| هر پنج شنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(69) |
|
|
| اردشیر ماندگاری | ||||||||
| ۰۳ تير ۱۳۸۹ | ||||||||
|
دوآهـوی زیبـای زریـن نـگـار چــریـدنـد دردامـن کـوهسـار چـوصیـاد آمـد یکـی را ربـود دل دیگری را به غم بر فـزود به صیاد گفتا چه خواهی زمن کـه جفتـم نبیند بـلایـی بـه تـن به گفتا زتو سکه خواهم به زر بـریـزی به پایـم الا تـا به سر به وی گفت آن آهـوی نـازنین که باید بخوابی به روی زمین که آن جسم وجانت پر از زرکنم تورا مالک هفـت کشور کـنـم بخوابید صیاد وخوشحال گشت که او را چنین ثروت ومال گشت چنان زر ببـاریـد سرتـا سرش که جانش برون آمد از پیکرش چو صیاد در زیر زرها بمرد دوان آمـد آهـو و جفتش ببـرد بـرفتند هر دو به سیـر وسفـر به آنجا که دیـگر نباشد خطر طمع را نبـاید کـه چندان کنند که آن را بلای تن وجان کنند بازدید: 684
|
||||||||