|
انگیزه شرکت در مراسم دینی و مجامع انجمنها آش و سیرُگ یا ... |
|
|
| همراه برساد | |||||||||||||
| ۱۶ تير ۱۳۸۹ | |||||||||||||
|
مدتی پیش بعد از استقبال نه چندان شایستۀ همکیشان از مجمع همگانی انجمن زرتشتیان تهران، تعدادی به جدی و بعضی هم به شوخی پیشنهاد کردند، انجمن هم برای جلسات مجمع آش و سیرُگ خیرات کند.
این پیشنهاد که بیشتر به طنزی تلخ شبیه است، خیلیها را به فکر فرو برد، برخی از آن انتقاد کردند و عده معدودی هم مُهر تایید بر آن زدند. ولی آیا واقعاً انگیزه شرکت در آیینهای دینی و گاهنبارها و مراسم فرهنگی، آش و سیرُگ است؟ یادم آمد که پارسال، مدت چند ماه خیراندیشی نبود که هزینه آش روز اردیبهشت را بدهد و یادم هست که استقبال مردم برای آمدن به آن مراسم مینوی و خواندن نیایش دستجمعی در آدریان کم نشد. همه میآمدند روز اردیبهشت را به هم تبریک میگفتند، نیایش میکردند، برای همدیگر و همه بهدینان دعا میکردند و به خانه برمیگشتند. بعد هم که خیراندیشان دوباره همت کردند و آش خیرات کردند، همکیشان بعد از نیایش دور هم کاسهای آش میخوردند و با قلبی که از همازوری و ساعتی دورهمبودن پر از شادی بود، به خانه میرفتند. صبح روز اردیبهشت، اتفاق جالبتر و مهمتری میافتاد؛ همه بچههای مهدکودکها و مدارس زرتشتی به آدریان میآمدند و بعد از نیایش دور هم آش میخوردند. واقعاً چه خاطرهای قویتر و زیباتر و تاثیرگذارتر از این همازوری و شادی میتوان در ذهن و یاد کودکان به جای گذارد؟ پس خیرات کردن ِ آش و سیرگ و نان، و مردم را دور هم جمع کردن، به خودی خود سنتی نیک و پسندیده است، همانطور که صدها سال همینگونه بوده و زرتشتیان به عشق همین همازوری و کمک به یکدیگر و دادودهش خود را شاداب و سرزنده نگاه داشتهاند. اما آیا برای شرکت مردم در مجامع انجمنها و کمیسیونها و کنکاشها و همایشها و هماندیشیها و جلسات سخنرانی و بزرگداشت فرهیختگان، چه آشی باید پخت که همکیشان از کارهای مهمتر خود صرفنظر کنند و در این جلسات شرکت کنند؟ این که یک آشی باید پخت، صحیح است و اجتناب ناپذیر. ولی مطمئناً این آش از نوع آش رشته یا آش ماش نمیتواند باشد. باید ببینیم مردم ما از انجمنهای خود چه میخواهند و آیا اصلاً چیزی میخواهند یا نه؟ باید ببینیم آیا به منتخبین خود اعتماد دارند یا نه؟ باید ببینیم از اخبار و اطلاعاتی که در اختیارشان قرار میگیرند، راضی هستند یانه و اصلاً به دنبال چه نوع اطلاعاتی هستند؟ آیا واقعاً انجمنهای ما که میگویند تعدادشان به 50 تا میرسد، بعد از تشکیل هیئتمدیره جدید به دنبال پاسخ این سوالات هستند یا نه؟ آیا فهرستی از پرسشها و درخواستها تهیه میکنند یا آنقدر دچار روزمرگی میشوند که چشم بر هم نزده، دورۀ ایشان هم به انتها میرسد و باید این جایگاه مهم را به افرادی دیگر واگذار کنند. شاید تنها آشی که میتواند مردم را به سالنها و محل برگزاری مراسم فرهنگی و اجتماعی بکشاند، آشی است که اجزایش پاسخ به این پرسشها و هزاران پرسش دیگر است و مهمترین جزء آن اعتماد است، چرا که ما جامعۀ هوشمندی داریم، جامعهای هوشمند که تنها و تنها برای سخن راست گوش شنوا دارد و بس. بازدید: 683
|
|||||||||||||