|
داریوش شامردانی
|
|
۱۵ تير ۱۳۸۹ |
سه هفته قبل برای عروسی نوه عمویم به تهران رفته بودم.روز بعد مراسم برای رفع مشکل زانوی راستم به دوستی که فوق تخصص ارتوپدی بود مراجعه کردم، ایشان مرا برای درمان به پزشک جراح کاسه زانو اعزام کرد و در آنجا بود که متوجه شدم به شارکو گرفتار شدم. شارکو مریضی است که به ام اس منتهی می شود. نگران به سمت دوستم برگشتم و ایشان مرا به سه پزشک متخصص نورولوژی و مغز و اعصاب فرستاد .
آن شب هر چه به خودم دلداری می دادم که علم پزشکی بطور حتمی برای این مشکل راه حلی دارد خوابم نمی برد و دم صبح به خواب رفتم. صبح زود از خواب بیدار شدم بعد از حمام خودم را با نماز و نیایش مشغول کردم و سعی کردم ناراحتی را به نزدیکان حاضر بروز ندهم. ولی وقتی به اینترنت مراجعه کردم و نتایج را مطالعه کردم با تغییر رنگ چهره همه متوجه شدند و بعد از صبحانه دوستی به دیدنم آمده بود و از من دلخور که در نوشته قبلی چرا با آن دید به مهاجرت بی رویه زرتشتیان حمله کرده بودم.
مریضی را فراموش کردم و از ایشان پرسیدم در ده سال گذشته کجا بوده است و شنیدم هشت سال عسلویه و خارک مهندس مجری پیمانکار بوده است و دو سال است مدیر تولید کارخانه بزرگی در تهران است و حالا عزم رفتن به امریکا دارد و مشکلش این است که تنها دخترش سال سوم معماری یکی از دانشگاهای تهران است و البته همسرش کارمند یک اداره دولتی است. وقتی سوال کردم آیا شما مشکلات زندگی را پشت سر نگذاشته ای؟ و چه مشکلی داری که دم از مهاجرت می زنی؟ آیا نمی توانی خود کار آفرین باشی و جوانانی که برای کار مهاجرت می کنند را جذب کنی؟
با سئوالی جوابم را داد و این بود که آیا شرایط کار آفرین شدن آماده است؟ و در جواب گفتم آیا ریسک این سرمایه گذاری بیشتر است یا مهاجرت به سرزمینی که نا شناخته هایش بیشتر است؟ اگر آواز دهل از دور شنیدن خوش باشد و اگر باید در سرزمین غربت تلاش بیشتری کرد چرا اینجا که سرزمین آبا و اجدادی ما است تلاش بیشتری نکنیم ؟ البته شاید حق داشته باشی چون اطلاعات کافی در اختیار نداری و امکانات جماعت به طور دقیق در این زمینه مشخص نیست و ما هم عادت نداریم بطور گروهی تلاش اقتصادی داشته باشیم.
سپس خاطره ای از شریف آباد را نقل کردم: یک روز عصر دم در شاه ورهرام ایزد دوستی را دیدم همراه با دو خانم مو بور و چشم آبی که آنها را همسر و دخترش معرفی کرد که برای دیدار محل زندگی جوانیش به شریف آباد آمده بودند. همسرش فارسی نمی دانست ولی دختر دانشجوی دکترای زیان فارسی از آلمان بود و فارسی را به خوبی صحبت می کرد و خودش را زرتشتی می دانست و خشت خام را آیینه تمام نمای ایران باستان می نامید و سنت ها را پله ای برای تحقیق عاشقان برای رسیدن به اهورامزدا. وقتی از دختر پرسیدم که از مادر و پدر بپرسد آیا حاضرند در ایران زندگی کنند؟ بعد از پرسش جواب داد مادر مصمم است پدر را به ایران باز گرداند ولی مشکلات زیادی در پیش رو دارند.
ظهر شده بود دوستم خداحافظی کرد و رفت ولی آینده مشخص می کند که آیا آن دوستم با خانواده به ایران باز می گردد و این دوستم نیز کار آفرین می شود یا نه؟ البته باید بگویم پس ازمراجعه به تمام پزشکان مغز و اعصاب مشخص شد که مشکل عصبی ندارم و آزمایشها و تست ها هنوز ادامه دارد و البته من هم کمی از فشار عصبی ام کاسته شده است.
در پایان پیشنهاد می کنم کانون مهندسان و کانون پزشکان زرتشتی و پایگاهای مردمی جهت اطلاع رسانی برای سرمایه گذاری، زمینه های بهینه تولید، بازار سرمایه و کار و اطلاعات پزشکی مربوط به بیماری ها راه اندازی و فعال کنیم تا نگرانی های جامعه زرتشتی را برطرف کنیم و شاید بهانه ای برای مهاجرت فراهم نکنیم.
بازدید: 856
1. نویسنده همکیش, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۵ - ۱۵:۳۵:۲۴ داریوش جان از اهورامزدا تندستی و سلامتی را برای شما خواستارم |
2. نویسنده NN, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۵ - ۱۶:۱۰:۵۴ Hame Zarthushtiyan hamishe tandorost va shad va khorram bashand, maksoosand javanan ma |
3. نویسنده همکیش, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۵ - ۱۷:۵۰:۰۶ امیدوارم هیچکدام از جوانان زرتشتی چه در ایران یا نه دچار بیماری صعب العلاج، ام اس نشوند. میگویم جوان ،چون بنا بر آمارها این بیماری بیشتر جوانان به ویژه جوانان تحصیلکرده را هدف میگیرد. در ضمن فراموش نشود که باید بنیادی از تمامی نیکوکاران برای بیماریهای صعب العلاج بویژه این بیماری هر چه سریعتر تاسیس شود چون هزینه های دارویی این بیماری که در جوانان بوجود می آید کمرشکن و از توان بسیاری از جوانان خارج است. |
4. نویسنده گودرز, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۵ - ۱۹:۲۶:۵۷ به نام اهورامزدا: با سپاس از اقای داریوش شامردانی. انجمن خیریه درمانی زرتشتیان مدتی است شروع بکار کرده و فعال است فقط همت دوستان را می طلبد.درکنار این انجمن کمیسیون های پزشکی درمانی بهداشت و... نیز وجود دارند . امید پزشکان علاقمند و مددکاران همکاری نمایند. |
5. نویسنده همکیش, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۶ - ۱۱:۱۷:۵۳ آقای گودرز اگر ممکن است جا و مکان انجمن خیریه را بگویید تا ما هم با آن آشنا شویم چون واقعا هزینه ی بیماری ام اس و سرطان بسیار زیاد است تا ما هم بتوانیم کمکی هرچند کوچک انجام دهیم. البته همکیشان باید امیدوار باشند که با علم پزشکی امروز درمان خواهند شد. |
6. نویسنده گودرز, در ۱۳۸۹/۰۴/۱۷ - ۱۳:۴۴:۰۲ به نام اهورامزدا: با درود و آرزوی تندرستی برای همه انسان های خوب،دوست گرامی همکیش .5 برای اطلاعات بیشتر با ریاست انجمن و زرتشتیان تهران که خود نیز ریاست این انجمن را بعهده دارند تماس بگیرید. |
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |