| گفتگو با نسرین خنجری بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر |
|
|
| منوچهر باستانی | |||||||||||||||
| ۳۱ فروردين ۱۳۸۹ | |||||||||||||||
|
به بهانه نخستین اجرای عمومی «نمایش آنتیگون در سرزمین عجایب» فرصتی پیش آمد تا با خانم نسرین خنجری، هنرمند زرتشتی و یکی از بازیگران این نمایش قرار گقتگویی را ترتیب بدهیم. روز شنبه ساعت 5 در خانه هنرمندان محل قرار ما بود. ایشان به موقع سرقرار حاضر شد وبا اینکه میدانستم روز های شنبه روز استراحت هنرمندان تئاتر است نزدیک به دوساعت مزاحم او بودیم ولی ایشان با حوصله ای که قابل تقدیر است به سوالات ما پاسخ دادند. ضمن تشکر از ایشان بخاطر انجام این مصاحبه، متن کامل این گفتگوی بسیار خواندنی را درادامه خواهید دید. تصاویر این گفتگو نیزتوسط خانم نگین شهریاری فرد تهیه گردیده است: ![]() کمی در رابطه با خودتان بگوئید : نسرین خنجری متولد 1363، فرزند خداداد خنجری ومیترا شش برادران اهل خرمشاه یزد. لیسانس معماری وفوق لیسانس کارگردانی نمایش .درحال حاضر مشغول آماده کردن پایان نامه ام هستم که در تیرماه دفاع خواهد شد. موضوع پایان نامه شما در مورد چیست : پایان نامه ام شامل دو بخش عملی و نظری است که بخش عملی آن اجرای نمایشنامه ماه پیشونی چنین بود است که اسفند ماه در دانشکده اجرا شد و بخش نظری با موضوع بررسی فعالیتهای نمایشی زرتشتیان ایران از سال 1304تا 1357 است چطور شد سراغ تئاتر وکار عروسکی رفتید : من از بچگی در یزد به کار تئاتر علاقه داشتم ودر جشنها و مراسم هم گاه که پیش می آمد نمایش اجرا می کردیم . حدودا در سال 1378 گروهی بنام هومت به همت آقای سروش جمشیدی در باشگاه جوانان زرتشتی شکل گرفت که من عضو آن شدم و در سال 1379 به همت همان گروه و باشگاه و انجمن اولین جشنواره سراسری تئاتر زرتشتیان برگزار شد. ما یک نمایش بنام چیستا داشتیم که جایزه اول بازیگری زن را گرفتم و در سال دوم هم کاری داشتم که باز هم کاندید بهترین بازیگری شدم و یک نمایش مخصوص کودکان با نام بره تپلی را کارگردانی کردم. آقایان وفاداری وکاووسی و خانم منیرجدی از داوران این جشنواره بودند. بعد از آنهم متاسفانه جشنواره ظاهرا بخاطر کمبود بودجه برگزار نشد. بعد از کنکور و دانشگاه بود که به تهران آمدم و بعد بطور جدی برای کارشناسی ارشد روی رشته تئاتر متمرکز شدم . بغیر از ماه پیشونی و آنتیگونه کار دیگری هم داشتین : نه درواقع چون لیسانسم تئاتر نبود و بعلت کمبود روابط مدت زیادی طول کشید تا با اساتید و افراد مختلف آشنا شدم و بعد دستیار کارگردان و منشی صحنه و مدیر صحنه چند نمایش مختلف بودم تا اینکه سال گذشته نمایش ماه پیشونی را کارگردانی کردم . تئاتر عروسکی شاخه ای از تئاتر است که کمترین طرفدار را این روزها دارد چرا از این رشته شروع کردید: این که واقعا کمترین مخاطب را دارد نمی دانم ولی شروع اینکار به این خاطر بود که دوستانی داشتم که در ساختن عروسک و نوازندگی تبحر داشتند و یکی دیگر از دوستانم کارگردانی می کرد با همدیگر تصمیم گرفتیم که برویم و در کافه ها با موزیک و عروسک، نمایش اجرا کنیم. اولین آن در خرداد ماه 1388 بود که ما با دو عروسک نخی بنام هاشم و اشرف چهار نفری در کافه گرامافون و کافه سارا چند نمایش کوچک عروسکی را اجرا کردیم که اینکار برای من جنبه تجربه داشت تا درآمد. پیشنهاد اجرای کار ماه پیشونی در جشنواره عروسکی، توسط یکی از این دوستان به من ارائه شد. بعد از آن با دوستانی که حرفه آنها نمایش عروسکی بود آشنا شدم. در بازار تئاتر ایران که در جشنواره فجر شکل گرفت من فیلم کار خودم را ارائه دادم و امیدوارم که در بخش دانشگاهی جشنواره بین المللی تهران مبارک که هفته اول امردادماه برگزار می شود، کارم پذیرفته شود و به روی صحنه برود و همین طور درتلاشم که برای یکی از سالنهای نیاوران و یا تالارهنر اجرای عمومی بگیرم . در جامعه هنری برخورد با زرتشتیان به چه صورت است : الان جو کلی بصورتی است که به جامعه ما علاقه مند هستند و دوست دارند که مارا بشناسند و در کار نمایش هم اصلا زرتشتی بودن مطرح نبوده، بیشتر اخلاق و کار و دانش مطرح است . دو دوره جشنواره تئاتر زرتشتیان برگزار شد آیا در این دو دوره جامعه ما قابلیت کار نمایشی را داشت و آیا جامعه مستعدی از این لحاظ هستیم : اتفاقا فکر کنم که جامعه مستعدی هم برای تماشاگر بودن وهم برای کارکردن داریم . خوب است بدانیم اولین سالن نمایش خصوصی وغیر دولتی واقعی ایران را فردی بنام افلاطون شاهرخ ( فرزند ارباب کیخسرو شاهرخ ) در مکانی که الان سالن خسروی و تالار ایرج است ساخت، بنام سالن تئاتر زرتشتیان که گروه تئاتر سیروس آنجا فعالیت می کرد. خود افلاطون شاهرخ نمایشنامه نویس، کارگردان و مترجم بود. خیلی از بازیگران سینما و تئاتر از جمله عزت الله انتظامی، عبدالحسین سپنتا، نصرت کریمی در مدارس زرتشتی درس خوانده اند و ازسالنهای نمایش این مدرسه ها تئاتر را شروع کرده اند. از آنطرف ما زرتشتیان گردهم آیی و جشنهایی داریم که خود بستری مناسب برای اجرای سرودها و نمایشها است. ما نسبت به جامعه بزرگ بیرون این سابقه ذهنی را برای این داریم که برویم و نمایش ببینیم و اجرا کنیم. در آن دو دوره جشنواره نیز به شدت مورد استقبال گرفت و نمایشی بدون تماشاگر برگزار نمی شد جالب اینکه از سال اول تا سال دوم سطح کارها هم خیلی بالاتر رفت. آیا جامعه زرتشتیان که به نظر شما قابلیت کار نمایشی را دارد امکانات لازم را نیز در این رابطه دارد : ما امکانات اولیه که مکان باشد را زیاد داریم. اگر اینکار پیگیری فرهنگی شود و خیراندیشی که خواست سالنی را بسازد مسئولین ما بیایند بجای سالن عروسی بگویند سالن نمایش بساز، خوب آنها نیز اینکار را می کنند. بنظر بنده دیگر ساختن سالن عروسی و مراسمها بس است. بهتر است یک مقداری نیز در این رابطه کار کنیم. سالنهای تئاتر امکانات عجیب وغریبی نمی خواهد. بیشترین هزینه امکانات نور و پرژکتور است که هزینه آن اینقدر نیست که از پس آن برنیائیم. در کل هزینه زیادی برای راه اندازی سالن نمایش لازم نیست. بایست این ترسی را که اگر مشکلی پیش بیاید بگذاریم کنار. من خیلی خوشحال شدم که خانه هنرمندان درحال ساخت است ولی ظاهرا فقط ساختمان آن بازسازی و نو شده است و هنوز امکانات خاصی برای نمایش ندارد و اینکه کی بالاخره به بهره برداری می رسد معلوم نیست. در مورد نمایش ماه پیشونی بگوئید : قصه ماه پیشونی در واقع همان حکایت زن بابا و دختر بد و دختر خوب است که بیشتر از 1900 نسخه در سراسر جهان از آن موجود است و نسخه اروپایی آن را که می شناسیم همان سیندرلا است. قصه این نمایش همان داستانی است که مادربزرگم در کودکی برای من تعریف کرده است که البته قطعه پایانی را من خودم اضافه کردم. اینکار عروسکی است و توسط یک نفر قصه گو روایت می شود. آیا در فکر اجرای این نمایش در جامعه زرتشتیان هستی : برای نوروز سال 89 در فکر اجرای اینکار در خرمشاه بودم ولی قبل از سال نو متاسفانه از نظر مالی به مشکل برخوردیم و چون اسپانسر خاصی هم نداشتیم برنامه بهم خورد . لازمه اینکار پشتیبانی است . هزینه اجرای یک هفته ای اینکار حدودا چه مقدار پیش بینی می شود : اگر سالن وجود داشته باشد و کار بخواهد در تهران اجرا شود، همان قدر که بابت آن چند ماه تمرین و یک هفته اجرا به هرکدام از افراد گروه دستمزدی تعلق گیرد کافی است. گروه ما 12 نفره است و حتما خوشحال خواهیم شد کاری را که بر سر آن زمان گذاشته ایم و آماده اجرا است را برای تماشاگران به نمایش بگذایم. نظر شما در مورد مهاجرتهای زرتشتیان چیست : مسلما هیچ کدام از ما آنرا دوست نداریم. زمانی فکر می کردم که چرا ما باید این سرزمین چند هزار ساله را رها کنیم و برویم، ولی متاسفانه من هم چند وقتی است دارم به آن فکر میکنم . مقداری به ادامه تحصیل در آنجا فکر کرده ام، ولی برای هرکدام از ما شرایط اجتماعی و فردی باعث رفتن می شود. خیلی متاسفم که دوستان نزدیک من هرکدام بعلتی دارند می روند و من شدیدا احساس تنهایی می کنم وفقط عرق ملی و نوستالژی و احساس مسئولیت باعث شده است که زیاد درگیر این موضوع نشوم. ضمنا چشم انداز صددرصدی هم از آنجا ندارم. بیشترین تاسف من اینست که چرا من با این تحصیلاتم، نه شرایط کاری مناسب، نه محلی برای زندگی مستقل، نه احترام، نه درک متقابل و نه همدردی باید داشته باشم و من فکر می کنم با این شرایط بد است، که انسان بین تنهایی اینجا و تنهایی در کشوری دیگر، سراغ آن تنهایی می رود که حداقل دیگر نیازهایش را تامین کند. ![]() آیا به درآمد دراین رشته فکر میکنی : من تا بحال از این رشته درآمد خاصی نداشته ام البته با لیسانس معماری می توانم درآمد خوبی کسب کنم ولی وقتم را برای کار نمایش گذاشته ام. چون اینکار را دوست دارم. دوسه باری برای تجربه بهمراه یکی از دوستانم که نوازنده است با یک عروسک نمایشهایی را درخیابان اجرا کردیم و درآمدهم داشتم. در ایران اینکار«تکدی گری» نام دارد که توسط شهرداریها و دیگر ارگانها جمع می شود. ولی در خارج از ایران این نوع فعالیت با نام BUSKING شناخته می شود که از طرف شهرداری حمایت شده وکسانی که مشغول به اینکار هستند مکانی برای کار و گاهی حتی حقوق ماهیانه دارند. چون یک نوع کار فرهنگی است برای مردمی که هزینه تهیه بلیط را ندارند ولی متاسفانه در اینجا بانام گدایی آنرا می شناسند. شما چرا بجای رفتن در خیابان واجرای نمایش بکار تدریس روی نیاوردید آیا سخت تر از حضوردر خیابان بوده است : مسئله سختی وآسانی نیست ومن اگر اینکار رو میکنم بخاطر نیاز مالی نبوده بلکه این ارتباطی را که در خیابان با انسانها می گیری خیلی ارتباط خوب و جالبی است. وقتی دقت می کنی ومی بینی که آدمی که عبوث و ناراحت بوده با دیدن این نمایش لبخندی می زند، بچه ای از دیدن آن عروسک ذوق زده می شود، تاثیر کار را همان لحظه حس می کنی. فردی که کار نمایش را انتخاب می کند این ارتباط را دوست دارد و ارضا می شود و بی انصافی است کسانی که اینکار را می کنند با آنها همانند متکدیها رفتار شود. آنها خودشان به تنهایی موزیسین ها وهنرمندان قوی هستند. مثلا اگر به جلوی رستوران سورنتو در خیابان ولی عصر روبروی پارک ملت و خیابان گیشا، آریا شهر، میدان تجریش، میرداماد، پاساژ آرین و میدان محسنی بروید از این هنرمندان جوان می بینید. اینها کسانی هستند که حرفه ای کار می کننند. کار اینها کمتر از کسی که در سالن نوازندگی می کنند نیست فقط اینکه آنها جسارت اینرا داشته اند که ساز خود را برداشته و در خیابان هنر خود را با دیگران تقسیم کنند. حتی مخاطب ثابت هم برای خودشان دارند ولی متاسفانه برخورد خوبی با آنها نمی شود. کدام رشته از نمایش را دوست دارید کارگردانی ، بازیگری ، دستیاری؟ کارهای پشت صحنه زیاد دوست داشتنی نیستند چون وقتی کار بد باشد معلوم می شود، ولی کار خوب هیچ نشانی ندارد. چون همه چیز طبیعی است. بازیگری را از بچگی دوست داشتم ولی وقتی کارگردانی را تجربه کردم آنرا هم دوست داشتم چون احساس رضایت و قدرت را بهم داد. نوشتن را هم دوست دارم. فکر می کنم می توانم خوب بنویسم واین تاثیر و نقش پدرم است . نهایت آرزوی خودت را درتئاتربگو . آیا دوست داری درسینما هم فعالیت کنی: دوست دارم که سالنی برای خودم داشته باشم و گروهی از دوستان برای کار. من این رشته و « بازی » کردن را دوست دارم. دنبال موقعیت خاصی نیستم و دوست دارم از کار خودم لذت ببرم. سینما را زیاد بصورت فنی وحرفه ای نمی شناسم ولی کار در سینما را دوست دارم. پیشنهاد یک فیلم مستند را داشتم که در تست آن هم قبول شدم ولی متاسفانه امکان همکاری پیش نیامد. یک پیشنهادی هم از طرف آقای قندی ( فیلمساز زرتشتی ) داشتم که هنوز بخاطر اجرای این نمایش فرصتی برای حضور پیدا نکردم. برنامه ای برای آینده دارید : فعلا تا آخر اردیبهشت به فکر پایان نامه هستم و بعد از آن دوست دارم روی چاپ پایان نامه ام کار کنم تا شاید قدری از دین تئاتر امروز به کسانی چون افلاطون شاهرخ ادا شود. بعد جشنواره تهران مبارک و نمایش عمومی ماه پیشونی و بعدش هم دارم به موضوعی برای نوشتن فکر می کنم که هنوز پخته نشده است . آیا کار چاپ نشده ای از پدرتان در دسترس است : کار مدونی موجود نیست. یک مقداری دست نویس در مورد زندگی نامه خودشان و یک نوشته هایی هم در مورد ضرب المثلها و اصلاحاتی که در خرمشاه به زبان دری استفاد شده موجود است . دوست دارم که آنها را چاپ کنم ولی هنوز فرصت نشده است. در رابطه با چاپ مجدد کتاب بینش زرتشت که نوشته ایشان است صحبتهایی کردیم که هنوز نتیجه جدی نگرفته ایم . در رابطه با آنتیگون در سرزمین عجایب صحبت کنیم . چند وقت است که کار دارد تمرین می شود : خانم هیدجی که از همکلاسیهای من در دانشگاه هستند بابت یکی از درسهایی که باید کاری را ارائه می دادیم پیشنهاد اینکار را دادند که ما شروع به کار کردیم. بعد کار برای جشنواره عروسکی تکمیل تر شد و درکل از آنروز تا امروز بیشتر از یکسال زمان برده است . نقش خانم مرضیه برومند و آقایان حمید جبلی و مرتضی احمدی در اینکارچیست : آقای مرتضی احمدی کتابی دارند به نام « کهنه های همیشه نو» که ترانه ها و شعرهای قدیمی و نمایشی درآن جمع آوری شده است. درساخت نمایش، از این اشعار بسیار استفاده شد و تشکر از ایشان به این خاطر است. خانم برومند هم که درجشنواره یکی از داوران بودند و از طریق پیگیریهای ایشان و با حمایت تماشاخانه ایرانشهر این نمایش به اجرای عمومی رسید .درواقع حمایت معنوی ایشان باعث اجرای نمایش شد. آقای جبلی ودوستانشان هم لطف کردند وافتخار دادند واز نمایش عکس تهیه کردند. داستان کار را بصورت خلاصه توضیح میدهید : آنتیگون از هایمن که پسر عمو و نامزدش است، بچه دار می شود. آنها مجبور به ازدواج می شوند و چون هر دو دانشجوی تئاتر هستند وهیچ حمایت مالی هم ندارند، سختی زندگی آنها را وادار به مهاجرت می کند. در آنجا هم زندگی خوبی نداشته و بعد با یکدیگر دچار مشکل می شوند و باقی ماجرا ..... این نمایش برداشت طنزآزادی است از نمایشنامه آنتیگونه سوفوکل و شهر قصه بیژن مفید و اشعار و ترانه های فولکور ایرانی. از همه دعوت میکنم که تا آخر اردیبهشت ماه برای دیدن آن، ساعت 7 پسین به تماشاخانه ایرانشهر تشریف بیاورند. ![]() آیا حرفی مانده که لازم باشد عنوان شود: دوست دارم مسئولینی که مسئولیت یک کار را قبول می کنند باور کنند که رسیدگی و مدیریت لازمه هر کاری است. نمی توان با روالی که مناسب 20 سال قبل بوده امروز هم کار کرد. همه چیز دارد عوض می شود بغیر از روند ما. بحث همه و از جمله جوانان و بچه هاست. خیلی ساده داریم ایران را ترک می کنیم. مسئولین باید با مدیریت جلوی این را بگیرند. نیاز به فکر تازه داریم . بازدید: 1557
|
|||||||||||||||