صبح كه از خواب بیدار شدم متوجه شدم گربه ای بالای درخت بلندی رفته و نميتواند پایین بیاید. گربه بيچاره تا بعد از ظهر، همان بالا ماند. از دوستان و اقوام فرنگ رفته شنيده بودم که آن طرفها اگر گربه ، سگ یا هر حیوان ديگري بالای درخت گیر کند، آتش نشانی به سرعت خود را میرساند و زبان بسته را پایین میآورد.
اما در ایران مسئولین به شدت به مستقل بودن و روی پای خود ایستادن تاکید دارند و گربه که هیچ، آدمی زاد هم بالای درخت گیر کند هیچ کس اهمیت نمیدهد.
خلاصه شب شد و گربه بخت برگشته شروع کرد به میو میو كردن و سر و صدای همسایهها را در آورد. بالاخره یکی از همسایهها زنگ زد به آتش نشانی، آتش نشانی هم کلی دلخور شد که چرا چنین درخواستی از او شده است! آنها این همه راه بیایند براي پايين آوردن يك گربه؟! چشمش کور بالای درخت نمیرفت! البته این گربه درس عبرتی شد برای گربههاي ديگر!
یاد تعدادی از جوانان خودمان افتادم که به دلیل بی پولی ، شرایط نامساعد، اطلاعات نادرست و... ناخواسته در دام مشکلات می افتند و زمانی که درخواست کمک میکنند، دیگران دستشان را نمیگيرند و میگویند خوب بود معتاد نشوی یا درس بخوانی و ... . خودت میدانی و خودت.
آخرش هم نفهمیدیم سرانجام گربه بی فکر چه شد! خودش پایین آمد ، خودکشی کرد ، معتاد شد یا افتاد پایین و مرد.
بازدید: 799
یادداشت ها (1)
1. نویسنده ye doost dar ghorbat, در ۱۳۸۹/۰۴/۰۲ - ۰۷:۴۱:۵۶ Che haghighat talkhi... vali haghigh...
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید