| ذكر كنكور |
|
|
| هر دمبيل | ||||||||
| ۰۵ تير ۱۳۸۷ | ||||||||
آن سد پولادي، آن پايان سختي، آن راه خوشبختي، آن دليل بي خوابي، آن آفريننده قلمچي، آن حرام كننده فوتبال اروپايي، آن عامل هر توسري، آن دشمن هر پارتي، آن باعث خرجهاي اضافي، آن بلعنده زندگي، آن بزرگترين سركاري، آن علت بيكاري، بزرگ و مولاي ما كنكور بود و در انتظار هر دانش آموزي بود و كابوس هر تنبلي بود و خون دل خانواده ها بود و دليل كتابهاي كمك آموزشي بود و نفرين معلمان بود و بيسكويئتش خوشمزه ترين بود و تقلب در آن هنر والايي بود و عاشق پرسشهاي تستي بود و پركننده وقت سيما بوده و مهمترين رويداد علمي بود و به دور از هر پارتي بازي بود.روز به دنيا آمدنش را كس به خاطر ندارد، از آن روي كه تا بشر زيسته است او نيز حكم روايي مي كرده است. بزرگي، كودكيش را شيرين و بانشاط توصيف كرده است، اما سالهاست كه پرسشهايش نفرينها را به بار آورده است. نقل است كه روزي در ميانه ميانسالي گذرش به ايران افتاد پس جماعتي دوره اش كردند كه اگر تو بزرگي كرامتي بر ما بنما و او به ناگه تستي بيافريد و در دم 50 نفر بمردند و 50 نفر سر به بيابان نهادند و گروهي كه نفهميده بودند، از اين اوضاع و احوال پيراهن بدريدند و اشك ريختند بر مردگان و باديه نشينان. و از آن روي بود كه ايرانيها او را بداشتند و همچون ميخي بر سر دانشگاه كوفتند اما چندي نگذشت كه ميخ كنكور پرچين شد و تا چشم به هم زدند سدي بود پولادي و آن روز بود كه آن جماعت گريان دليل آن اشكها را فهميدند و خواستند تا اين سد را بشكنند. بزرگي بر تراكتور نشست و گفت شخمت مي زنم، اما كنكور مهجزتي بنمود و چرخ تراكتور در رفت و از آن روز به بعد زمينها را شخم نزده اند. كوچكي اما گفت، كه اين هم نعمت است و بنگاهي بزد و از تست گفت و آنجا بود كه امتي براي آموختن بيامدند و گوني ها پر پول شد و كوچك مذكور، بزرگ شد و همين بزرگي تراكتور سازها را به سوي آموزشكده زني و چاپ تست كنكور رهنمون شد. آورده اند كه روزگاري ابر قدرت سدها بود و از هر 15 نفر يكي از او مي گذشت و 14 نفر ديگر اشك ريزان و نالان سماق مي مكيدند تا سال ديگر، آن يك نفر كه باشد. نقل است كه فرزند يكي يك دانه بزرگي چون كنكور بداد و نالان برگشت، بزرگ را جرقتي در ذهن پديد آد و با خود گفت حالا كه مشتري دارد كمي هم پول بگيريم و بدين ترتيب دانشجوي شبانه به دنيا آمد، اما همچنان مشتري فراوان بود. پس گفتند بيشتر پول بگيريم و دانشگاه آزاد متولد شد، اما توفيري نكرد و معلوم شد كه مشكل پول نيست، پس پيام نور به عرصه آمد و غيرانتفاعي و جديدا مجازي و هاوايي و امثال آن. و آن قدر اين تولدها زياد شد كه امروز از هر 10 نفر، 9 نفر و نصفي از اين سد پفكي مي گذرند، اما هنوز تست، بيزينس اول ممالك محروسه است. ولي پيشگويان گفته اند كه تا سه سال ديگر اثري از آثارش نخواهد ماند و نقل است كه كنكور با پوزخندي به اين پيشگويان گفته است: اگر سر به سر تن به كشتن دهيد نتوانيد كه كنكور به تاريخ دهيد و بايد نشست و درستي اين سخن را ديد. بازدید: 686
|
||||||||