| نگاهی کوتاه به مقالات روز اول مانتره در تالار اصلی |
|
|
| دکتر فرزانه گشتاسب | ||||||||
| ۱۰ شهريور ۱۳۸۹ | ||||||||
|
بررسی نقش و جایگاه موبد و روحانیت در اندیشه، فرهنگ و جامعه زرتشتی نام نخستین مقاله ارائه شده بود. بهنام مرادیان، هموند جوان زرتشتی پس از گفتار کوتاهی درباره انجمن مغان و رهبر روحانی بر اساس نیایش معروف یتااهو، دغدغههای خود را درباره انجمن موبدان مطرح کرد.
«موبد در فرهنگ زرتشتی، یک رهبر مینوی است، او باید الگوی راستی، خوشنامی و قانونمداری در جامعه باشد؛ از دروغ بپرهیزد و خود را به همه دانشها تا حد ممکن مجهز سازد. موبد در جهان امروزی باید نگاهی ژرف به جامعه و جهان داشته باشد و به یاری اندیشمندان و جامعهشناسان، عملکردی به روز و کارا داشته باشد. موبد باید سخنان نو داشته باشد. او باید ژرفای اندیشه و سخن اشوزرتشت را بداند...» در ادامه مقاله پیشنهاداتی برای تقویت ساختار انجمن موبدان ارائه شد. دومین مقاله از خانم روشنک مهرشاهی درباره هدف آفرینش از دیدگاه اشوزرتشت و مکاتب دیگر بود که به مطالبی مانند انسانشناسی، تکامل روح و عرفان در دین زرتشتی، دین ودایی و آیین خداجویان هند پرداخته بود. موضوعی گسترده و پر از حرفهای ناگفته که بحثهای زیادی را در پی داشت: اینکه در دین زرتشتی و گاتها عرفان وجود دارد ولی زهد و ریاضت نه؛ اینکه هنوز در زمینه عرفان زرتشتی باید کارهای زیادی انجام شود؛ اینکه عرفان گاتها، نوعی خاص از شناخت اهورامزدا را به ما میدهد که نظیر آن را در مکاتب عرفانی دیگر نمیتوان یافت و اینکه برای شناخت عرفان زرتشتی باید به بیشتر به نوشتههای فرزانگانی مانند شیخ اشراق، سهروردی بازگردیم که زندهکننده حکمت ایران باستان و زرتشتی بودهاند. سومین مقاله، مقالهای لطیف و ادبی از خانم راشین جهانگیری بود که به بررسی آرایههای ادبی در گاهان پرداخته بود و در یازده قطعه هات 28 گاتها، مجازها، تشبیهها، استعارهها، مراعاتالنظیرها، ایهام، سجعها و ... را یافته و بررسی کرده بود. کاری سخت و بسیار پرزحمت که پیچیدگیهای زبانی گاتها، مشکلاتی که بر سر معنی نمودن برخی واژههای سخت وجود دارد و درونمایه عرفانی و عمیق معانی جملات این سختی را چندین برابر کرده بود. اما کاری که انجام آن به نظر دکتر مزداپور لازم و ضروری است زیرا اشوزرتشت، مانثرن، تنها پیامبری که نامش از دوران هندواروپایی باقی مانده است، کتاب خود گاتها را به شعر نوشته است، شعر هجایی و سرشار از آرایههای شعری که در آن روزگار نزد شاعران و عارفان هند و ایران بسیار آشنا و پرکاربرد بوده است. چهارمین مقاله به مهراب وحیدی تعلق داشت و از نیوشیدن سخن میگفت و از این که نیوشیدن یک دهش است. وی معتقد است در کنار واژههایی مانند شنیدن و گوش دادن، نیوشیدن نوعی شنیدن است که نه با گوش بلکه با دل انجام میشود. در نیوشیدن، شنونده بدون هیچ چشمداشتی گفتارهای گوینده را پذیرا میشود. در این مقاله با توصیف یکایک واژههای قطعه 30- 2 از گاتها، به این نتیجه رسیده بود که: انسان میتواند با نیوشیدن یعنی شنیدن با هوش و دل به گفتار گوینده و به دور از داوری و پیشداوری، با اندیشه روشن به وی (گوینده) دهش نماید. در این دهش هم گوینده و هم شنونده احساس رضایت میکنند این رضایت خاطر و آرامش زمینهساز آن خواهد بود تا دهشمند با استفاده از سخنان گوینده بتواند به بهترین صورت آنها را در زندگی به کار برد. بازدید: 484
|
||||||||