• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
از سرزمين پارس تا شهر بنگلور
چاپ ارسال به دوست
شبنم خاوریان   
۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۹
Image
تارنمای انگلیسی زبان پارسی خبر، در گفتگویی با رئیس انجمن پارسیان بنگلور به بررسی وضعیت زرتشتیان این شهر پرداخته است.

در ادامه مطلب می توانید ترجمه ای از این گزارش را بخوانید تا با تاریخچه و زندگی امروز زرتشتیان این شهر هندوستان آشنا شوید:

دينشاه كاوسجي، رئيس انجمن زرتشتيان بنگلور، از تاريخ پارسيان و پناهنده شدن آنها در شهر ساحلي گجرات، بعد از پذيرش شرايط مختلف مهاراجرای سنجان، مي گويد.

در اواسط دهه 80 بود كه من خیلی از جاده بلاري- ويجاياپورا مي گذشتم، شهري كوچك و كاملاً متفاوت كه در  فاصله 50 كيلومتري بنگلور واقع بود. ميدان بزرگی در آنجا بود و ايستگاه مترو نيز به انجا ختم مي شد. منطقه هاي مسكوني كوچك در اين جاده قرار داشتند، ولي به اندازه امروز پر جمعيت نبودند و بزرگراه بلاري- حيدرآباد از آن میدان شروع مي شد. فقط تعداد محدودي ساختمان بتوني و پمپ بنزين در اين مسير بود.

تنها بنايي كه در طول مسير توجه مرا به خودش جلب مي كرد دخمه پارسيان بود، محيطي سرسبز و پر رمز و راز. به اين دليل پر رمز و راز، كه از پارسيان خيلي كم مي دانستم و آن اينكه مردگانشان خوراك طبيعت مي شدند.

دينشاه  كاوسجي 46 ساله، رئيس انجمن زرتشتيان پارسي بنگلور مي گويد: بنگلور خيلي پيشرفت كرده. ما فكر مي كرديم دخمه در حومه شهر واقع شود و براي رفتن به آنجا بايد مسافتي را طي كنيم تا به آنجا برسيم. ولي الان خيلي نزديكتر از مناطق مسكوني اطراف شهر كه مايلها با شهر فاصله دارند، به نظر مي رسه.

اين انجمن همچنين كار مديريت و نگهداري آتشكده، دخمه و بناي يادبود بانو جهانگير كوثري و ديگر اموال و داشته ها را بر عهده دارد.

دينشاه متولد بمبئي است، ولي از سال 1965 میلادی در بنگلور بوده. من وی را در دفتر انجمن، كنار آتشكده واقع در خيابان كويين پشت ساختمان راه آهن ملاقات كردم، مكاني ساكت در پشت انبوهي از درختان، هر چند صدها بار از كنار آن گذشته بودم اما هرگز متوجه آن نشده بودم.

دينشاه  اينگونه ادامه مي دهد: نام مرا از پدر بزرگم گرفته اند، كسي كه در تاسيس آتشكده های پارسي همت زيادي گمارد. ايشان به همراه پيشقدمان عرضه تجارت، توليد عرقيجات به خصوص عرق نارگيل را آغاز  كردند. تجارتی كه حتي خانواده ما نيز، در دهه نود اين كار را با موفقيت ادامه دادند.

دينشاه متولد بمبئي ولي بزرگ شده بنگلور است. وی سرگذشت پارسيان را اينگونه بيان مي كند: به روايت تاريخ، پارسيان از ديار پارس (ايران كنوني) هستند كه در برابر آزار و شكنجه به هندوستان پناه آورده اند. در ابتدا آنها در گجرات ساكن شده اند، جايي كه مهاراجاي (فرماندار) آن منطقه با اين شرط كه در صورت سكونت همرنگ و هماهنگ با مردم آن جامعه باشند، اجاره اقامت را به پارسيان مي دهد. دينشاه در سال1991 ازدواج مي كند و دختري به نام " اوشتا " دارد. اوشتا 13 ساله است و در مدرسه سوفيا تحصيل مي كند.

دينشاه مي گويد: "من در مدرسه بي شاپ كاتن درس خوانده ام و از دانشگاه سنت اولاف آمريركا فارغ التحصيل شدم. بعد از بازگشتم، در كار تجارت، به پدرم ملحق شدم. ولي كمي بعد وارد بازار سرمايه گذاري شدم. " از سال 1986 تا 1992 نيز، آقاي كاوسجي در مديريت مدرسه اي فعالانه شركت نمود. دبيرستان و آسايشگاه " باي دون ماي كاوسجي" هر دو توسط پدربزرگ وی تاسيس شده است.

دينشاه مقدار زيادي از سرمايه  خود را به خاطر ركود اقتصادي از دست داد. اينك اكثر وقت خود را به كمك در كارهاي انجمن مي پردازد.  پارسيان عموماً گجراتي صحبت مي كنند. در حال حاضر، دينشاه مشغول كار ساختماني است و قصد دارد، مجتمع مسکونی 17 طبقه ای را در شهر ریچموند بسازد.

دينشاه مي گويد: " ميانگين سني جامعه پارسیان بنگلور عدد بالايي را نشان مي دهد و حدود 80%  از پارسيان افراد مسن 70 سال به بالا هستند." در حقيقت، اواشتاگن، مركز پژوهش هاي دارويي در منطقه، گروه تحقيقاتي ويژه اي را براي بررسي بيماري هاي رايج در بين پارسيان در كادر خود دارد. در هر ديني، ازدواج بين- ديني مجاز نيست و چنين ازدواج درون- ديني  باعث حفظ آن اجتماع، دين و فرهنگ مي شود.

هر چند آتش ورهرام های واقع در بمبئي وگجرات مراكز زيارتي مهم و مقدسي هستند، مقدس ترين  آتشكده در اودواده در 200 كيلومتري بمبئي قرار دارد. براي هر فرد زرتشتي 4 وعده نيايش در شبانه روز واجب است. در پي آن (بعد از مرگ) روز دهم و هر ماه يكبار به مدت يكسال و سالگرد آن روانشاد را به مدت حداقل 10 سال اول، در همان روز درگذشت برگزار مي شود.  پدر دينشاه، روانشاد كالي كاوسجي در سال 2002 درگذشت و مادرش تنها در خيابان الكساندر شهر بنگلور، نزديك به محل اقامت  دينشاه زندگي مي كند و تنها خواهرش در بمبئ است. حدود 350 تا 400 خانواده پارسي  يعني بالغ بر 700 نفر در بنگلور و فقط 20-15  نفر در "مسيور" زندگي مي كنند. از اين جمعيت حدود 200 نفر از پارسيان در برنامه ها و جشن هایی كه توسط انجمن در آتشكده برگزار مي گردد، شركت مي كنند. در 5 سال گذشته، تعداد كمي از جوانان پارسي كارشناس IT و شركت هاي خدماتي از بمبئي به بنگلور مهاجرت كرده اند. "انجمن ما در حال حاضر مديريت جديدي را براي زرتشتيان بنگلور در نظر گرفته است."

 احساس دينشاه بعد از 5 دهه زندگي در اين شهر چيست؟ وی معتقد است كه مردمان بنگلور بسيار مهمان نواز و مردم دوست هستند، هر چند مشكلاتي هم وجود دارد." ايستگاه اتوبوسي كه در سمت جلوي در ورودي آتشكده قرار دارد، محيط نامناسبي را ايجاد كرده است. از اين نظر كه اتوبوسهاي زيادي جلوي در پارك مي شوند و يا جمعيت زيادي در انتظار اتوبوس هستند و راه ما را مسدود مي كنند. همچنين آلودگي و سر و صداي ناشي از آنها، اجراي مراسم هاي ديني براي موبدان ما را با مشكل همراه می سازد.

و اضافه مي كند: " عابراني كه سيگار مي كشند و ته سيگار خود را به داخل آتشكده مي اندازند، کار بسيار زننده ای را انجام می دهند. اين در حالي است كه ما به آتش مقدس احترام مي گذاريم." هر چند براي  بهبود اوضاع اقدام كرده ايم ولي با بي مهري مسئولان مواجه بوديم.

به نظر دينشاه معماري قسمت پايين نشين شهر هيچ تغييري نكرده ولي شهر رشد قابل ملاحظه اي داشته و مشكلات آن هم مثل ترافيك، آلودگي هوا و خرج زندگي هر روز بيشتر مي شوند.

وی مثال هايي از كتاب " پارسيان بنگلور قبل  از استقلال هندوستان" نوشته موبد نادرشاه اونوالا را بازگو مي كند:

" ايده ساخت دخمه پارسيان بنگلور در سال 1937 داده شد، ست دينشاه كاوسجي، پدربزرگ دينشاه نيزدر كميته اي كه براي ساخت دخمه تشكيل شده بود، عضو بود. در اين كتاب نحوه ساخت دخمه و رسوم مرتبط با ان به طور مفصل آمده است. علاوه بر آن، مراسم جشن خواني، موقوفات، يزشن و ونديداد نيز گنجانده شده است."

دخمه از 24 مارس 1940 مورد استفاده قرار گرفت. در منطقه اي بسيار آرام در مساحتي حدود 14.5 جريب، كه حدود 31000 فوت مربع آن را به دليل جاده سازي گرفته اند. در آن دوران، اين ناحيه كاملاً خالي از سكنه بود و تنها نادرشاه داراب گودرز و خانواده اش در گوشه اي از اين ناحيه كشاورزي و از دخمه نگهباني مي كردند."

و جذاب ترين قسمت های اين كتاب اين است كه : " در سال 1938 هيچ وسيله نقليه عمومي، حتي تاكسي در بنگلور نبود. آن زمان دوره اسب و ارابه بود. پس اگر آقاي گودرز مي خواست به شهر برود، چه سختي هايي را تحمل مي كرد. اين چنين بود كه كميته ساخت دخمه با 450  روپيه ماشين دست دومي را براي اين منظور تهيه ديد ، ماشين مدل 1932. راننده اي با حقوق ماهيانه 20 روپيه، اين مسئوليت را پذيرفت. حال، مي خواهم براي نسل امروز و فردا اين را متذكر شوم كه در آن زمان قيمت بنزين 12 آنا (annas) بود، هرگالن نه هر ليتر! بعد از اتمام ساخت دخمه، ماشين را به 150 روپيه فروختند. قيمت هر كيسه سيمان 2.5 روپيه بود و سيمان را با ارابه مي آوردند، 20 كيسه سيمان و هر بار 20 روپيه كرايه اش بود. كارگر در آن زمان، روزي 1 روپيه مي گرفت...".



1- در ايران زرتشتيان 5 وعده نماز در شبانه روز مي خوانند و مراسم ديني بعد از مرگ نيز عبارتند از: سوم، چهارم، دهه، سي روزه، روزه و سال و سالگرد درگذشت نيز تا 30 سال اول در همان روز درگذشت اجرا مي شود.


بازدید: 1132

  یادداشت ها (5)
1. نویسنده d., در ۱۳۸۹/۰۲/۱۰ - ۱۴:۲۱:۲۱
جالب بود... اونا براي حفظ دينشون كمي از فرهنگ اونجا رو گرفتن.... ما براي حفظ دينمون فرهنگمون رو داديم.... اونا هنوز از دخمه استفاده ميكنن ولي ما دخمه رو دكور كرديم و از قبر استفاده ميكنيم.  
مهم انديشه و گفتار و كردار نيكه كه هر كي داشته باشه زرتشتيه. 
جاويد باشي ايران عزيزم....!
2. نویسنده شعباني, در ۱۳۸۹/۱۱/۰۳ - ۰۸:۲۲:۴۸
باسلام  
بنده ميخوام در مقطع دكترا بيام اونجا كه به كمك و راهنمايي شما نياز دارم. ايراني بودن شما براي من مهم است.  
آيا در بنگلور يا ميسور مدرسه ابتدايي ايراني براي بچه مان هست؟ اگر نيست چكار بايد كرد؟ 
اگر رشته هاي دكتراي علوم انساني در آنجا هم اطلاعي داريد ممنون خواهم بود كه نام ببريد.  
مديريت بحران 
برنامه ريزي شهري و منطقه اي  
اقتصاد شهري 
و توسعه پايدار  
مد نظر ميباشد.  
سپاسگزار خواهم بود كه مرا راهنمايي فرماييد تا بنده هرچه زودتر برنامه آمئن به كلاس زبان انگليسي در آنجا را ترتيب دهم. متشكرم
3. نویسنده نوشین از بنگلور, در ۱۳۸۹/۱۱/۳۰ - ۱۳:۳۸:۲۸
میشه لطفا اسم آتشکده در شهر بنگلور را بگید؟
4. نویسنده حسین, در ۱۳۹۰/۰۱/۱۸ - ۰۵:۵۵:۳۲
سلام 
می خواستم در خصوص هزینه ی تحصیل در رشته ی دندانپزشکی بپرسم و اینکه کدام دانشگاه بهتر است؟
5. نویسنده گلرخ, در ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ - ۱۲:۴۱:۲۶
من زبان انگلیسی ام خوب نیست می خواستم برای اقامت و گرفتن فوق به این شهر بیام.  
چطور باید این کار را بکنم؟ می شه هزینه کارشناسی ارشد را برام بنویسید؟ می شه بگید اگه انگلیسی خوب نباشه چطور باید اقدام کنم؟  
مرسی

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات