• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
طنز
فکر می کنید برای چی رتبه ام خوب نشد؟؟
چاپ ارسال به دوست
گلادیاتور   
۱۳ امرداد ۱۳۸۹
Image
خوب می خواهم از خودم و وضعیتم قبل از کنکور و دلایل و شرایطی که باعث شد من توی کنکور رتبه ی خوبی نیاورم حرف بزنم.

من توی یک سال کنکور خیلی درس خوندم اونم کجا زیر نور شمع!!
توی این یک سال خیلی سختی کشیدم و خیلی حرف مردم رو خوردم نمی دونین چقدر بد مزه بود. بابام می گفت باید بری صنعتی شریف دکتری مغز و معده بخونی!!

همه ی اینها گذشت و شب کنکور رسید. جاتون خالی بچه ها توی کوچه داشتن برای جام جان باختگان تمرین هاکی میکردن ما هم می خواستیم بخوابیم که ارواح سرمون فردا کنکور داریم.

خلاصه نشستیم اخبار شبانگاهی رو ساعت 20:30 از شبکه 1 دیدیم. اون شب خیلی استرس داشتم بطوریکه حتی نتونستم فارسی 1 رو هم ببینم. گرفتیم خوابیدیم که اگه عمری باشه فردا صبح بریم کنکور بدیم.

صبح ساعت 5 بود که خروس بدبخت رو که کوک کرده بودم زنگ زد ومن بیدار شدم. شب قبلش اخبار گفته بود که بریم حمام منم که پیرو قوانین! خواستم برم حمام دیدم آب قطعه؟! از روی ناچاری لباس هایم رو برداشتم و با پای پیاده رفتم سر جوی آب تا حمام کنم. داشتم خودم رو می شستم که یکباره یه چیزی دماغم رو گاز زد نگاه کردم دیدم یه خرچنگ بینی ما رو گرفته. اینطوری شد که از حمام رفتن هم سیر شدم.

برگشم خونه و رفتم اماده بشوم که بروم حوزه. دنبال لباسهایم می گشتم که یادم اومد دیشب عروسی بوده و شلوارم رو دادم همسایمون تا بپوشه. خلاصه با هزار بد بختی لباس جور کردم و آماده شدم و یه چند تا تکه ذغال برداشتم تا اونجا باهاش علامت بزنم. یهو یادم اومد که کارت ورود به جلسه رو نگرفتم!!؟

سر صبحی رفتم پرینتر خریدم (اینترنت رو از قبل داشتم) و اومدم کارتم رو گرفتم و رفتم سوار ماشین بشم که دیدم از شانس بد من اون هم پنچر شده؟یه دونه موتور گازی داشتم اون رو با 100 تا بدبختی رو به راه کردم و راه افتادم به سمت حوزه علمیه.

اونجا که رسیدم همه یه قیافه ای داشتن. چند دقیقه که گذشت یکی از دوستام اومد و گفت این نبات 1 ساله که روش دعا می خونن منم گفتم: بیکارن؟؟ یکی دیگه گفت بیا اینجا بشین مامانم برات دعا بخونه، منم گفتم به دعای گربه سیاه بارون نمیاد؟؟

خلاصه کارت ها رو دیدن و رفتیم سره جلسه ساعت 8 که شد یکی که فقط صدا داشت شروع کرد به جک گفتن. می گفت کارت ها رو نصب کنید و از این جک ها...

ساعت 8:30 که شد یکی از بچه های برساد تازه داشت تق تق در حوزه رو می زد تا بیاد داخل (البته کار همیشگی شه) بعد دفترچه های عمومی را که توزیع کردن، ما رفتیم توی فاز تقلبی یه خرده از این طرف و یه خرده از اون طرف. یکی از بچه ها که پشت سر من نشسته همش آب معدنی می خورد انگار توی عمرش آب معدنی نخورده بود؟؟ درس های عمومی تموم شد و اختصاصی ها رو پخش کردن و اونم یه جوری گذشت.

جلسه که تموم شد همه داشتن درباره سوال ها حرف می زدن اما ما داشتیم مراقب ها رو سرکار می گذاشتیم. بیرون که اومدیم یکی از بچه ها گفت بریم دختر بازی منم از خدام بود گفتم بریم. موتور گازیم رو برداشتم و رفتیم دنبال دختر مردم.

شب بود رسیدیم خونه و دیدم روی دیوار پوستر اردوی شیراز رو زده بودن و منم شرایطش رو دیدم و فرداش رفتم ثبت نام. گذشت تا اینکه  شب بیست و هفتم رفتیم به سمت شهر کوه های سر به فلک کشیده و جنگل های استوایی شیراز؟!

خدا خیر سرپرستمون بده روز اول نشست جلومون و گفت اینجا از بحث درباره ی کنکور هیچ خبری نیست. ما رو بگو که انگار دنیا رو بهمون داده بودن با شنیدن این حرف. این 3 روز هم گذشت ولی خیلی حال داد.

برگشتیم خونه و دیگه ساکمون رو باز نکردیم  چون 3 روز بعدش می خواستیم بریم المپیک جهانی زرتشتیان که اسمش رو گذاشتن جام جان باختگان. جاتون خالی اونجا فقط دنبال این بودیم که یه جا دعوا بشه و بریم خنده.

جام هم 5 روز بود و به خیر و خوبی تموم شد. برگشتیم خونه و داشتیم استراحت می کردیم و جعبه ی جادویی رو تماشا می کردیم که یهو گفت نتیجه آزمون سراسری اعلام شده. ما رفتیم یه بشکه نفت خریدیم و ریختیم توی کامپیوتر تا نتیجه ها رو نشون بده.

رتبم رو که دیدم آب شدم رفتم آسمون. خیلی هم ناراحت نبودم ولی بعدا که بهش فکر کردم دیدم اصلا ارزشش رو نداره.
حالا شما قضاوت کنید ؟؟؟؟
میشه با این توصیفات رتبه خوب بیارن؟؟؟ 

بازدید: 665

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده N, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۱۴:۵۹:۱۹
kheylllllllllllli ghashang bood,negaran nabash age konkure tanz vojud dasht to nafare bartar mishodi,too dokhtar bazi ham fek konam behet boors midadan!!!gozashte az shookhi merc az in dide honarmandane
2. نویسنده همراه برساد, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۱۵:۰۶:۳۷
ورود شما را به جمع طنز نویسان برساد تبریک میگم
3. نویسنده فرهاد, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۱۸:۳۷:۰۲
راستشو بگو! رتبه ات پنج رقميه يا شش رقمي. اينكه غصه نداره. بزن بريم اطريش.
4. نویسنده رامین, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۱۸:۵۶:۰۴
از من یاد بگیر که یک هفته وقت گذاشتم و قبول شدم. جام و اردو و الواتیم هم سر جاش بود.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات