|
همراه برساد
|
|
۳۰ فروردين ۱۳۸۹ |
در دین زرتشت دختر و پسر هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و کاملا از جایگاهی برابر برخوردارند. از کودکی با هم بزرگ میشویم در کلاسهای دینی کنار یکدیگر مینشینیم. همازور را دست در دست هم میخوانیم. هنگام جشن سدره پوشی، دختران و پسران هم سن و سال دوشادوش یکدیگر قرار میگیرند و با یکدیگر همبستگی و پیوستن به دین زرتشتی را جشن میگیرند.
این روال تا زمانیکه نوجوان هستیم ادامه پیدا میکند و حتی کارهای اجتماعی را با هم انجام میدهیم. اما نمیدانم چه میشود همینکه به سن جوانی میرسیم انگار تمام برابریها تمام میشود. جوانانمان باید کمتر با یکدیگر معاشرت کنند چون بزرگترها و فرهنگ جامعه اینگونه میخواهد.
در این هنگام است که من جوان دچار تضاد میشوم که چرا تا همین دیروز روال بصورت طبیعی پیش میرفت و اکنون همه چیز تغییر کرده است. تا همین دیروز پیوستن به دینم را در کنار دوستم جشن گرفتم و اکنون که باید زندگی اجتماعیام را در کنار او باشم جامعه به من نهیب میزند که کناره بگیر.
دین زرتشت دین آزادی و اختیار است. حال من جوان میمانم و احساسات طبیعی و سر به طغیان گذاشتهام. چرا که میدانم زرتشت فرمود: دخترم با خرد خویش همسرت را برگزین. اما با فرهنگ غریب جامعهام چگونه کنار بیایم. و من هستم که رو به نابودی میروم زیرا از یک سو قلبم در تمام اوقات بر مغزم حکمفرماست و جلوی بسیاری از کارهایم میایستد و از سوی دیگر جامعه کوچک ما این اجازه را از من سلب میکند.
به آبرویم هم فکر میکنم که از دید جامعه، با بیان احساساتم به آن لطمه خواهد خورد. اما واقعا این دید جامعه است و از دید من جوان دارای احساس این دو موضوع اصلا بهم مرتبط نیست. آیا دوست داشتن گناه است؟!
پس احساسم را بیان میکنم هرچند غیر قابل باور باشد زیرا زندگی همیشه از آن ما نیست و امروز را باید برای بیان احساس غنیمت شمرد چرا که شاید فردایی باشد ولی عزیزی نباشد. و خواهم گفت تا ثابت کنم که من فرهنگ غنی پیامبرم زرتشت را وامدارم. بازدید: 1876
1. نویسنده فرشته عشق و پاکی, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۱:۰۹:۱۵ درود بر تو همراه برساد، با این نوشته حرف دل خیلیها رو زدی. آفرین به این اعتماد بنفس مثبت. در هیچ کجای دنیا دوست داشتن گناه نیست اینو مطمئنم مگر اینکه خودمان بخواهیم گناه بنامیمش. با پایان نوشتارت هم بسیار موافقم این واقعیته زندگیه. آدما همیشه جوان و دارای احساسات پاک نیستند. و این عشق پاک هم نصیب همه نمیشه. خوشبخت باشی. |
2. نویسنده عکاس, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۱:۵۳:۳۵ درود بر تو اصلا سایت باید بیشتردر این موضوع حرف بزنه. |
3. نویسنده همدل, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۲:۱۵:۰۹ منم بهت آفرین می گم حرفت خیلی قشنگ بود مخصوصاً جمله آخرت ، برات آرزوی موفقیت و کامیابی دل می کنم |
4. نویسنده مینو, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۳:۱۶:۵۸ درود برشما بسیار زیبا نوشته اید من به عنوان یک مادر با شما کاملا موافقم.این گونه نگاه کردن وجلوگیری از روابط سالم بین دختر وپسر در هازمان ما که البته بی تاثیر از جامعه بیرون نیست موجب مشکلات ودردسرهایی میشود که از جمله انها میتوان به ازدواج خارج از دین ویاازدواجهایی که بدون شناخت صورت میگیرد وسرانجام خوبی هم ندارد اشاره کرد.به گمان من خانواده ها وبزرگتر های ما باید بدانند در هازمان ودین ما روابط دختر وپسر ان چیزی نیست که در جامعه بزرگ بیرون ما تبلیغ واحرا میشود |
5. نویسنده جمشيد, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۴:۰۸:۴۶ درود بر اين نوشتار و نويسنده اش درست ميگويند اگر ما از اين لاك ندانم كاري و تعصب به در آييم وبدانيم كه جه بلايي داريم با اين تعصب نا بجا به سر خود و جامعه مان مياوريم ،انوقت ديگر ما شاهد ازدواج دختر يا پسر زرتشتي با غير نميشويم كه همين الان ميبينيم كه چقدر زياد شده .انوقت ديگرما شاهد اين نيستيم كه وقتي كه به يك دخترياپسر زرتشتي ميگوييم تو خجالت نميكشي كه با يك غير دوست شده اي ؟ميگويد :چه كنم مگر درجامعه خودم ميتوانم .ميگويد :اصلا نميخواهد حرف برايش دربياورند ،يا انگ به او بزنند .ولي اگر با غير دوست شود هيچكس نميتواند چپ بهش نگاه كند .تازه افتخار هم ميكند . آقا جان، بايد خانواده ها با كنترل خوب اين محيط را براي جوانان آزاد بگذارند تا بنوانند با هم دوست شوند .چرا پسر يادختر من اين اجازه را نداشته باشد كه با آگاهي خانواده اش درحد متعارف با يك همكيش رابطه داشته باشد و همين عشقها و البته شناختهاست كه منجر به يك ازدواج محكم و رويايي ميشود . دراين مقال جاي بيشتر نوشتن نيست . ترا به خدا روي اين مطلب حسابي كاركنيد .گزارش بنويسيد ،تحليل كنيد ،آگاهي دهيد ،اصلا شعار برساد امسال اين باشد كه به جوانها به خصوص اين موضوع جوانها برسد . |
6. نویسنده مازیار نیک بخش , در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۶:۲۶:۲۱ درود بر همراه برساد 1.خیلی بدیهی است که دوست داشتن گناه نیست نه در دین ما نه در هیچ دینی. و اما . با شکواییه شما کاملا مخالفم!!! مگر دختران و پسران جوان ما در کانون دانشجویان زرتشتی، سازمان فروهر، انجمن یانشوران مانتره یزد، کمیسیون جوانان کرمان و شیراز و ... دوش به دوش هم کار نمی کنند، مگر همین جوانان بزرگترین برنامه های زرتشتیان ایران را آماده و تدارک نمی بینند. مثال فروان است، چون جام های گوناگون ورزشی، اردوهای شهرهای مختلف،همایش مانتره، جشن های بزرگ مهرگان و سده و .... مگر کسی تاکنون چیزی به آنان چیزی گفته است، مگر جامعه ما از کارهای اجتماعی آنان کاسته اند گرفته اند، مگر همین جامعه آنان را حتی پشتیبانی نمی کند(حمایت های مالی) تا آنجایی که می دانم قلب تپنده جامعه زرتشتیان ایران همین جوانان( دختران و پسران) هستند که با تمام همت و کوشش برای جامعه ای بهتر می کوشد، و بزرگان جامعه زرتشتیان ایران از آنان حمایت می کنند( انجمن موبدان، انجمن زرتشتیان شهرهای گوناگون، نماینده زرتشتیان ایران و ... ) 2. "دین زرتشت دین آزادی و اختیار است". آری ولی دین خرد نیز هست یعنی تقدم اندیشه نیک بر طغیان احساسات. ما در یک جامعه سنتی با قوانین و هنجارهای شرقی زندگی می کنیم و همین هنجارها بوده است که کیان خانواده های ما را تاکنون حفظ نموده. اگر دختری و پسری یکدیگر را دوست می دارند همین جامعه به اصطلاح غریب (شاید برای شما غریب باشد) راه حل را پیش روی آنان قرار داده است. بحث ازدواج و مشکلات آن جدا است و نمی توان به دلیل مشکلات امروز و شرایط حاکم پشت بر هنجارهایی زد که نیاکان ما برجای گذاشته اند. ورود نگرش غربی بر روابط میان مردان و زنان بر گستره ایران و نیز جامعه زتشتی باعث گردیده که عده ای بر این گمان باشند، روابط آزاد مردان و زنان شکل نوینی از شهری گری و مدرنیته در عصر حاضر است، اما باید بر این مبحث اندیشه کرد، براستی خرد در راه درست ونیک، این نوع نگرش را پذیراست؟ جواب را شما بدهید. . کاش کمی به واشکفی جامعه غریب خود بپردازید تا بیشتر با این جامعه ی غریب آشنا شویم و کاش ترازوی داوری شما یک سویه نبود، کاش همه خوشبختی در زندگی را بیان احساسات طغیان شده ی و فرو خفته خود نمی پنداشتند. فرهنگ غنی زرتشتی،آزادی است و اختیار پیوسته به خردگرایی و دوری از تمایلات شخصی است، فرهنگ راستی است، فرهنگ جمع گرایی(همازوری) است. در یک عبارت در این عبارت خلاصه می شود:"اشویی(خوشبختی) از آن کسی است که خواهان اشویی (خوشبختی) دیگران باشد" با سپاس |
7. نویسنده مازیار نیک بخش2 , در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۷:۲۷:۳۰ پیرامون یک ازدواج موفق سه ضلع طلایی یک ازدواج خوب صمیمیت، دوستی و عشق است. شاید در نظر شما این سه کلمه یک معنی را بدهند اما در هر کدام از کلمات ویژگی هایی نهفته است. 1. صیمیت بخش های گوناگون دارد و آن سازگاری، گذشت، پذیرش اشتباهات طرفین و راحتی مرد و زن در بیان مشکلات خویش و ... می باشد. باید دیگر و برخلاف تصویر عام بر اهمیت عشق، صمیمیت مهمترین ضلع و مهمترین کلید یک ازدواج خوب و موفق است. 2."دوستی" همان شناخت است یعنی دریافت ویژگی فردی و اجتماعی دختر یا پسر می باشد که با گذر زمان بدست می آید.(دختر یا پسر را در شرایط سخت و انجام کار و پذیرش مسوولیت ها می توانید چنین شناختی را نسبت به یکدیگر پیدا کنند. نه در کافه ها و بزمها و یا نه درسینما و پارکها و رستورانها و ....). 3.و اما عشق . . . قصه عشق با توجه به آمارهای ازدواج های موفق و طلاق های صورت گرفته در تحقیقات جامعه شناسی و بررسی روانشناسی این افراد مشخص شده است که عشق بر عامل افزایش امید به آینده در انسان مرتبط میشود. یعنی باتوجه به اینکه عشق در طرفین بجز موارد نادر!! در اوایل ازدواج افزایش می باید و با گذر زمان با شیب نزولی زیادی کاهش یافته و پس از مدتی با توجه به زاده شدن فرزند این امید به آینده (عشق) شکلی دیگر می گیرد، برای همین است که اگر دختر و پسری فقط بخاطر عشق و بدون داشت صمیمیت و دوستی ازدواج کنند، زندگی طولانی نخواهند داشت. نتیجه گیری: عشق عامل مهمی را ازدواج می باشد اما این صمیمیت و دوستی است که یک ازدواج را می توانید با درصد بالایی تضمین کند. سخن آخر: با توجه به فعالیتهای گسترده جوانان در کانون دانشجویان زرتشتی، سازمان فروهر، انجمن یانشوران مانتره یزد، کمیسیون های جوانان زرتشتی در شهرهای یزد، شیراز و کرمان و اصفهان و ... با محک خوردن آنان در انجام برنامه های گوناگون دو عامل صمیمیت و دوستی را به تدریج بدست خواهد و می تواند ما را در پیش برد یک جامعه سالم هدایت کرد و این یک شانس بزرگ است که به جامعه غریب ما داده شده است. اما یک نکته کلیت جامعه ما همیشه از فعالیت های اجتماعی پشتیبانی کرده است. جمله ی مشهور "همت کم نشه" نمونه بارز آن می باشد ولی در هر جامعه ای افراد محدودی هستند که با این نوع ساختار اجتماعی و فعالیت جوانان برنمی تابند. |
8. نویسنده نام آشنا, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۰ - ۱۷:۵۰:۳۴ درود متشکرم از نوشته ی زیبایت.جا دارد جوانان ما رو در روی هم در مورد این مسایل زیبا و مهم به صحبت بنشینند و در جلسات متعدد با حضور فردی فرزانه یا متخصص قضیه روشن و نتیجه حاصل شود. به نظر بنده ی حقیر دوست داشتن و عاشق شدن نه گناه است نه به گناه کشیده میشود نه با گناه رابطه ای دارد.اما نکته ی اصلی نتیجه ی این دوست داشتن است. کنار هم بودن در سنین پایین باعث وابستگی ما به هم نمیشد ما در کلاس دینی همه باهم دوست و همکلاسی بودیم اما احساس تعلق به هم نداشتیم اما حال که جوان هستیم خنده ها و شادی ها ...گریه ها و غم ها...اگر مانند قبل در کنار هم قرار گیریم ما را بهم وابسته میکند.حال اگر این وابستگی ختم به خیر شود که باعث بسی شادی است اما اگر نافرجام باشد چه بسا نتایج مخربی که بر روح و روان تازه شکفته ی جوانان در برهه ای از زمان یا حتی تا همیشه بر جای میگذارد. نتیجه ی صحبت بنده این که: دوست داشتن خود را ابراز کنیم اما برای حس دوست داشتن و کسی که دوست میداریم ارزش قائل باشیم . دختر و پسر از لحاظ مقام باهم یکسان هستند اما از لحاظ روحیات ، ذهن و احساسات متفاوتند و بهترین انتخاب را فقط با آزادی بیش از حد و معاشرت زیاد و زیاد و زیاد نمیتوانند به دست آورند بلکه بهترین انتخاب هنگامی که تفاوت و خواسته های طرف مقابل را واقعا درک کردند میسر میشود.پس آگاهی و معاشرت درکنار هم نتیجه میدهد. |
9. نویسنده آرمان, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۰۹:۰۳:۲۵ خیلی خوب گفتی منم نمیفهمم چرا بعضی از خانواده ها اینگونه رفتار میکنند چون اقلیت های دیگر خودشان برنامه و مراسم میگذارند که جوانانشان با هم باشند ولی ما برعکس عمل میکنیم و نتیجه ان را هم داریم میبینیم که چقدر ازدواج با غیر زرتشتی داره زیاد میشه هیچ کس هم چیزی نمیگه و راه حلی برایش ندارند و یک چیز دیگر اینکه مگر ما چقدر جمعیت داریم که خانواده ها برای ازدواج شرط و شروط عجیب غریب میگذارند واقعا باید تاسف خورد به حال این افراد . خیلی ها که مهاجرت کردند و اصلا به دنبال همسر زرتشتی نیستند و اگر این روش ادامه داشته باشد تا چند سال بعد شاهد از بین رفتن نسل خواهیم بود و وقتی کار از کار گذشت انوقت مینشینن و دنبال راه حل میگردند |
10. نویسنده shahrzad, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۰۹:۰۸:۴۰ ba dorod ,. Chera agar do nafar bekhahand hamdigar ra doost dashteh bashand bayad az yek mazhab bashand ? |
11. نویسنده آناهیتا, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۱۱:۱۳:۵۶ درود بر تو (نام آشنا،س.ک)، فکر میکنم اگر با آگاهی و اطلاع خانوادهها معاشرتهای مناسب بین جوانان صورت بگیرد، شناخت، نگرش و درک لازم هم بوجود میآید. |
12. نویسنده دلسوز, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۱۳:۴۸:۵۶ پرداختن به موضوع روابط با جنس مخالف و ازدواج جوانان از نیازهای مهم جامعه ماست.کافی است نگاهی به تعداد جوانانی که از سن ازدواج گذشته و تنها زندگی می کنند بیاندازیم ولی فقط این محدودیت در رابطه ها نیست که این آمار را بالا می برد.بلکه توقعات ومعیارها اثر بسیار بیشتری بر آن دارد. متاسفانه جوانان ما بویژه دختران معیار های ناسازگار با واقعیتهای پسران ما دارند. پسران محجوب و ساده ما نمی توانند در مقابل رقبای گستاخ ملون و متظاهر که متاسفانه بیشتر در دل دختران خود را جای می دهند حرفی برای گفتن داشته باشند .از طرف دیگر موقعیتهای اجتماعی آنها نیز به علت تبعیضهای موجود خیلی درخشان نیست . زیاده طلبی ، طمع و قرار دادن بچه ها به عنوان راهی برای کسب افتخار والدین در کنار غرور های بی جا وخود بزرگ بینی ها و بدبینی وبد دیدن دیگران که متاسفانه می تواند از نشانه های شیوع بیماری های روانی از جمله افسردگی در میان جامعه ایرانی ومتاثر از آن جامعه زرتشتی باشد از دیگر موارد موثر در کاهش ازدواجها است که متاسفانه عواقب بسیار بدی را در آینده نه چندان دور نشان خواهد داد .عواقبی که مدتی است به صورت نا امیدی جوانان و افزایش مهاجرت بدنبال پیدا کردن هدفی برای ادامه زندگی و رهایی از غم نداشتن همدم خود را نمایان کرده است. تدبیری باید اندیشید که بزرگان ما را همت می طلبد .تا تمام خانه ها تبدیل به غم خوانه افراد مجرد افسرده و غمگین تنها که از غم تنهایی به هر ریسمان پوسیده ای می اویزند نشده از پیله ای که دور خود تنیده ایم بیرون بیاییم و نقاب غرور را به دور افکنیم .واقعیات وجود خویش ودیگران را در یابییم . |
13. نویسنده جمشید, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۱۹:۵۵:۲۶ درود !!! بله من خودم نوجوانی هستم که در مدرسه فیروز بهرام مشغول به تحصیل هستم . خوشبختانه در این مدرسه تا کنون بسیاری از چیزها را فراگرفته ام . از دوست عزیزم تشکر می کنم که این مطلب را بیان کرد . جای دارد از دبیران بسیار عزیزم ، آقایان : کامران فریدونی ، بهزاد وفاداری ، اردشیر بهمردی و آقای فرشاد غیبی صمیمانه تشکر کنم . من هم با این سخنان موافق هستم . جای دارد بگویم که بدلیل وضع بسیار نا به سامان جامعه و این محدودیت هایی که وجود دارد هم دختران و هم پسران می خواهند خود را به گونه ای مانند دیگران جلوه دهند ! به قول دوستی گفت : دختران تا پسران را می بینند یا در می روند یا .... شاید هم دختران همچین حرف یا فکری را در مورد پسران بکنند . اما باید این را بگویم که اگر رابطه دختر و پسر سالم باشد و قصد خاصی را نداشته باشند هیچ مشکلی ندارد بلکه باعث آرامش پسر و دختر می شود که یک هم سن ، یک همدرد ، یک همنفس رو در کنار خودش داره و بساری از مسائل دیگر . خوش بختانه الانه در حال پیشرفت این مسئله هستیم و داریم بهش می رسیم . من اگر بودم اول از همه این موضوع را با پدر و مادرم درمیان می گزاشتم و 100% تاکید می کردم تا دوستم هم این کار را بکند تا هیچ ترسی را نداشته باشیم . شاید دراین مورد بیشتر تحقیق کردم و به همراه این دوست عزیزم \" همراه برساد \" در سایت گزاشتیم . خوب و خوش باشید |
14. نویسنده آتوسا, در ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ - ۲۱:۱۷:۳۰ واقعا موضوع جالبی رو انتخاب کردی آفرین. خیلی ها به خاطر این موضوع بدبخت شدن.قابل توجه مادران و پدران عزیز. خواهشا آزادی انتخاب به فرزندانتون بدی. |
15. نویسنده دلباخته, در ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ - ۱۶:۵۲:۰۴ با درود به تو همراه برسادی ای کاش نوشته ات را با نام خودت کار میکردی. اما نه با جوی که به گفته خودت جامعه دارد همان بهتر که با نام مستعار نوشتی. اما آیا به نظرت جوانان پسر ما جنبه ابراز علاقه از طرف یک دختر را دارند؟ زمانیکه دختر خانمی به آنها ابراز عشق و علاقه بکند آیا آنها عکسالعمل مناسب را انجام میدهند یا سعی در بازیچه قرار دادن طرف مقابلشان را دارند. |
16. نویسنده سیاوش, در ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ - ۰۰:۳۳:۳۵ اقا بیایین اینا رو جمع کنیم یه کتاب بنویسیم |
17. نویسنده جمشید, در ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ - ۲۲:۴۵:۲۶ در جواب همکیش عزیزم " دلباخته " باید بگویم : بله شما درست می گویید . من تا حدودی در این جا محدود هستم و به صورت عامه صحبت می کنم . من به شخصه تا کنون دوست دختر نداشتم . شاید نظرم اشتباه باشد ، شاید هم درست . درست است اگر دختری با پسری دوست شود و به او ابراز علاقه کند ، آقا پسر های بی جنبه ، سریع پیشنهاد معمول و .... خود را می دهند -- اگر دختر قبول کرد که هیچ ، کارش که تموم شد دختر اخی میشه و میره سراغ یکی دیگه ( دستمال کاغذی ). اگر هم که نه بازهم از اون زده میشه و میره سراغ یکی دیگه . من نظرم این است که الانه دخترها و پسرها فقط برای ارضا شدن حالات روحی و روانی با یکدیگر دوست نمی شوند و از جنبه های دیگر دوست می شوند . با تشکر |
18. نویسنده B.K, در ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ - ۱۲:۲۸:۴۶ چنین گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي كرد خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند اين شخص در حين خراب كردن ديوار در بين آن مارمولكي را ديد كه ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود. دلش سوخت و يك لحظه كنجكاو شد وقتي ميخ را بررسي كرد متعجب شد،چون اين ميخ ده سال پيش،هنگام ساختن خانه كوبيده شده بود. چه اتفاقي افتاده؟ در يك قسمت تاريك بدون حركت،مارمولك ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده چنين چيزي امكان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله كارش را تعطيل و مارمولك را مشاهده كرد در اين مدت چكار مي كرده؟چگونه و چه مي خورده؟ همانطور كه به مارمولك نگاه مي كرد يكدفعه مارمولكي ديگر،با غذايي در دهانش ظاهر شد. مرد شديداً منقلب شد!!! ده سال مراقبت!!! چه عشقي چه عشق قشنگي. پند: ما به دنيا آمده ايم تا عشق بورزيم، مسير را ياد بگيريم، تا به مقصد برسيم! آغاز عشق انسان کجاست؟ آغاز عشق انسان، خلقت آدمي است، اما مقصد براي همه يکسان نيست هر چند که مقصد در زمان آغاز خلقت نيز بود اما خداوند خواست انسان خود مسير عشق را طي کند تا به مقصد برسد. مسير عشق انسان کجاست؟ در داستاني که نقل کردم، تامل کن! اگر موجود به اين كوچكي بتواند عشقي به اين بزرگي داشته باشد پس تصور كن تو تا چه حد مي تواني عاشق شوي و به نزديكان خود عشق بورزي. مسير عشق را مي توان در اين داستان واقعي ديد. تمام هستي با عشق خلق شده است، پس بايد در آن عاشقانه زندگي کرد، بايد همنوعان خود را دوست داشت، دست ناتواني را گرفت و او را بلند کرد، حرفي زد و کاري کرد تا جمعي را به خدا نزديک کرد. اگر دوست داري به مقصد عشق برسي پس مسير عشق را درست طي کن؛ تمام هستي را دوست بدار و به همنوعان خود عشق ورزي کن. مقصد عشق انسان کجاست؟ پروانه مخلوقي از اين هستي است، مقصد او نور است. خداوند هستي را براي انسان آفريد با عطر و طعم «عشق». پروانه در اين عالم هستي، مقصد عشق را نور مي بيند. انسان در اين عالم هستي مقصد عشق را بايد کجا ببيند؟ مگر هستي براي انسان آفريده نشد؟ پس مقصد نهايي عشق نمي تواند در اين عالم هستي باشد، بايد فراتر رفت، بايد از اين هستي گذشت، بايد انوار ديگر را جستجو کرد تا به منبع زيبايي ها رسيد. چه زيباست که انسان لحظه مرگ مسير عشق را درست طي کرده باشد و در جستجوي انوار فراتر از هستي، عالم خاکي را ترک کند تا به مقصد عشق که همان خداي مهربان است، برسد. |
19. نویسنده فريبرز آ ذركيوان, در ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ - ۱۰:۲۰:۰۴ به همه عزيزاني كه به دوستي فكر ميكنند درورد فراوان مي فرستم .انجه الان در جامعه ما فراوان به جشم ميخورد رابطه خيلي كم دختران و پسران ميباشد . كه با يستي دوستي ها را بيشتر كنند وبيشتر كه نهايتا به ازدواج بپيوندد. بنده درسعي كردم با برگزاري تور دبي جوانان رابيشتر ببرم البته تعدادي بزرگسال هم بودند كه بيشتر پدر ومادر بودند . و سعي من اين بود كه دختران پسران در مسافرت از هم خجالت نكشند و رابطه دوستانه با هم داشته باشند و اين رابطه رابيشتر كنند.فكر ميكنم عزيزاني كه با من بودند اين مسله را متوجه شده باشند. بقول روانشاد استاد كسرا اندازه دوستي بين پسرها و دخترها ي زرتشتي بايستي بيشتر از كره زمين باشدو اين ادامه پيدا كند .و البته همه ارگان هاي زرتشتي بايستي دست به دست هم دهند و با كارشناسان رواشناسي براي پيشرفت جوانان وارتباط بيشتر آنها ودر نهايت ازدواج انها گامهاي بزرگي بردارند. اميدوارم اهورامزدا ياري كند كه جوانان زرتشتي دست به دست هم دهند و با كمك هم جامعه پويا بوجود آوريم. |
20. نویسنده بهاره, در ۱۳۸۹/۰۳/۰۷ - ۲۳:۵۳:۳۹ به نظر من در جامعه ما کسانی که عاشق شده اند ازدواج کرده و خیلی خوب با هم زندگی می کنند مگر اینکه موضوع چیز دیگری باشد که باید بحث شود. |
21. نویسنده کیانا, در ۱۳۸۹/۱۱/۰۸ - ۱۸:۱۴:۴۷ مطال جالبی بود ابراز عشق گناه نیست من مطمنمممممممممممممممممممممممممم
مم |
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |