• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(73)
تقدیم به روان پاک بهروز خدادادی
چاپ ارسال به دوست
جمشید زره پوش   
۱۷ تير ۱۳۸۹
Image
چرا ای باد پاییزی خزان کردی بهاران را
نهادی داغ غم بردل گل و باغ و گلستان را

خدایا کفر می گویم ببخشا بر من نادان
که می ترسم از این ماتم زدایم از دل ایمان را

اگر دادی، چرا بردی قرار و آرزوی دل
که پر خون سازی از حسرت هزاران چشم گریان را

چرا بر قامتی رعنا فلک را چشم دیدن نیست
که برخاک افکند هر دم سهی سروی خرامان را

درین زندان این گیتی جه جانفرساست قانونش
که غیر مرگ راهی نیست، گرفتاران زندان را

زبانه می کشد آتش چنان در خرمن جانم
که بگرفته شرار آن دل زار پریشان را

سزد گردیدگان تر، ببارد سیل اشک غم
مگر آبی بیفشاند دل سوزان بریان را

ز بهروز خدادادی هزارن دیده پر خون شد
که مرگ نا به هنگامش شکسته قلب یاران را

ز پاکی و ز دینداری شکوه انجمن ها بود
دبیری نیک و بینا دل اوستا را و گاهان را

صفا و لطف و مهر او نشان ها داشت از آیینش
چراغ و شمع روشن بود دل و جان عزیزان را

خداوندا روانش را قرین رحت خود کن
به مینو همدمش فرما روان پاک نیکان را


روانش شاد باد- جمشید زره پوش


بازدید: 938

  یادداشت ها (1)
1. نویسنده ماندانا, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۹ - ۰۰:۳۰:۲۸
ازبهترین معلمای کلاس دینی بودند،روحش شاد ویادش گرامی.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات