|
هر پنجشنبه سروده ای از یک شاعر زرتشتی(78) پیرنارکی |
|
|
| جمشید زره پوش | ||||||||
| ۲۱ امرداد ۱۳۸۹ | ||||||||
|
می کشد پرمرغ دل تا اسمان نارکی تا بیاساید دمی در آشیان نارکی در فضایی معنوی دور از هیاهوهای شهر لذت روحی برد هر میهمان نارکی می توان در شب شمردن ز آسمان صاف آن پاک و روشن اختران از کهکشان نارکی ماه پربار امرداد است و روز پاک مهر فرصت تجدید دیدار از مکان نارکی سختی ره تا زیارتگاه پاکش هیچ نیست گر به پای سرسپاری هفتخوان نارکی قدرتی باید زبان را با کلامی دلنشین تا سخندانی دهد شرح و بیان نارکی بانوان بانوی ایران نازنین بانوی ما آنکه شد شهره از او نام و نشان نارکی در شبی شوم از شبیخون سیه اندیشگان میدود آسیمه سر تا آستان نارکی در سه کنج کوه بن بستی ز جور روزگار خسته جانی مانده تنها در امان نارکی هق هق گرییدنش اندر گلو شد ناله ها ناله اش فریاد و فریادش فغان نارکی قدرت یزدان ببین و پاکی بانوی دین تا بدانی معجز سر وعیان نارکی جوی آب روشنی تا دامن کوه سیاه جای خون گشته روان از دیدگان نارکی می درخشد معجزاتش همچون روز روشنی شد عیان برعاشقان فر نهان نارکی اشک شادی حلقه زد در دیدگان این و آن از کرامات و شکوه بیکران نارکی روشن است مهر حقیقت تا به روز واپسین گرچه پوشاند غباری اسمان نارکی شادمانی ها سزد بر پیروان راستین تا ابد بادا عزا بر دشمنان نارکی از اشیهن تا ازیرن شاد و سرمستت کند بوی عود از مجمر آتشفشان نارکی زم زم واج اوستا آسمانی نغمه ها هر یکی را زیر لب از رهروان نارکی با سرودی دلنشین از خیله ها تا خیله ها می رسد فریاد شاد از کاروان نارکی پای پیر نارکی دست دعا سوی خداست از گروه رهروان و زائران نارکی بازدید: 692
|
||||||||