| گفتگو با پروین سلامتی پور آتشبند درمهر سرده تفت |
|
|
| زریر نجمی | |||||||||||
| ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ | |||||||||||
|
پروین سلامتی پور یکی از معدود ساکنان این محله است و با وجود اینکه در طول این سالها برای دیدار با فرزندانش به تهران و خارج از کشور نیز مسافرت کرده است اما به قول خودش هیچ کجا به غیر از اینجا بند نمی شود. ![]() وی حکیم رستم را به عنوان بانی آتشکده نام می برد می گوید، روزی حکیم رستم به درگاهان رفته تا هیزم بیاورد، آتشی را در میان درختان می بیند، آتش را به خانه می آورد و در هاون جا می دهد، تا مدتها این آتش بدون نیاز به هیزم می سوخته، تا اینکه موبدها آگاه می شوند و کم کم آتشکده ای ساخته می شود و زمینهای اطراف آن نیز توسط دیگران اهدا می شود. ![]() پروین خانم 2 خواهر و سه بردار دارد، شوهرش را به دلیل کهولت سن از دست داده است و 4 فرزندش در تهران و کالیفرنیا مشغول زندگی هستند. با وجود آنکه مدت زیادی است به تنهایی زندگی می کند و سختی های زیادی را تحمل کرده و به فرزندان و به ویژه نوه هایش خیلی علاقه دارد و گاهی برای یکی دو هفته به دیدن آنها می رود، اما نمی تواند از تفت و درمهر تفت دل بکند. ![]() او خوابها و داستانهای زیادی از آتش درمهر دارد که برایمان بازگو کند، از فرشتگان مکنا به سری که به خوابش می آیند و داستانهایی واقعی که به زعم وی آتش ورهرام در آن نقش داشته اند... ![]() می گوید روزی یک بار بر روی آتش هیزم می گذارد و البته اگر احساس کند که آتش نمی گیرد، برای دومین بار نیز به آتش سر می زند. با اطمینان اضافه می کند تا زمانی که من بودم این آتش خاموش نشده است و فکر نکنم در زمانهای دیگر نیز چنین اتفاقی افتاده باشد. ![]() در پاسخ به پرسش ما که رسیدگی به آتشکده برای شما سخت نیست می گوید: خوشبختانه بچه ها کمک می کنند و هر وقت که به آنها خبر می دهم برای رفت و روب یا آوردن کنده به داخل آتشکده می آیند و همت می کنند. فرزندانم نیز هرچند گاه به من سر می زنند و یخچال را پر می کنند، از سوی دیگر مغازه دارها وقتی چیزی از آنها خرید می کنم، خودشان تا در خانه برایم می آورند. ![]() در مورد بازدید کننده ها هم می گوید با وجود آنکه این روزها خیلی کمتر می آیند اما هیچ گاه از آنها بی احترامی ندیده ام. در مورد همسایگان مسلمان هم می گوید بی اعتقاد نیستند که اذیت کنند و بیشتر در جلوی یکدیگر ملاحظه همدیگر را می کنند. ![]() نوروز و زمانهایی که گاهنبار برگزار می شود را به عنوان زمانهای شلوغی محله و آتشکده نام می برد و می گوید در این روزها زرتشتیان بیشتری در محله هستند و همسایه های زرتشتی از تهران بر می گردند. ![]() در پایان از آرزوهایش می پرسیم می گوید: آرزو که انسان تا زنده است آرزو دارد ولی به امید خدا که تا هستم افتاده نشوم و بتوانم به این کار ادامه دهم و البته همچون همه مادرها برای فرزندانش آرزوی خوشبختی دارد. بازدید: 786
|
|||||||||||