|
همت جانانه و زندگی امروزه |
|
|
|
آناهیتا کشاورزیان
|
|
۲۵ فروردين ۱۳۸۹ |
چند روز پیش به میهمانی دعوت شده بودم. برای هواخوری به فضای بیرون سالن آمده بودم. پدر یکی از دوستانم گله داشت که نمیتواند راه برود. علت را جویا شدم و ایشان گفتند سی سال پیش دیسک کمر عمل کردهاند در حین گفتگویشان از زیادی عمرشان گله داشتند، البته بنده خدا سن زیادی هم ندارند.
در همین هنگام یکی از دوستان دیگر که جوانی بین 25 تا 30 ساله است به میان گفتگو آمد و اینگونه اظهار داشت که من نیز از تعداد بهار عمرم شاکی هستم و دارم زیادی عمر میکنم. مادر دوستم از این گفته یکهای خورد و گفت: چرا شما جوانها نسبت به آینده اینقدر ناامید هستید و من در آن لحظه به فکر فرو رفتم. صبح روز بعد مطلب "همت جانانه" را در سایت خواندم. و باز به گفتههای شب پیش اندیشیدم.
بله این درست است که جوانان امروزی ما یک سری عقاید خود را از دست دادهاند و در واقع مسیر زندگیشان را از دید من گم کردهاند. در بین جوانان ما از هر شهر و دیاری چند نفر را به چشم میبینید که سدره و کشتی به تن داشته باشد، اصلا سدره و کشتی نه، لااقل در روز یک وعده به نیایش بپردازد یا آیا روزهای نبر را به یاد داریم؟ روزهای زیارتمان چه روزهایی است! و ... آیا همینها فرهنگ ما را تشکیل نمیدهند؟ زمانیکه به مکانی زیارتی میرویم با دیدن سایر همکیشان جانی تازه میگیریم زمانیکه به نیایش میپردازیم سبکی روح بدست میآوریم و پس از آن چقدر انرژی در وجودمان احساس میکنیم. اگر تا به حال تجربه نکردهاید به شما توصیه میکنم حتما این کار را بکنید. و اینها امید به آینده و امید به زندگی را در ما تقویت خواهند کرد.
یکی از سخنان زرتشت این است که: "با زمانه به پیش بروید" اما هیچ زمان در سخنانش نمیبینیم که بگوید اصالتتان را از دست بدهید و نسبت به سنتهایتان بیاهمیت باشید.
شاید عده زیادی از نگارش مطالب بالا بر من خورده بگیرند. اما اینها واقعیتهای زندگی ما و جامعه کوچک ماست بیایید قدری واقعبین باشیم. همه جا میگوییم در دین زرتشت طلاق وجود ندارد اما متاسفانه واقعیت چیز دیگری است و هزاران واقعیت دیگر
بازدید: 461
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |