• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(80)
دریا
چاپ ارسال به دوست
جمشید زره پوش   
۱۱ شهريور ۱۳۸۹
Image
دریای پرشکوه اهورایی بزرگ
گسترده دامن آرام چون حریر

از بیکرانه های دل انگیز دور دست
تا سر یه سر سواحل سر سبز دل پذیز

بر اوج آسمان سراسر فروغ و نور
خورشید بر انگیز که چه زیبا و سر افراز

گویی که کرده پرتو پر مهر خویش را
بر آبگینه ی دریای بیکران نیاز

هر گوشه نگر که پری پیکران ما
تن را سپرده اند بر امواج گرم آب

در آبهای ساکت و آرام و نیلگون
چون ماهیان شناور و پر خیز و پر شتاب

بر ماسه های ساحل دریای کاسپین
من با هزار خاطره تنها نشسته ام

گویی چون نقس ماسه و خیزاب های تند
هر یک ز پیش پرده پندار شسته ام

اما شکوه و عشق و جوانی و آرزو
چون گوهری که در دل دریا نهفته است

امواج گونه  گونه و توفان زندگی
هرگز ز لوح خاطره هایم نشسته است

گفتم به خویش حاصل زندان زندگی
بر ما هر آنچه رفته به گیتی چه بودست

دیدم به جز جوانی و عشق  و امید و مهر
یعنی جز آنچه مانده به خاطر نبوده است

بازدید: 477

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات