|
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(76) بنام خداوند روزي رسان |
|
|
| اردشير ماندگاريان | ||||||||||
| ۳۱ تير ۱۳۸۹ | ||||||||||
![]() بنام آنكه حّي وجاودان است يگانه مالك هر دو جهان است مديري بي رقيب و كاروان است هميشه سالم ودائم جوان است جمال پر جلالش در نهان است به هرجانام او ورد زبان است هر آنكه درد دل با او ميان است دو چشمانش بسوي آسمان است توانمندي كه علم عالمان است هميشه فكر وذكر بندگان است خداي لايزال و پر توان است كريم و پرعطا و مهربان است خداي اين جهان و آن جهان است نگهدار همه ايرانيان است بنام خداوند روزي رسان كه چون نام او آوري برزبان دل آرام گيرد بنام خدا كه دلها نباشد به نامش خدا خدايي كه اين بنده را جان دهد توانمندي و عقل و ايمان دهد عبادت براو واجب است و نماز كه ياری نمايد بوقت نياز چو ايمان خود را برآری به جا تو مجبوب باشي به پيش خدا يكي روز تعطيل وقت نهار بناگاه مهمانم آمد چهار در آن روز شد شادي من غرا كه چاره چه جونم زبهر غذا بگفتم كه اي دادرمهربان براين مهمانان تو روزي رسان صداي بلندي شنيدم زدر برفتم ببينم چه باشد خبر يكي نوجوان داشت سيني بدست بگفتا كه اي مرد يزدان پرست چو همسايه افتاد دازدار بست نه تن لطمه ديد و نه پايش شكست كنون نذري از سوي همسايه است در آن مرغ و ماهي و نوشابه است چو آنرا گرفتم دلم شاد گشت وجودم ز بند غم آزاد گشت بدادم به آن دوستان عزيز بخوريم با هم غذاي لذيذ سپاسم به يزدان روزي رسان كه آسان كند مشكل بندگان بگويند مهمان حبيب خداست كه اين حرف حق و هميشه بجاست بازدید: 944
|
||||||||||