• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


طنز
بچه بیار جایزه ببر
چاپ ارسال به دوست
کودک نفهم   
۲۳ تير ۱۳۸۹
Image
امروز مامان با داد وهوار من را از خواب بیدار کرد که بروم نون بربری بگیرم . من خیلی متعجب میباشم . اول به شلوارم نگاه میکنم ببینم آیا توی شب اتفاقی افتاده است که مامان سر من داد میکشد . آخه خیلی قبل ترها  نمیدونم شبها وقتی می خوابیدم کی میومد روی شلوار من آب میریخت  بعد صبح که پا میشدم مامان منو دعوا میکرد  که همه جارو کثیف کردی وتموم زندگیمون بو گرفته.

ولی امروز صبح که شلوارمن خشک بود نمیدونم مامان واسه چی سر من داد کشید . فکر کنم چون دیشب با بابا قهربوده در نتیجه صبح تلافی اون رو سر من خالی کرده  .
بعد از خرید نون بربری برگشتم خونه و دیدم مامان وبابا دارند حسابی باهم دعوا میکنند. نسیم هنوز خواب بود . من نمیدانم چرا این نسیم نباید برود نون بربری بخرد.همه بار این خونه روی دوش من وبابا میباشد. اصلا خانمها تو خونه که کار نمی کنند .همش زیر باد کولر میخوابند و شبکه فارسی وان می بینند و با تلفن حرف میزنند .

حتما یک چیزی شده است که مامان وبابا اینجوری شده اند . فکر کنم قیمت سکه نصف شده ومامان چون واسه مهریه ضرر کرده اینجوری داد میکشد. من خیلی دلواپس زندگی خودمان میباشم نکند مامان از روی عصبانیت تصمیم بگیرد برود خونه مامان بزرگ ودوباره چند روز بعد برگردد. دیگه از این بچه بازیهای مامان خسته شده ام .همش قهر میکند میرود دوباره بر میگردد. بابا میگوید لااقل با اتوبوس برو که هزینه آژانس زیادی ندی ولی مامان همش پول بابا رو به آقا آژانسی میدهد .

کاشکی میشد بفهمم دعواشون سر چیه . میخواهم از بابا بپرسم که چی شده ولی  داد میزند که تو یکی حرف نزن هرچی میکشیم زیر سر شما دونفره . من خیلی متعجب میباشم آخه ما چکار کرده ایم . بابا  به مامان میگوید اگر مامان وبابای تو اصرار نداشتند  امروز بچه دار میشدیم نه 6سال قبل. مامان هم در حالیکه با لنگه کفش دنبال بابا افتاده بود می گفت بیخود تو اگر مرد بودی الان زندگی ما اینجوری نبود ومجبور نبودیم دنبال پول بدویم .

نزدیکای ظهر دایی کامی بهمراه سوسن جون با چتر فرود اومدند. بابا ومامان انگار نه انگار که این دونفر خونه ما هستند از بس اینها همش اینجان که بابایم یک روز به دایی کامی گفت که بهتره شمارو به فرزندی قبول کنیم. سوسن جون در حالیکه داشت لنگه کفش رو از دست مامان میگرفت گفت : چی شده باز افتادین تو جون هم؟ مامان گفت معلوم نیست کی این مرد میخواد یاد بگیره تا درست وحسابی این زندگی رو بچرخونه .همه زندگی ما شده حرص خوردن برای نداشتن پول . دایی کامی هم از بابا می پرسه که چه خبرته. بابا می گوید این خانم باز دیشب رفته تو اینترنت خبری خونده که هرکی  بچه دار بشه 500 هزارتومن بهش جایزه میدن حالا از صبح داره داد میزنه که  من بچه میخوام . تو خرج این دوتا موندیم حالا  واسه 500هزار تومن باز بچه میخواد . فکر میکنه واسه اینکه پولدار بشه باید ماشین جوجه کشی راه بندازیم .

اینترنت خیلی چیز بدی میباشد. من نمیدانم به این آقا اینترنتی چه ربطی داره که تو زندگی ما دخالت میکنه  . ما دونفربس میباشیم  . اصلا کی گفته ما داداش وآبجی میخوایم .هی میخوان با پول گولمون بزنند . من نمیدانم 500هزارتومن چقدر میباشد ولی حتما پول زیادی میباشد که مامان دارد اینجوری خودش را میکشد . بابا میگوید با 500هزارتومن حتی نمیتوان واسه بی تربیتی بچه ، پوشک خرید حالا تو میگی بریم بچه بیاریم . دایی کامی رفته سراغ آقا اینترنت تا ببینه خبره درست هست یا نه . بعد ازاینکه دایی خبر را میخونه میزنه زیر خنده ومیگه که دلتون خوشه ها،کسی به شما که پول نمیده این پول واسه 18 سالگی بچه هاست . مامان که تازه فهمیده چه خبره میگه مگه خل میباشم که  بچه بیارم  دردسر وزحمتش مال من باشه اونوقت 18سال دیگه  بچه این پول رو بخوره .از کجا معلوم شاید تا 18سال دیگه از گشنگی مردیم اونوقت دیگه بچه ای نیست که بخواد این پول رو برداره . 

من خیلی ناراحت میباشم .چرا باید برای اینکه من به این دنیا بیام بابا ومامان فکر پول باشند . چرا باید با جایزه من رو بدنیا بیارن.مگه ما تخم مرغ شانسی میباشیم . آخه مگه دست ما بود که بدنیا بیایم که حالا همه هی باهم دعوا میکنند . اصلا من پول نمیخوام من دوست میدارم مامان وبابا با هم آشتی باشند.

با الهام از( دست نوشته های یک کودک فهیم ) نوشته امیرمهدی ژوله

بازدید: 698

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده فرشيد, در ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ - ۱۹:۰۲:۴۰
با بهترين درودها ،از طرف من به بابات بگو زياد روي اين سايتهاي خودمان حسب باز نكند كه خبر درست باشه !براي نمونه :سايت ب...حداقل تعداد شركت كننده براي برگزاري برنامه جوانان را 250 و سايت ا....200نفر نوشته اند و.... پس تا حقيقت را نفهميده خداي نكرده گول نخورد .
2. نویسنده یک دوست, در ۱۳۸۹/۰۴/۲۳ - ۲۱:۲۵:۱۲
واقعا این اینترنت چیز بدی میباشد که زن و شوهرها را به جون هم می اندازد. آخه کسی نیست بگوید عزیز دل مادر در کجای این دنیا به خاطر گرفتن وام کسی میاد خودش را یک عمر بدبخت کنه و کلی برای خودش خرج بتراشه . من که فکر نمیکنم. مردم شعورشون خیلی بیشتر از اینهاست .
3. نویسنده فرشید, در ۱۳۸۹/۰۴/۲۴ - ۰۷:۵۶:۲۹
آقا این پدرو مادرها گول حرف های این شبیه انچمنی ها خوردند که حالا موندن که تاکی باید بکشند ،آره این شده الگوی جامعه بجای بحث فرهنگی . بچه بیار جایزه ببر الباقی تا 18 سالگی هم گور پدر باباش.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات