• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(70)
چاپ ارسال به دوست
اردشیر ماندگاری   
۱۰ تير ۱۳۸۹
Image
چو یک کودکی پا به دنیا نهاد
پدر جای شادی به آتش فتاد

که من شیر خشک از کجا آورم
توانم نباشد که آنرا خرم

به او گفت همسر که تندی مکن
که بیمه ترا می دهد ده کپن

برو پول آنرا بخر چند شیر
بقیه بخر نان  و ماست و پنیر

بگفتا که این بیمه و وعده ها
رشد شیر خشکش به صد ساله ها

روم تا که یک شیر خشکی خرم
خودم ظهر و شب نان خالی خورم

بازدید: 548

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات