاد گرفتیم.

برای تهیه نان صبح در ماه رمضان چه می کردید؟

تهیه نان با آقا مهربون بود و ایشان به نانوا بیعانه می دادند تا نان پخت کنند و حتی بعضی وقت ها که فراموش می کردیم خودشان صبح به نانوایی میرفتند و نان می خریدند.

برای شستن آن همه ظرف چه می کردید؟

بسیاری از شرکت کنندگان بعد صرف ناهار خودشان به آشپزخانه می آمدند و تمام ظرف ها و دیگ ها را می شستند.


3_ash

امسال تغییری نسبت به سالهای گذشته ایجاد شد؟

بله هر سال غذا را خود بچه های آشپزخانه برای شرکت کنندگان و برگزار کنندگان می کشیدند البته از انها سوال میشد چقدر میل دارند اما امسال به صورت سلف سرویس بود و هر کس خودش هر چقدر که میخواست می کشید.

آیا خزانه دار تا بحال مانع خرید برخی از مواد اولیه گران قیمت شده است ؟

خیر بلکه همیشه تاکیید بر کیفیت بود تا بتوانیم غذاهای سالم و خوشمزه به شرکت کنندگان و برگزارکنندگان بدهیم.

سوال آخر تجربه خوبی بود؟

بله تجربه بسیار عالی بود چون علاوه بر این که بسیاری از کارها فیزیکی را یاد می گرفتیم،  یاد گرفتیم در اوج خستگی چگونه با دیگران برخورد کنیم و در کل در رابطه اجتماعی ما تاثیر گذاشت.


بازدید: 1238

  یادداشت ها (8)
1. نویسنده ن.ن, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ - ۲۰:۵۲:۳۲
مصاحبه جالبی بود
2. نویسنده م.خ, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ - ۲۳:۲۳:۳۸
چه کار خوبی که خود بچه ها غذایشان را می کشیدند و سلف سرویس بود. فکر کنم این طوری کمتر اسراف شد.
3. نویسنده اهوازی, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۴ - ۱۵:۲۱:۲۱
دستتون سبز ، چراغ اجاقتون همیشه روشن ، سمبوسه ی زندگی تون تند و دلچسب .
4. نویسنده hamkish, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۳ - ۰۸:۵۹:۵۵
khaste nabashid dasteton dard nakone
5. نویسنده sarvenaz, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۳ - ۰۹:۵۰:۴۰
vaghean hemat kam nashid.dastetun tala
6. نویسنده مهین, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۳ - ۲۰:۰۰:۲۳
دستتان درد نکنه همت کم نکنید وهمیشه کارهای خیر انجام بدهید.
7. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۴ - ۱۱:۴۴:۴۸
درود بر شما وهمت کم نکنید./.
8. نویسنده فرح, در ۱۳۸۹/۰۶/۱۷ - ۰۰:۲۲:۳۵
راستش من که بهترین اوقات اردو برام وقت ظرف شستنش بود خیلی حال می داد

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات