• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی (79)
چاپ ارسال به دوست
اردشیر ماندگاری   
۲۸ امرداد ۱۳۸۹
Image
یکی روبهی گفت با شیر پیر

که پیری بترسد ز درنده شیر



چو فصل بهار است و آهو بدشت

برو دشت و صحرا و آهو بگیر

 

برفتی در این بیشه تار و تنگ

نشستی و خود را نمودی اسیر

 

به روبه چنین گفت آن خسته شیر

که از پا فتادم تو دستم بگیر

 

چو پیری رود بر سراغ کسی

زمین گیر گردد چه روبه چه شیر

 

ببین چرخ گردون چها می کند

که روباه شیری کند دستگیر


بازدید: 702

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات