| هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(74) |
|
|
| جمشید زره پوش | |||||||||||
| ۲۴ تير ۱۳۸۹ | |||||||||||
|
این که گفته است؟ تن از بهر روان قفسی تیره و تنگ است و سیاه یا که جان در تن ما غم زده یی زندانی است؟ وای ازین باور و اندیشه بی پایه وسست اگر اندیشه نیک من و تو خوبی گفته و کردار آرد یا به سینه دل ما زآتش عشق همچو آتشکده یی روشن و پاک گرمی و شادی بسیار آرد تن ما همچون بهشتی است همه زیبایی که روان نیز ازان خشنود است اینکه گویند جهان: غمکده یی تاریک است همه زاییده اندیشه کوتاه کسان نگه عقل علیل است به زیبایی ها این جهانی که در آنیم سراسر همه خوب همه زیبا و اهورایی و پاک خاک زاینده و بار آور آن پست و بی ارزش نیست این جهانیست که زرتشت بزرگ اندران لحظه که زاد از مادر خنده سر داد بدانسان که جهان پر شد از شادی و مهر یعنی ای رهرو آیین بهی ای سراپا همه دانایی و عشق عالم ماست اهورایی و پاک همه گیتی است پر از زیبایی این جهان: کشتگه نیکی ها بستن توشه ره تا به جهانی دگر است باد و خاک آتش و آبش، همه خوب مایه شادی و خوشبختی ماست: اگر اندیشه زشت من و تو اگر اوهام و خرافات سیاه یا که خودخواهی و پرخواهی ما با دروغ و ستم و بی مهری به پلیدیش نیالاید و زشتش نکند بازدید: 565
|
|||||||||||