| دقایقی با دروازه بان و مربی تیم متحول شده یسنا |
|
|
| رشید شهرت | ||||||||||
| ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ | ||||||||||
|
تیمهای آرش و یسنا در حال بازی هستند، نیمه اول در حال پایان یافتن است، اما هنوز گلی از خط دروازه ها نگذشته است، آرش قهرمان سال گذشته جام ایران دخت است و یسنا تیمی که بیشتر بازیکنانش نوجوان هستند و در جام نخست بیشترین گل را دریافت نمود. اما از قرار معلوم امسال به غیر از تغییر نام، تفاوتهای دیگری نیز کرده است. یکی از تغییرات مهم این تیم را باید در درون دروازه دید، جایی که میترا خسرویانی قرار گرفته است، کسی که در بین دروازه های جام هم شیرجه می رود و هم عکس العملهای زیادی را از خود نشان می دهد. نیمه اول بازی با وجود حملات پرشمار تیم آرش با نتیجه 0-0 به پایان می رسد، اما بالاخره در حالی که حدود 6 دقیقه از نیمه دوم گذشته دروازه یسنا باز می شود و سرانجام آرش با نتیجه 3-0 بازی را پشت سر می گذارد و جالب است بدانید با سوت داور، بازیکنان یسنا همگی خوشحال هستند و همدیگر را بغل می کنند، به یاد صحبت مسئول خوابگاه می افتم که می گفت، شب گذشته بازیکنان یسنا در صحبت با یکدیگر می گفتند بهتر است در مقابل تیم آرش به میدان نروند. دقایقی بعد از پایان بازی به سراغ شهرام خسرویانی و میترا خسرویانی، مربی و دروازه بان تیم یسنا می روم و از آنها می خواهم تا برای یک گفتگوی کوتاه وقت بگذارند، البته زمان گفتگو کوتاه تر از آنچیزی بود که انتظار داشتم اما ماحصل آن را در اینجا بخوانید: ![]() میترا خسرویانی 29 ساله است و دو فرزند دارد در هنگام مصاحبه نیز فرزند کوچکش را در بغل داشت، می گوید تا حدود دو ماه پیش فوتبال بازی نکرده است، تا اینکه شهرام، برادرش به او گفته است، تیمش دروازه بان ندارد و همین دلیلی شده تا از دو ماه پیش چند جلسه ای در تمرین ها شرکت کند، البته آن روزها نیز بچه اش همراهش بوده است. می پرسم نظرت در مورد فوتبال چیست، می گوید وقتی شروع کردم، دیدم ورزش جذابی است و از فوتبال لذت می برم، البته خودش هم می گوید فکر نمی کردم بازی ام اینگونه باشد. جویای نظر همسرش در مورد فوتبال بازی کردن می شوم، نخست اشاره می کند که همسرش هم قبلا دروازه بان بوده ولی خوب اولش زیاد موافق نبوده اما بعد پذیرفته است. وقتی از عکس العملهایش می پرسم می گوید، شهرام گفت از توپ نترس و بپر من هم حرفش را پذیرفتم و در ادامه می گوید، اولش خیلی از توپ می ترسیدم اما در جلسات تمرین وقتی چند شوت محکم به سر و صورتم خورد ترسم ریخت. دیگر وقتی باقی نمانده و با میترا خسرویانی و فرزندش خداحافظی می کنیم و برایش در آخرین بازی مرحله گروهی آرزوی موفقیت می کنیم. ![]() در ادامه چند پرسش کوتاه از شهرام مربی تیم یسنا هم می پرسم، شهرام شاید پر تحرک ترین مربی این دو ساله جام باشد کسی که در مقابل تحرک سر و صدای زیادی هم دارد، دلیلش را که می پرسم، می گوید استرس را دوست دارم و می گوید به همین خاطر به سراغ مربیگری آماده ام، فکر نمی کنی تاثیر منفی روی بازیکنان داشته باشد؟ پاسخ می دهد قبلا با آنها صحبت کرده ام و آنها عادت دارند. نظرش را در مورد نتایجی که به دست آورده اند می پرسم، می گوید عالیه و فراتر از انتظارم بوده و تاکید می کند بچه ها خیلی بهتر شده اند، از جلسات تمرین می پرسم می گوید حدود سه ماه تمرین داشتیم که یک ماهش را من به دلیل کلاس مربیگری در یزد بودم، راستی شهرام به تازگی مدرک c مربیگری را گرفته و قرار است بعد از ماه رمضان در کلاسهای سطح B شرکت کند، کلاسهایی که هزینه بالایی هم دارد. سئوال آخر را وقتی می بینم عجله دارد در مورد نقش دروازه بان تیم می پرسد خیلی ساده می گوید فکر نمی کردم اینجوری بگیره. ![]() بازدید: 806
|
||||||||||