• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


گفتگو با تریتی دهموبد
از نقاشی کتابهای کودکان تا گریم و طراحی لباس بازیگران
چاپ ارسال به دوست
امید کاجیان   
۱۱ امرداد ۱۳۸۹
شاید جالب باشد که بدانید نخستین "گریمور" ساکن صدا و سیمای استان هرمزگان یک زرتشتی است که علاوه بر کار گریم تا کنون تصویر گری و نقاشی 12  کتاب چاپ شده ویژه کودکان را انجام داده است البته این جدای از طراحی لباسی است که برای یک سریال تاریخی در پرونده کاری اش داشته است .

تریتی دهموبد دانشجوی رشته گرافیک که پیش از این در رشته صنایع دستی هم تحصیل کرده است همراه با همسرش یکی از سه خانواده زرتشتی ساکن در بندر عباس هستند که با تمامی مشکلات دور بودن از جامعه زرتشتی خود یک زوج موفق و البته مشهور در بندرعباس به شمار می آیند . به سراغ خانم دهموبد نقاش کتابهای کودکان و سری مجموعه داستانهای کودک "ملیکا و مو تو تو " و تنها گریمور بندر عباس می رویم و با او به گفتگو می نشینیم:

خودتان را معرفی کنید و بگویید از چه وقتی کار نقاشی را شروع کردید؟
تریتی دهموبد متولد سال 62 هستم از کار با کتابهای راهنمای نقاشی شروع کردم و بعد از آن هم حدود دو سال در امرداد با کشیدن  کاریکاتور مشغول بودم. یکبارهم در همان سالها در مسابقات کاریکاتور رستم و سیمین سایت اشیهن شرکت کردم ومقام اول را کسب کردم .

چه شد که پا را فراتر از درون جامعه گذاشتید و به نقاشی و چاپ آثارتان در کتابهای کودکان روی آوردید؟
خیلی اتفاقی! یکی از دوستانم که خود تصویر سازی می کرد من را به کانون پرورش فکری کودکان برد آنجا نمونه ای از کارهایم را نشانشان دادم، مسئول انجا هم که خود کارشناس گرافیک آنجا بود قبول کرد تا نوشته های یک نویسنده کتاب را برای چاپ یک کتاب نقاشی کنم. تمام نقاشیهای آن کتاب را کشیدم و بعد از ان مشخص شد وزارت ارشاد به چاپ این کتاب مجوز نداده و آن کتاب چاپ نشد. این موضوع روی من خیلی تاثیر گذاشت، نقاشی های من ایرادی نداشت تمامی قوانینی را هم که باید رعایت می کردم انجام داده بودم اما فقط به خاطر عدم مجوز ارشاد به نوشته کتاب، هیچ وقت ان نقاشیها هم به چاپ نرسید.

چرا پس از این شکست، کار را ادامه دادید؟
جالب اینجاست همان دوستی که مرا معرفی کرده بود دیگر آنجا نرفت اما یک مجموعه داستان به نام "ملیکا و مو تو تو" به من پیشنهاد شد که من باز نقاشیهای آن را کشیدم و اینبار این کتابها چاپ  شد آن هم چند سری و با چند داستان!

تا به حال چند کتاب با نقاشیهای شما به چاپ رسیده است؟
 تا به حال 12  کتاب چاپ شده و در حال چاپ مربوط به این سری از داستانهای کودکان را انجام دادم .

کمی در مورد مجموعه داستانهای کودک "ملیکا و موتوتو و شخصیتهای آن توضیح بدهید؟
این مجموعه داستانها هر بار اختصاص به یک موضوع ویژه کودکان دارد، نویسنده این کتابها در آلمان است و سبک نسبتا رئال و قابل باوری برای کودکان دارد. ملیکا یک دختر مو فرفری است و مو تو تو یک اسب بالدار و در تمامی داستانها این دو راویان قصه می شوند از کتاب سوم این مجموعه، داستانها به دو زبان انگلیسی و فارسی به چاپ رسیده است و هر مجموعه داستانی آن 5000 تیراژ دارد که در صورت استقبال تجدید چا پ می شوند.

برای هریک از داستانهای این کتابها باید چند تصویر بکشید و اینکه چه تصویرهایی کشیده شود را چه کسی تعیین می کند ؟
برای هر یک از این کتابها که داستان جداگانه ای دارند باید هفت تصویر کشیده شود که یک تصویر آن تصویر روی جلد می شود و باقی آن در داخل کتاب چاپ می شوند. من خودم با توجه به داستانها، تصویرها را از تخیل و خلاقیتی که به ذهنم می رسد می کشم و بعد از تایید تصویرها از سوی نویسنده، ناشر و موسسه به چاپ می رسد.

اگر این نقاشیها تایید نشد چه؟
خیلی وقتها این اتفاق می افتد. یک وقتهایی به من می گویند فلان جای نقاشی فلان شخصیتی کم دارد و یا فلان شکلی اینجوری باشد بهتر است و هم باید آنها را عوض کنم و خیلی وقتها آنها را از نو بکشم .

سبک نقاشی که دارید و وسایلی که از آن استفاده می کنید معمولا چیست؟
سبک کلاژ که کشیدن همراه با چسباندن مقوا و مواد مختلف است و معمولا با پاستل روغنی، پاستل گچی، مداد رنگی و گواش کار می کنم .

برای کشیدن نقاشیهای هر کتاب چه قدر وقت می گذارید؟
گاهی یک ماه طول می کشد و گاهی تا 6  ماه! طول کشیده فکر به اینکه چه بکشی و چگونه بکشی خودش کار می برد ناشر هم خودش این موضوع را درک می کند من گاهی برای یک کتاب سه بار اجرا زدم . یک وقتهایی مثلا برای کشیدن شکل یک قورباغه چند روز تحقیق کردم که مثلا این قورباغه چند انگشت دارد حالت انگشتهایش چه شکلی است و... برای تصویر سازی آدمها و یا حیوانات در کارم تا دو ماه فکر می کنم تحقیق می کنم مطالعه می کنم و  این زمان بر است .

آن چه که در داستانهای کتابهای "ملیکا و متوتو" و یا دیگر داستانها به تصویر می کشید از کجا نشات می گیرد . ؟
در داستانهای این کتاب ملاک تصویر گری درد و رنج بچه ها و غصه های آنهاست و من سعی می کنم از رنگهای شاد استفاده کنم تا تصاویرم هم حرف دل ان ها را بزند و هم زیاد غمگین نباشد. در بیشتر کارهایم از یک رنگین کمان استفاده می کنم تا شکل شادتر باشد.

فرق بین نقاشی کشیدن برای کودکان و بزرگسالان در چیست
؟
برای کشیدن نقاشیهای کودکان باید احساس کنی که تو هم مثل آنها در دنیای بچه ها هستی ، کودک چیزهایی را می بیند که آدم بزرگها نمی بینند و این احساس را باید با رنگها و فرمها القا کنی.

فکر می کنید در این کار موفق بودید؟
تمام تلاشم را می کنم. شاید همین که تصاویر از سوی نویسنده و ناشر تایید می شود و استقبال از کتابها هم خوب است نشان از این داشته  باشد تا حدی توانسته ام موفق باشم .

به نقاشی کردن برای کتابهای کودک بیشتر به چشم کار نگاه می کنید یا فعالیت هنری؟
مطمئنا به چشم یک فعالیت هنری! به نظرم اگر به چشم کار به ان نگاه می کردم هیچ وقت پیشرفتی نداشتم! چون ان موقع انگیزه من برای کشیدن طرح ها پول بود نه احساسم .

از زندگی در بندرعباس بگویید و اینکه آیا این امر مانع پیشرفتتان نشد؟
من همیشه سعی کردم خود را با شرایط وفق دهم، درست است که با دور ماندن از تهران به دلیل شغل همسرم از خیلی امکانات تهران دور ماندیم، اما بیشتر کتابها را در بندرعباس نقاشی کردم و در همانجا هم در صدا و سیمای استان در کار "گریم" و طراحی لباس مشغول به فعالیت شدم و الان هم  از سر یکی از پروژه های فیلمبرداری به اینجا  آمدم.

از کار گریم بازیگران بگویید و اینکه چه طور سازمان صدا و سیمای استان شما را برای کارهای خودش جذب کرد؟
قبل از اینکه دانشجوی گرافیک باشم صنایع دستی خواندم در بندرعباس هم یک مکان برای آثار صنایع دستی خودم داشتم. یک روز کارگردان و تهیه کننده یک مجموعه به محل کار من آمدند و برای انتخاب یکی از وسایلی که در انجا داشتم برای لوکیشن فیلمبرداری باهم کلنجار می رفتند من به آنها گفتم که می توانم "لوکیشن" مجموعه را ببینم و به آنها کمک کنم. این اتفاق افتاد به انجا رفتم که چند تا از هنر پیشه ها را در حال گریم شدن دیدم پرسیدم گریمورهایی که به اینجا می آیند مال خود بندر عباس هستند، که گفتند نه در اینجا گریمور نداریم و برای ساخت مجموعه های تلویزیونی و گریم هنر پیشگان مجبور هستیم تا از تهران و شیراز هزینه کنیم و آنها را به اینجا بیاوریم. من همانجا گفتم که توانایی گریم بازیگران را دارم! آنها هم چند تست گریم از من گرفتند و من هم قبول شدم و دیگر برای گریمهای سر صحنه در بندر عباس از من استفاده کردند.

یعنی شما نخستین گریمور سازمان صدا و سیمای آن استان بودید؟ چه قدر کار نقاشی به شما در این کار کمک کرد؟
بله! مطمئنا تشخیص و درک از مبانی رنگها و چهره شناسی ها را از همان نقاشیها دارم.

آخرین کارهایی که در صدا و سیما انجام دادید چه بوده است؟
گریم بازیگران سریالهای تلویزیونی "فاصله "و" بفرما شیرین " که هر دو به غیر از شبکه تلویزیونی استان قرار است برای شبکه های سراسری هم پخش شود. البته طراحی لباس مجموعه "ماه غریبستان" که مجموعه ای تاریخی است، درباره ماه محرم و حوادث آن، را هم برعهده داشتم .

انعکاس کارهای شما به عنوان  نخستین گریمور بندر عباس چه طور بود؟
چند تا  از هنر پیشه ها به ویژه هنر پیشه های زن به من می گفتند تا حالا کسی چهره ما را اینطور خوب در نیاورده که حالت های مورد نظر با چهره مان همخوانی داشته باشد. البته گریم یک کار گروهی است و برای این کار یک گروه باید با هم همکاری کنند.

از بین نقاشی برای کودکان، گریم هنر پیشگان و طراحی لباس بازیگران کدام را بیشتر دوست دارید؟

نقاشی و تصویرگری برای کتابهای کودکان، چون فکر می کنم زیر مجموعه باقی کارهایم بوده است و می خواهم کار تصویرگری را جدی تر ادامه بدهم .

چه قدر شانس را در موفقیتهایی که تاکنون به دست آوردید دخیل می دانید؟
من هم یک جاهایی شانس آوردم و هم یک جاهایی بدشانسی، اینکه توانستم خودم را در کانون پرورش کودکان جا دهم شانس بود، اینکه اولین کتابم به آن شکل چاپ نشد بدشانسی! اینکه زندگی ام دور از تهران ادامه یافت شاید بدشانسی می توانست باشد، اما اینکه الان در صدا و سیمای همان استان مشغول به کارم خوش شانسی! ولی حقیقتش این است که من در همه اینجاها سعی کردم تا جسارت داشته باشم. مهمتر از آن، اعتماد به نفسم بود که هیچ وقت از امتحان یک کار حتی اگر تا به حال انجام نداده باشم نترسیدم و پیگیری و پشتکاری که سعی کردم تا اینجا داشته باشم و امیدوارم آن را ادامه بدهم .

و اما مهاجرت؟
اصلا با ان موافق نیستم همسرم را هم از رفتن به خارج منصرف کردم من می گویم مگر آدم چند بار زندگی می کند که بخواهد تجربه کند یا شاید تجربه خارج برای من در شرایط فعلی همه کارها را از من بگیرد. من اگر به خارج می رفتم از اهداف اصلی ام که یکی از ان همین تصویر گری بود دور می شدم  فراموش نکنیم که هنر گران است و پر خرج و در خارج گرانتر و پر هزینه تر هم می شود .

یک حرف یک پیشنهاد و یا یک توصیه برای جوانان؟
در خیلی جاها زندگی با من یار نبود از داشتن استاد به دور  بودم اما پیگیری در کارهایم داشتم حتی وقتی بیکار بودم در خانه ننشستم از آموزش سفال، طراحی و نقاشی در فرهنگسرای اندیشه بگیرید تا کارهای هنری که برای نمایشگاههایی مثل مانتره داشتم .
بعد از ازدواج هم همسری که همیشه پشتیبانم بود و در بندر توانستم کارهایی را که دوست دارم ادامه بدهم . در هر کاری باید اعتماد به نفس و جسات داشت و سخت کار کرد .

بازدید: 1677

  یادداشت ها (11)
1. نویسنده فرانک, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۱ - ۲۱:۰۹:۳۸
تریتی جان خیلی وقت است که ندیدمت واقعا برات خوشحالم و آرزوی موفقیت برایت دارم تو و همسرت. 
یار قدیمی مدرسه ات
2. نویسنده بنفشه, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ - ۱۳:۳۴:۱۶
تیریتی جان واقعا برایت خوشحالم و امیدوارم همیشه درهمه کارهایت موفق باشی .
3. نویسنده مهنوش, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ - ۱۵:۲۸:۵۷
تیریتی جان امیدوارم در تمام مراحل زندگی همراه با همسرت تندرست و موفق باشی
4. نویسنده nasrin, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۲ - ۲۱:۳۲:۴۳
tiritye aziz afarin bar to kheyli khoshhal shodam vaghean gol kashti movafagho piruz bashi hamishe.
5. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۱۰:۴۰:۴۰
واقعا و بدرستی که نمونه هستید و نیازی به تعریف نیست . جا دارد که جوانان زرتشتی ما شمارا الگوی خود قرار دهند.
6. نویسنده behrooz, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ - ۲۳:۰۷:۳۰
tiriti jan kheili vaght bood nadide boodamet cheghadr avaz shodi omidvaram movafagh bashi b sohrab salam beresoon
7. نویسنده خورشیدچهر, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۵ - ۲۱:۰۴:۰۵
تریتی جان امیدوارو همچنان با موفقیت بسیار و در کنار پشتیبانی همسر مهربانت به کارها و فعالیتت ادامه دهی.
8. نویسنده ben, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ - ۰۳:۰۹:۴۰
triti jan hamishe pirooz bashi.kheili khoshhal shodam b sohrab va makhsoosannn ba PARISA salam ziad beresoon
9. نویسنده sam aazdeganian, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ - ۰۹:۱۳:۵۰
trity aziz omidvaram ke dar tamami marahel zendegi piruz o movafagh bashi,hich chiz ba arzeshi be asonni be dast nemiad khoshhalam ke be ahdafet residi va omidvaram hamintor be rahet edame bedi.miss you all my dear
10. نویسنده pargol, در ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ - ۱۵:۵۸:۴۰
تریتی جان واقعا خوشحال شدم همیشه تو زندگیت موفق و پیروز باشی واقعا گل کاشتی.خیلی وقت بود ندیده بودمت از دیدن عکست خوشحال شدم اگه اومدی تهران یه سر به ما بزن خوشحالم می کنی.در تمام مراحل زندگی ات موفق باشی.
11. نویسنده neda, در ۱۳۹۰/۱۰/۱۰ - ۱۹:۴۳:۱۹
تریتی عزیز اول می خواستم بهتون تبریک بگم برای این همه پشتکار و موفقیت و بعد ازتون راهنمایی می خواستم. منم به نقاشی کتاب کودکان علاقه دارم البته اصلا تابه حال کار نکردم و نمی دونم از کجا باید شروع کنم. شما گفتین که با کتاب های راهنمای نقاشی شروع کردین. میشه لطفا اسم کتابها رو بهم بگین یا اگه هر راهنماییه دیگه ای که به نظرتون می رسه بهم بگین؟ مرسی و همچنان موفق باشید :)

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات