| کانون دانشجویان زرتشتی ازدیروز تا به امروز |
|
|
| آرمین هورمزدی | |||||||||
| ۲۵ امرداد ۱۳۸۹ | |||||||||
|
وقتی بطور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم تصویری از مراسم افتتاحیه جام جانباختگان را که چندروز قبل برگزار شده بود دیدم.نا خودآگاه جرقه ای درذهنم زده شد تا این چند سطررا به عنوان کوچکترین عضو برای همه اعضای کانون دانشجویان زرتشتی ازدیروز تا به امروز بنویسم.
اعضایی که امروز درسراسر این جهان پهناور پراکنده اند اما اطمینان دارم هرجا که باشند آن اتاقهای قدیمی ، آن کمدها،آن به هم ریختگی ذاتی،آن آشپزخانه که به لطف دانش مهندسی بعضی از دوستان به موتورخانه آسانسور تبدیل شد و. . . همه آدم ها و خاطراتشان را در گوشه ای از ذهن و قلب خودبه همراه دارند و چه جایی بهتر از سایت یا به قول دوستان تارنمای تحت مدیریت یکی از ایشان. از صمیم قلب خوشحالم که با فراگیر شدن فضای مجازی در سایتهای گوناگون علی الخصوص برساد تلاشهای خالصانه و عاشقانه جوانان ارزشمند کانونی در معرض دید همکیشان یاحتی هموطنان قرار می گیرد. از صمیم قلب خوشحالم که چهره دبیر فعلی کانون را به عنوان نماینده صدها یا حتی هزاران انسانی که دراین چهل سال آمدند ورفتند بر صفحه این جعبه جادویی می بینیم. از صمیم قلب خوشحالم که امکانات امروز کانون و مارکار تهرانپارس را می بینم . همدوره های من و پیشینیان می دانند که مرادم چیست. امکانات امروز حتی با چند سال قبل هم قابل مقایسه نیست. از صمیم قلب خوشحالم که امروز اعضای کانون جهت جمع آوری هزینه های برنامه ها به درب منازل و مغازه ها و. . . مراجعه نمی کنند که این همواره یکی از دغدغه های من بود. از صمیم قلب خوشحالم که کانون امروز چنین پیشرفت کرده است و را ه باقی مانده هنوز طولانی است. این ساختمان که امروز این چنین زیبا و استوار است محصول تلاش انسانهایی است که در طول چهل سال هریک آجری را برروی قبلی گذاشتند. افرادی که کارهایی را که در منزلشان انجام نمی دادند در کانون و مارکار انجام دادند. چهره آن دوست که دست به سیاه و سفید نزده بود و دراولین حضور در مارکار جارو بدست و ماسک بر دهان زمین بسکتبال را جارو می زد و آشغالها را جمع می کرد هنوز جلوی چشمانم هست که بسیاری از این نمونه ها در این چهل سال بوده است. این سطور تقدیم به همه آنان. در شب جشن چهل سالگی کانون در جشنگاه خسروی از نماینده مجلس ، رییس انجمن ، استاد دانشگاه ،مهندس موفق ،پزشک موفق و . . . از کرمانی ، تفتی ، شریف آبادی و . . . از 18 ساله تا 70 ساله همه بودند اما همینکه درفضایی که تحت تاثیر نام کانون بود حضور داشتند نا خود آگاه حس اتحاد و رفاقت در فضا سایه افکنده بود.آیا این حس در فضای دیگری به ما دست می دهد؟ در کانون افراد خیلی سریع می آیند و می روند و این به معنی ورود مداوم اندیشه ها و ایده های نو و تازه است ونکته جالب اینکه کانونی های جدید همواره مشتاق دریافت واستفاده از تجربیات گذشتگان هستند. ساختار کانون مانند یک درخت با ریشه و تنه قوی ، محکم و پابرجاست که با ورودهرنسل بر تعداد و زیباییهای شاخ و برگ آن اضافه می شود. اینها رموز موفقیت کانون است . فرهنگ کانون اتحاد، دوستی، یکدلی ، یکرنگی، برابری ومیل به پیشرفت و نوآوری است وراه رسیدن جامعه ما به جایگاه شایسته خود این است که فرهنگ کانون در این جامعه حکمفرما شود. دوستانی که امروز در کانون هستید همه کانونیها ی چهل سال گذشته از پیشرفتهای شما شادمانند و آرزوی پیشرفت روزافزون شما و آیندگان شما را دارند. آنان همواره خودرا یک کانونی دانسته و این جمع عظیم که بخشی از آن رادر جشن چهل سالگی دیدید همواره مشوق ، پشتیبان و یاریگر شمایند. سعی کنید از این پتانسیل بزرگ درجهت تسریع روند پیشرفت خود استفاده کنید. مخلص همه کانونیها آرمین هورمزدی- دبیر گردش 17 کانون دانشجویان زرتشتی بازدید: 1175
|
|||||||||