|
طنز با استفراغ من موافقت نشد |
|
|
|
کودک نفهم
|
|
۰۳ شهريور ۱۳۸۹ |
آخه بچه چرا با ما اینجوری میکنی. چرا کاری میکنی که نتونیم دیگه چشم تو چشم دوست وآشنا بندازیم. چرا کاری میکنی که از فردا دیگه بهمون کارت استخر ندن. آخه از دست تو چه کنیم. کی گفته هر چی دلت میخواد بنویسی. از این به بعد هرچی نوشتی باید بدی اول بخونم بعد برای سایت بفرستی.
دیگه کارت به جایی رسیده به آقا رئیس ها گیر میدی بچه. نمیگی میان دمت رو میگیرند میندازنت توی اتریش. اونوقت میخوای چکار کنی. موتور سواری هم که بلد نیستی بری پیتزا دلیوری کار کنی. بچه جلوی زبونت رو بگیر. اینهمه چیزهای خوب هست چرا از اونها نمی نویسی. مثلا از اندیشه وگفتار وکردار نیکی که اینروزها همه دارند از اون حرف میزنند بنویس. همین همازوری که توی همه برنامه ها گفته میشه. چه اشکالی داره. باور کن مهم نیست که عمل نمیشه تو این زمونه فقط باید حرف زد همین کافیه. اصلا از انرژی هسته ای بنویس که حق مسلم ماست.
این هفته بابایم هرروز همین جملات بالارو هی می گفت .دیوونه ام کرده .اصلا خواستم استفراغ بدم ولی آقا رئیس سایت نذاشت . گفت هنوز کوچولویی نباید اینقدر زود خسته بشی بیا اینهم یکدونه لپ لپ برو وبازهم برام بنویس. من لپ لپ خیلی دوست میدارم . سوسن جون بارها بهم گفته که مامانم اینا منو تو لپ لپ پیدا کرده اند. دم آقا لپ لپ گرم .اگه تو همه بسته هاش جایزه ای مثل من بود الان کلی کودک نفهم تو این سرزمین بود . بعد میتونستیم همه مون یهویی از آقا رئیسها بگیم .اونوقت بابایم نمی گقت که من تنهایی چرت وپرت مینویسم.
من از دست بابایم ناراحت میباشم .با اینکه خودش هم از دست آقا رئیس رستم باغ اینا عصبانی بود ولی وقتی من از اون نوشتم دعوایم کرد .بابایم می گوید خوب نیست که آدم عیب دیگران را بگوید .آدمها رو باید ول کرد هرکاری دوست دارند بکنند. اصلاکی گفته ما حق داریم. حق یک کلمه افسانه ای میباشد . من نمیدونم افسانه چه چیزی میباشد ولی رویا دختر همسایه مان خیلی خوشگل میباشد. یادم اومد داشتم می گفتم که بابایم گفته که اگر پا روی دم آقا رئیسها بذاری اونوقت ول کن نمیشن وهمه جا ازت بد میگن وتوروخیلی ساده خراب میکنند. او میگوید همین آدمهایی که خیلی خیلی معروف میباشند چون فقط حرفهای خوشگل زده اند الان همه اونها رو دوست دارند همین بسه ودیگرمهم نیست که چه جوری کار میکنند .
ولی من ول کن نمیباشم هرچی دور وبر خودم رو نگاه میکنم دم پیدا نمیکنم که آقا رئیسها بیان پا روش بذارن . بابایم می گوید تو خیلی پر روی بی ادب میباشی ولی من دوست میدارم تا آدمها دیگر بهم دروغ نگن .من دوست میدارم تا آدمها عشقولانه بهم فحش ندن. من دوست میدارم تا آقا گوسفنده با کله اش برود علف بخورد نه اینکه ما کله اش رو بخوریم . من دوست میدارم تا وقتی میریم کوه مثل آقا پیرمردها کالری بسوزونیم نه مثل آقا جوونها .من دوست میدارم پول داشته باشیم تا ماشین پی کی رو بدیم آقا آشغالی ببرد .من دوست میدارم مارکار درست شود تا وقت فوتبال بازی میکنیم پایمان اوف نشود .من دوست میدارم خانم مجری جام جانباختگان گلویش را عمل کند تا همسایه های مارکار بخوابند.من دوست میدارم تا توی رستم باغ دوچرخه سواری کنم بدون اینکه آسفالتش خراب شود.
این آدمها خیلی بامزه میباشند. اون اوایل که من از طرف آقا رئیس سایت برای نوشتن دعوت شدم همش از توالت فرهنگی واینکه باید اون رو درست کرد مینوشتم بعد گفتن آخه توروچه به فرهنگ برو از مشکلات جامعه خودمون بنویس حالا که از این مشکلات مینویسم میگن چرا هی به این واون توهین میکنی. واقعا من نمیدونم به ساز چه کسی باید برقصم .از هرچه می نویسم میگن توهین .حالا این آدمها خودشون دارند روزی هزارتا حرف بی تربیتی به هم میزنند ولی تا من حرفی میزنم میگن بی ادب. بنظرشما آدمها بامزه نمی باشند.همش توی خودشون ازهم ایراد می گیرند ولی وقتی من اونهارو مینویسم میگن کودک نفهم.
من خیلی ناراحت میباشم . من فکر میکنم که باید یک کاری کرد.زور من دیگر نمیرسد ولی آقا رئیس سایت با استفراغ من موافقت نکرد.من خسته میباشم چرا باید بنویسم وبعد حرف بشنوم .چرا کسی به من حرف خوب نمیزند . بخدا من اصلا انرژی هسته ای نمیخوام یکی پیدا شود به منِ کودک نفهم انرژی مثبت بدهد.
با الهام از( دست نوشته های یک کودک فهیم ) نوشته امیرمهدی ژوله بازدید: 696
1. نویسنده ميراندا, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ - ۱۳:۱۶:۲۹ تو رو خدا تو ديگه استعفا نده. انقدر خودت انرژي مثبت داري كه نيازي به انرژي ديگران نداري. اقا رييسه رو بي خيال. از اين لولو ها همه جا هستند. |
2. نویسنده فرشید, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ - ۱۳:۲۰:۳۱ کودک جان واقعا که نفهم هستی این جور نوشتن یعنی توهین. چون تو انتقاد می کنی. اونم از دیگران و عیب و اشکال رو رسانه ای میکنی که همه بفهمن. اگه می خوای انتقاد سازنده داشته باشی باید اولا خودت رو معرفی کنی که بدونن هدفت تخریب دیگران اونم بصورت ناشناس نیست. دوما اگه ایراد میگیری خب اول به خودشون بگو اگه اثر نکرد بعدش بیا تو سایت بنویس. تازه انتقاد باید با اگاهی کامل یا حداقل کافی از مسایل باشه و باید یه راه حل یا راهکار هم ارایه کنی. تازه نباید بشینی کنار گود و بگی لنگش کن. امیدوارم لااقل انتقاد هاتون با جهت گیری مثبت باشه. |
3. نویسنده آناهیتا, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ - ۱۸:۰۲:۰۳ درود، سپاس، سپاس، سپاس عالی بود |
4. نویسنده ی دوست در غربت, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ - ۲۱:۲۹:۰۲ کودک عزیز مثل این که شما هم بزرگ شدی و انتقاد ناپذیر !! و خوبیها را نادیده میگیری این نشانهای بزرگ شدن است . کودک عزیز من ، بی معرفت با هر نوشتت یادداشت گذاشتم که خیلی خوب مینویسی خسته نباشید گفتم .. گفتم که خیلی خیلی عالی مینویسی ..این ها را ندیدی ، حالا ی بار کمی ازت انتقاد کردن این همه داد و بیداد راه انداختی ... البته میدانم اینها نشانه بزرگ شدن است . کودک من خسته نباشید . کارت عالی است سعی کن هیچ وقت بزرگ نشوی . راستی وقتی شوخی شوخی خودت را به نفهمی میزنی و هر چی تو دلت است را رک و راست میزنی خوب دیگه ی وقتهایی هم حرف میشنوی ولی خوب باز هم خودت را به نفهمی بزن من هم شدم دنباله رو شما ی مدت خودم را به نفهمی زدم .. آخیش دلم خنک شد !!! |
5. نویسنده رامین, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۱:۴۶:۵۶ نفهم عزیز جانم! احتمالا شما نمیدانی وقف نامه چه چیزی میباشد. وقف نامه چیزی است که تویش نوشته امکانات رستم باغ، از قبیل زمین بازی، زمین ها و امکانات ورزشی، آدریان، و تالار اجتماعات و ... مخصوص استفاده ی اهالی محترم رستم باغ میباشد. همکیش یا غیر همکیش فرقی نداره. مهم این است که اهل رستم باغ باشد. فرقی نمیکنه که چند نسل ساکن باشه. مهم اینه که طبق وقف نامه، واحد های مسکونی این باغ ارث پدری ساکنین نیست و همه باید بعد از چند سال، باغ را ترک کنند و از آسفالت محروم شوند. بحث همکیش و غیر همکیش مطرح نمیباشد. قانون برای همه یکسان میباشد. درضمن نفهم عزیز اگه شما از مشکلات جامعه خودمون و توالت های فرهنگ ننویسی، کی مردم رو آگاه کنه؟ همه ی آدم های خوب، بی ادب و بی تربیت میباشند و خیلی ها خوششان نمیآید. بابایم میگوید اگه همه با ادب باشن، اونوقت کسی نمیتونه رییس بشه. |
6. نویسنده حمايت از كودك نف, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۷:۵۸:۲۸ كودك نفهم نمرت بيست، بيست .خيلي قشنگ مينويسي.اي كاش همه نفهمها مثل تو باشند |
7. نویسنده فرح, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۸:۴۸:۲۹ این کودک درست می گه. تمام مشکلات جامعه مان از ظاهر نمایی های خودمون شروع می شود. |
8. نویسنده ی دوست در غربت, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۹:۴۷:۲۹ کودک عزیز مثل اینکه کم کم دری بزرگ میشی ، آخه با تنها ی انتقاد این همه داد و بیداد راه انداختی والی این همه وقت که خسته نباشید گفتیم ندیدی . اینهمه گفتیم خیلی قشنگ مینویسی انرژی نبود .... چی بگم آخه شما هم ی روزی باید بزرگ باشی !! از شوخی گذشته وقتی خودت را به نفهمی میزان و هر چی میخواهی میگی و دلت را خنک میکنی .... خوب ی وقتی هم باید حرف بشنوی . خسته نباشی ،کارت را ادامه بده که من هم دنباله رو شما شدم یعنی خودم را میزنم به نفهمی هر چی تو دلم است میگم ....آخیش دلم خنک شد !!! |
9. نویسنده ma kodakan fahim, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۱۸:۵۳:۵۲ پسرخوب ونازنین من کاملا متوجه منظورت شدم .دمت گرم به این میگن طنز چه سربسته مشکلات خودت وهمکارانت رو گفتی وتازه فهمیدم که شما عزیزان برای این کاری که می کنید چقدر حرف میشنوید این درد تو نیست درد همه همکارانت هست ولی شک نکن اگر کسی مستقیم به شما انرزی نمیدهد درکنار اون حرفهای زشت پشت سرتان از شماها به نیکی هم یاد میشود .مطمئن باشید ملاک فقط آدمهای بد نیستند هنوزم هم هستند دوستانی که حامی تمام شما هستند .بازهم بنویسید وشک نکنید ما طرفداران واقعی پشت شما ایستاده ایم |
10. نویسنده کامران, در ۱۳۸۹/۰۶/۰۵ - ۰۸:۰۳:۰۱ با سپاس از زحمات بی دریغ شما. |
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |