|
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(67) فروغ خرد |
|
|
| جمشید زره پوش | ||||||||
| ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ | ||||||||
|
درود خداوند جان جاودان به وخشور زرتشت اسپنتمان بر آن پاک پیغمبر پاک دین انوشه روان رهبر راستین بهی کیش بهدین روشن روان رد رادمردان و دین باوران به پاکی و پیغمبری داد داد که بنیان یکتاپرستی نهاد همه گفته اش نغز و دانشوریست نه بر وهم و اندیشه سرسریست رود هرچه دنیای دانش به پیش شود عزت و ارجمندیش بیش دلی تابناک از فروغ خرد به گفتار زرتشت پی می برد سیه اندرون از سز خیرگی چه داند ز زرتشت و کیش بهی بیایید با جان هم آوا شویم به گفتار نغزش نیوشا شویم سخن بشنویم از اوستای او ز گاتای جاوید و یسنای او ره دین فرداست راه خرد خردمند ره سوی نیکی برد چه خیزد ز نادان گم کرده راه جز اندیشه زشت و کار تباه چو آیین و هنجار هستی ما سراسر بود بر مدار اشا به گیتی یکی راه و آن راستی است ره رستگاری جز این راه نیست ره نیک و اندیشه نیک جوی سخن جز به خوبی و پاکی مگوی مگوی آن سخن کاندرو سود نیست کزان آتشست بهره جز دود نیست به شادی گرایید پیرو جوان که با غم نشد راست کار جهان چهان تازه دارید با کار و کشت نمایید دنیای خود را بهشت ز عهد و زپیمان خود مگذرید چنین خوار و بیمایه اش مشمرید که پیمان شکستن از اهریمنی است ز ناپاکی و سستی و ریمنی است چرا آتش جنگ افروختن دروهستی یکدگر سوختن همازور نیکان گیتی شویم به فرزانگان دست خویشی دهیم گرت نیکبختی بود آرزوی به جز نیکبختی یاران مجوی مجویید جز شادی دیگران که شادی است در شادی این و آن ز نادان چرا روی برتافتن وزو راه خود را جدا ساختن بیاموزش آیین نیک یهی ره سرفرازی و فرزانگی خردمند با نکته های بلند به گفتار شیوای مردم پسند به دل مردگان بازبخشد روان دمد برتن ناتوانان توان چه گویی قضا بر سرم بد نوشت قدر رخت بختم به ظلمت سرشت کسی نیکبخت است و نیک اختر است که او را فروغ خرد رهبر است بازدید: 628
|
||||||||