سرو صدا را که شنیدم وارد موزه شدم دیدم نزدیک به 100 نفر دانش اموزدختر هستند که دارند از موزه زرتشتیان کرمان در ایام مدرسه دیدن می کنند.

با تعجب از مسئول موزه پرسیدم مگر بچه های دانش آموزکرمانی برای بازدیدهای علمیشان به موزه زرتشتیان هم می آیند؟ لبخندی زد و معرفی نامه های مدرسه های مختلف را نشانم داد در طی یک سال گذشته نزدیک به 10، 11 تا مدرسه از موزه و آتشکده زرتشتیان به عنوان بازدید علمی و فرهنگی دیدن کرده بودند .

دوربین را از کیفم در آوردم هر چند شارژ نداشت و عکس گرفتن از موزه هم خلاف قانون بود!. یکی دو عکس که گرفتم خواستم تا یک گفتگویی با بچه ها داشته باشم اما چند تا از دانش آموزان مدرسه پیش دستی کردند و از من پرسیدند " آقا شما زرتشتی هستید می شه چندتا سوال از شما بپرسیم !"
البته من آنجا کاره ای نبودم ولی دلم می خواست ببینم بچه ها دراین سن چه سوالاتی از من می پرسند این شد که گفتم "مثلا چی ؟"
و همين شد كه مرا به باد سوال گرفتند.

یک نکته جالب را از سوی دانش آموزانی که از موزه دیدن کردند فهمیدم " سوالاتی که بچه ها ی این سن و سال از تو به عنوان یک زرتشتی می پرسند خیلی با سولات همکاران سرکار یا دانشجویان دانشگاه و بزرگترها فرق دارد."
تعصب در سوالاتشان نیست. یعنی قرار نیست کسی را به چالش بکشانند تا چیزی را به اثبات برسانند.
اطلاعاتشان از خیلی بزرگترها که راجع به سوالات متداول "چرا به شما می گن آتیش پرست، یا دوگانه پرست " می پرسند بیشتر است. چون لا اقل همه آن 100 نفر می دانستند زرتشتیان خدا را نیایش می کنند و تمامی سوالهایشان درباره چگونگی نماز خواندن ستایش خداوند بود. البته یک چیز دیگر هم دستگیرم شد اینکه شاید بعضی از بزرگترها هم خودشان را به بی اطلاعی می زنند!!
و اینکه دقتی که آنها دارند را ممکن است خیلی از ما بزرگترها نداشته باشیم

تنها کافی بود یک کتاب گاتاها با خط دین دبیره ببینند آن موقع است که سوالها شروع می شود
این چه خطی است "می گویم خط دین دبیره "
می پرسد "مربوط به چه زمانی است "می گویم قبل از حمله اعراب "
می پرسد "پس خط اصلی فارسی همینه !! این خطی که الان ما با آن می نویسیم و می خوانیم مال کجاست؟" می گویم:" در اصل کوفی است "
می پرسد: "پس چرا جای اینکه خط دین دبیره را به ما آموزش دهند این خط را در مدرسه به ما یاد می دهند!"

یکی دیگر از بچه ها کاغذش را از کیف در می آورد یک خودکار به من می دهد، می گوید: "حروف فارسی قدیم !!را برایم بنویس" شروع می کنم به نوشتن چند تا از آنها با واج آرایی و الفبای فارسی امروز همین طور که می نوشتم برایش می خواندم یک دفعه پشت سرم را نگاه کردم دیدم چند نفر دیگر کاغذ و قلم به دست تا برای آنها هم چند تا از این حروف را بنویسم .

به طبقه بالای موزه می روم (یک جورهایی فرار می کنم !) می بینم آنجا هم بچه ها هستند که یکی از آنها می پرسد: "چرا سر سفره عروسی نخ و سوزن می گذارید" آنچه که در مراسم گواه گیران می گویند را برایش بازگو می کنم . اما کار به این جا ختم نمی شود سوالهای بعضیها تخصصی تر می شود. و البته از موضوع موزه زرتشتیان خارج می گردد !
تقصیر خودم شد!! بچه ها حرف گوش کن بودند! اما کنجکاوتر از انچه فکر می کردم !

سفره هفت سین، چهارشنبه سوری، 13 بدر، عروسی و.... سوالات کوچکی بودند در مقابل سوالات اجتماعی که دخترها در این سن و سال با آن درگیر هستند و آنها را از من می پرسیدند .
برای مدتی احساس کردم نباید در مورد هر موضوعی صحبت کرد تازه فهمیدم بچه های ستاد نوروزی که در ایام نوروز وظیفه راهنمایی میهمانان نوروزی را داشتند چه قدر زحمت می کشیدند وچه کار سختی داشتند بچه هایی که 13 روز نوروز همه روزه و همه ساعته باید آماده پاسخگوییها می بودند و علمی با موضوعات بر خورد می کردند

یادمان باشد موزه زرتشتیان کرمان امسال علاوه بر ستاد نوروزی متشکل از جوانان پر همت کرمانی چند کار مثبت دیگر هم انجام داده است

کامل تر شدن موزه، مشخص شدن مسیر ورود و خروج، مرتب شدن موزه و جذابترشدن آن! اما از قرار معلوم در روزهای به غیر از نوروز هم کارهای مشکلی در پیش رو دارد.
