• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
هردوشنبه، برگی از شاهنامه (2)
سرچشمۀ داستان‌های شاهنامه
چاپ ارسال به دوست
دکتر فرزانه گشتاسب   
۱۴ تير ۱۳۸۹
Image
کدام ملت قدیمی و کُهنی را می‌شناسیم که بدون مردانگی و هنرمندیِ  بزرگان و پهلوانان پدید آمده و باقی مانده باشد. بزرگانی که، یاد و خاطرۀ اندیشه‌ها، گفتارها و کردارهای بزرگشان در ذهن مردم آن مرزوبوم نقش بسته است و دهان به دهان و سینه به سینه نقل شده و تاریخ آن مردم را به وجود آورده است.

این داستان‌های شفاهی که برخی از آنها در دوره‌های مختلف به صورت نوشته و کتاب نیز درآمده بود، سرچشمۀ اصلی شاهنامۀ فردوسی است؛ یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های شاهنامه، کتابی بوده است به زبان پهلوی (زبان دورۀ ساسانیان تا حدود قرن سوم هجری) و به نام «خدای‌نامه[1]» که متاسفانه اصل پهلوی کتاب و ترجمۀ عربی آن به کلی از بین رفته و حتی از ترجمه‌ها و کتاب‌هایی که از روی آن نوشته ‌شده بود، نیز اثری باقی نمانده است.[2]

به همت ابومنصور عبدالرزاق، سپه‌سالار خراسان (کشته‌شده به سال 350 ه.ق.)، دانشوران خطۀ فرهنگ‌پرور خراسان گردهم آمدند و داستان‌هایی را که تا آن روز سینه‌به سینه نقل می‌شد و یا در لابه‌لای نوشته‌های روزگار کهن ایران‌زمین حفظ شده بود، در کتابی منثور به نام شاهنامۀ ابومنصوری (به سال 346 ه. ق) جمع کردند. حکیم فردوسی از این سرچشمۀ کهن و تدوین آن اینگونه حکایت می‌کند:

یکی نامه بود از گَهِ[3] باستان               فراوان  بِدو  اندرون  داستان 

پراگنده در دست هر موبَدی               ازو بهره‌ای نزد هر  بِخردی[4]

یکی پهلوان بود  دهقان‌نژاد[5]              دلیرو بزرگ وخردمند و راد

پژوهندۀ  روزگارِ   نُخُست                 گذشته‌ سَخُن‌ها[6] همه باز جُست

زهرکشوری‌موبَدی‌سالخَورد               بیاورد، کین نامه‌ را گرد  کرد

بپرسیدشان  از کَیان[7]  جهان               وُزان  نامداران و فرخ[8]  مِهان[9]

که گیتی به‌آغاز چون داشتند               که‌ایدون به ما خوار بگذاشتند

چگونه سرآمد به نیک‌اَختری              بریشان‌بر  آن روز  کُندآوری

بگفتند پیشش  یکایک  مِهان               سَخُن‌های‌شاهان و گشت‌جهان

چوبشنیدازایشان سپهبَد سَخُن              یکی  نامور  نامه   افکند   بُن

چُنین یادگاری شد اَندر جهان              برو  آفرین  از  کِهان و مِهان

                       



[1] «خدای» و «خداوند» در زبان پهلوی به معنی «شاه، صاحب، سرور» است و بنابراین خدای‌نامه در زبان پهلوی دقیقا معادل شاهنامه در زبان فارسی و سیرالملوک در زبان عربی است. به تدریج در زبان فارسی دری، خدای به معنی آفریدگار و خداوند به معنی سرور و صاحب به کار رفته است.

[2] برای مطالعه بیشتر می‌توان به این منابع مراجعه کرد: نولدکه، تئودور. 1369. حماسه ملی ایران. ترجمۀ بزرگ علوی؛ صفا، ذبیح‌الله. 1374. حماسه‌سرایی در ایران؛ دوستخواه، جلیل. 1384. شناخت‌نامۀ فردوسی و شاهنامه.

[3] «گَه»: صورت کوتاه شدۀ «گاه» است، به معنی «زمان».

[4] «بِخرد»: مخفف واژۀ پهلوی «پَد خرد» است به معنی «دارای خرد، خردمند».

[5] . در اینجا  «دهقان‌‌نژاد» به معنی «نژاد ایرانی» است. واژۀ «دهقان» در شاهنامه معنی امروزی را نداشته است. دهقانان طبقه‌ای از بزرگان و نجبای ایرانی بوده‌اند که چون ویژگی‌های ایرانی را با دقت حفظ می‌کردند، به عنوان ایرانیان اصیل و واقعی شناخته می‌شدند و در شاهنامه بارها واژۀ دهقان به معنی ایرانی در برابر قوم‌ها و ملت‌های دیگر به کار رفته است:

ز ایران و  از ترک و  از تازیان                      نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان، نه ترک و نه تازی بُوَد        سخن‌ها به کردار بازی  بُوَد

.

[6] «سَخُن»، بازماندۀ واژۀ پهلوی «سَخوَن (saxwan)» است، که امروزه آن را سُخن تلفظ می‌کنیم.  در شاهنامه اغلب با تلفظ قدیمی واژه‌ها که به صورت پهلوی آنها نزدیک است، برخورد می‌کنیم؛ سَخُن یکی از این نمونه‌هاست که در چند بیت بعد نیز با واژۀ «بُن» هم‌قافیه شده است.

[7] «کَیان» جمع «کَی» و هم مطلقاً به معنی شاه است و هم به معنی دومین سلسلۀ پادشاهی ایران که پیشوند نام بعضی از شاهان این سلسله نیز بوده است، مانند کیقباد، کیکاوس، کیخسرو، کی‌لهراسب، کی‌گشتاسب.

[8] «فرخ» در زبان فارسی و پهلوی، بازماندۀ واژۀ فارسی باستان «فَرنَه‌وَنت (*farnahvant)» (در زبان اوستایی: xwarrahvant-) است و جزء اول آن همان واژۀ «فرّ/ فرّه» در زبان فارسی است. فرخ به معنی «فرهمند، خوشبخت، میمون و مبارک» است.

[9] «مِهان» به معنی «بزرگان»، جمع «مِه» است. در زبان پهلوی «مِه(meh)» بازماندۀ صفت تفضیلی اوستایی است و بنابراین معنی «بزرگ‌تر» نیز دارد ولی در زبان فارسی صفت مطلق به شمار آمده و برای تفضیلی کردن، مجددا به آن «تر» می‌افزاییم.


بازدید: 694

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات