• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
خانواده روانشاد آرمین خسروی در نامه ای به نماینده ایرانیان زرتشتی:
قصد پیگیری و شکایت نداریم اما آیا نباید برای حفظ جان مردم این کاستی های فراوان را برطرف نمود؟
چاپ ارسال به دوست
رشید شهرت   
۲۴ اسفند ۱۳۸۸
Image
بعد از تصادف چه اتفاقاتی افتاد؟


پدر و مادر روانشاد آرمین خسروی در نامه ای به دکتر اسفندیار اختیاری به شرح اتفاقاتی که بعد از تصادف بر آرمین خسروی گذشته است پرداخته اند و در پایان نامه تاکید کرده اند
که قصد پیگیری ندارند اما با توجه به حقوق شهروندی تمام ایرانیان آیا امکان رفع کاستی هایی که روانشاد آرمین خسروی با آن مواجه شد وجود ندارد؟

متن کامل نامه به صورت زیر است:

جناب آقای دکتر اختیاری
نماینده محترم ایرانیان زرتشتی در مجلس شورای اسلامی ایران

با درود، چنانکه با خبر هستید در بامداد روز جمعه 9/ 11/ 1388 فرزند اینجانبان مروارید کیقبادی و اسفندیار خسروی بر اثر حادثه تصادف خودرو جان باختند. شرح شروع و پایان غم انگیز آن را حضورتان می نگاریم:

توضیح اینکه فرزندمان آرمین خسروی برای ادامه فعالیت خودشان بعنوان سرپرست یک کارگاه ساختمانی در شهر جدید پرند به روال روزها و ماه ها و سالهای قبل صبح زود از خانه خارج و به وسیله خودرو شرکت سازنده ساختمانها که وانت پیکان بود، عازم محل کار بودند. شرح وقایع به ترتیب زمان وقوع:

1.ساعت 30: 7 از طرف خانواده عروس(همسر عقدی فرزندمان آرمین خسروی) موضوع تصادف آرمین که در حدود 700 متری اولین عوارضی اتوبان تهران-ساوه اتفاق اتفاده بود، به خانواده ما اعلام شد. توضیح اینکه پس از تصادف یک نفر رهگذر به وسیله تلفن همراه، خانواده همسرش را با خبر نموده است.

2.ساعت 35: 7 مذاکره با رهگذر و گرفتن اخبار از وضعیت آرمین و چگونگی تصادف.

3.ساعت 38: 7 مذاکره با آرمین توسط تلفن همراه که در دست رهگذر بود و به آرمین کمک نمود تا او بتواند با ما صحبت نماید. آرمین به پدرش گفت که کمی سرم زخمی شده، خوبم. شما نگران نباشید. قرار است آمبولانس مرا به بیمارستان ببرد.

4.ساعت 40: 7 حرکت ما به طرف صحنه تصادف. هم زمان اعضای خانواده و عموی عروس(5 نفر)  نیز از منزلشان به طرف محل تصادف حرکت کردند.(از تهران)

5.ساعت 10: 8 دریافت خبر حضور آمبولانس و اعزام آرمین به بیمارستان شماره 2 فیاض بخش(کیلومتر 7 جاده قدیم کرج-تهران). (توسط رهگذر)

6.ساعت 12: 8 اعلام آدرس بیمارستان به خانواده عروس و همراهان برای حضور در بیمارستان

7.ساعت 15: 8 مکالمه رهگذری که در کنار آرمین بود با ما، مبنی بر اینکه چرا حضور نمی یابید، پلیس نیامده، کسی اینجا نیست و مدارک آرمین نزد اینجانب است.

8.ساعت 22: 8 رسیدن پدر و مادر به صحنه تصادف، پلیس حضور داشت و گفتند چند دقیقه قبل مدارک آرمین را یک نفر رهگذر تحویل ایشان داده و رفته است.

9. ساعت 40: 8 حضور آمبولانس با آرمین در بیمارستان و تحویل ایشان به بخش اورژانس بیمارستان.

10. ساعت 45: 8 حضور اعضای خانواده و همراهان همسر آرمین در بیمارستان و صحبت آرمین با اعضای خانواده، ایشان اعلام داشته است که دل و کمرش درد می کند و مشکل تنفسی دارد و حدود پنج دقیقه قبل به بیمارستان رسیده است.

11.ساعت 50: 8 حضور آقای افشین پورجوانمردی به صحنه تصادف و بررسی مقدماتی و اقدام جهت جابجایی خودروی تصادفی با جرثقیل به کمک پلیس بزرگراه و رفتن به محل پارک جرثقیل و خروج سرباز پلیس از خودروی پدر آرمین.(علت حضور پلیس در خودروی پدر آرمین این بود که قبل از حضور آقای افشین پورجوانمردی، پدر و مادر آرمین تقاضای ترک وحل و رفتن به بیمارستان را نمودند، اما پلیس اعلام نمود که برای تعیین تکلیف گاردیل آسیب دیده و خودرو باید در محل باشید.) موضوع جالب توجه اینکه از حدود ساعت 15: 7که تصادف صورت گرفته و بعدا رهگذر رسیده است، حدود ساعت 20: 8  پلیس حضور می یابد. حدود ساعت 10: 8 آمبولانس حضور یافته و تا ساعت 50: 8 هنوز جرثقیل برای جابجایی خودروی تصادفی که با حالت عمودی در کنار بزرگراه قرار داشت نیامده بود.

12. ساعت 5: 9 برگشت راننده آمبولانس به محل حادثه، همراه حاضر در آمبولانس به مادر آرمین گفت: آرمین حالش خوب است، او را به بیمارستان تحویل دادیم و مشکل اساسی ندارد.

13. ساعت 5: 9 حضور آقای انوشیروان پورجوانمردی مهندس ارشد کارگاه پروژه و برادرشان آقای اشکان پورجوانمردی در بیمارستان و مذاکره با آرمین آقایان پورجوانمردی نیز با آرمین صحبت و حالش را پرسیده اند، آرمین در جواب گفته است که دل و کمرش درد می کند و مشکل تنفسی دارد.

14. ساعت 10: 9 با توجه به حضور آقای افشین پورجوانمردی در محل حادثه، با درخواست پدر و مادر آرمین و جانشینی آقای پورجوانمردی، پدر و مادر اجازه رفتن به بیمارستان را از پلیس دریافت و حرکت نمودند.

15.ساعت 12: 9 تحویل نمونه خون آرمین از بخش اورژانس به آقای انوشیروان پورجوانمردی برای تحویل به بانک خون در طبقه بالای بیمارستان.

16. ساعت 15: 9 با توجه به تشخیص وخیم بودن وضعیت آرمین توسط حاضرین (اعضای خانواده و آقایان پورجوانمردی) برادر همسر آرمین با اینجانب تماس و اعلام نمود که بیمارستان به صورت جدی رسیدگی نمی کند، پزشک متخصص نیامده و فرصت کافی نیست. اجازه بدهید او را به بیمارستان دیگری ببریم موافقت کردیم. همسر آقای خدامراد مزداپور از تهران تماس گرفت و گفت که با بیمارستان آپادانا هماهنگ نموده اند. برادر همسر آرمین از بیمارستان خبر داد که مسئولین اورژانس گفته اند که چون آرمین تصادفی است امکان جابجایی ندارد.

17. ساعت 25: 9 ورود پزشک متخصص به اورژانس بیمارستان و شروع معاینه و مذاکره با آرمین و همراهان ایشان.

18. تا ساعت 30: 9 بر اساس خواسته مسئولین اورژانس و برای ادامه درمان می بایستی برای تصادفی(آرمین) پرونده تشکیل شود و همراهان فرمها را امضا و تحویل داده اند. حتی اعلام نمودند که حتما باید پدر و مادر تصادفی حضور داشته باشند که با اصرار حاضرین پرونده تشکیل و کامل شده است.

19. ساعت 35: 9 ورود آرمین به اتاق عمل اورژانس بیمارستان در حالی که با مشکل تنفسی مواجه شده بوده است.

20. ساعت 40: 9 ورود پدر و مادر آرمین به اورژانس بیمارستان.

21. ساعت 55: 9 اعلام درگذشت شادروان آرمین خسروی توسط مسئولین اورژانس به حاضرین.

سئوالات مطرح:

1.با توجه به محل حادثه (حدود 700 متری اولین عوارضی اتوبان تهران-ساوه) و نزدیکی به پاسگاه پلیس، چرا پلیس و آمبولانس دیر به محل حادثه رسیده اند؟

2.چرا آمبولانس فاقد امکانات اولیه پزشکی و پزشک برای تشخیص نوع صدمات تصادفی بوده است؟ با توجه به مذاکره با پزشکان آشنا به تصادف های مشابه، ضایعات اینگونه تصادفات پارگی طحال و کبد و خونریزی شدید داخلی می باشد.

3. چرا نباید وضعیت بد تصادفی توسط فرد حاضر در آمبولانس به بیمارستان گزارش شود تا آنان آمادگی اولیه برای شورع درمان داشته باشند؟

4. با عنایت به اینکه طبق قانون، درمان افراد تصادفی و صدمه دیده رایگان است چه نیازی به اتلاف وقت و تشکیل و تکمیل پرونده وجود داشته است؟ اگر فرد صدمه دیده فاقد هویت و امکان دسترسی به خانواده اش نبود وظیفه انسانی و پزشکی حکم بر مداوای مصدوم نمی نماید؟

5.چرا پزشک یا پزشکان متخصص در محل اورژانس حضور نداشته اند و یا با تاخیر فراوان در اورژانس حضور یافته اند. (طبق کنکاش به عمل آمده بمیارستان شماره 2 شهید فیاض بخش محل پذیرش اکثر افراد تصادفی در جاده های کرج و ساوه می باشد. بنابراین می بایستی کاملا مجهز و آماده ارائه خدمات به صدمه دیدگان باشد. چنانکه گزارش نشان می دهد از ساعت 40: 8 تا 30: 9 اقدام اساسی برای نجات صدمه دیده انجام نشده است)

6.آیا این درست است که روزهای جمعه و تعطیل کادر پزشکی بیمارستانها کامل نباشند و در نتیجه اینگونه اتفاقات غیر قابل جبران به وقوع بپیوندد؟ مگر روزهای جمعه حادثه ندارد؟

7.آیا اگر پزشکان از ابتدا جلوی خونریزی را گرفته بودند، امکان جلوگیری از مرگ یک جوان 26 ساله و عقد کرده وجود نداشت؟ تا خانواده اش داغدار نشوند و نامزدش در این سن جوانی بیوه نشود و جامعه ای از دوستدارانش را برای همیشه غمگین نکنند؟

8.آنان که از این وضعیت باخبر شده اند چه فکری در مورد رفتار مجموعه اثرگذار در مرگ آرمین می کنند؟

9.آیا حق ما و جامعه ما از مجموعه نامبرده اینقدر بوده است؟ اگر اینطور فکر نمی کنید پس حق ما چیست؟

10. آیا مسئولین هرگز می توانند مرحمی بر زخم همیشگی خانواده آرمین که به قصد امرار معاش و خدمت صادقانه در راه هدفش فدا شد، بگذارند؟ با اشکهایمان می گوییم، هرگز. هرگز. هرگز.

11. سئوال آخر اینکه آیا می شد آرمین را از مرگ نجات داد؟

-بدینوسیله اعلام می داریم که قصد و توان بازخواست و پیگیری برای بررسی چگونگی اقدام توسط پلیس، آمبولانس و بیمارستان را نداریم، می گوییم با توجه به حقوق شهروندی تمام ایرانیان امکان رفع نواقص اعلام شده، برنامه ریزی، انضباط، تکمیل امکانات، حضور پلیس موظف، گروه پزشکی مجرب در تمام روز در محل خدمت، آمبولانسها و بیمارستانها وجود دارد.

-ما می گوییم در صورتی که احساس مسئولیت جمعی وجود داشته باشد، اگر نظارت مستقیم در امور به ویژه پزشکی برقرار شود، می توان جلوی بروز اینگونه صدمات اجتماعی را گرفت و ضایعات را کم کرد.

-می گوییم انتظار بیشتری از مسئولین به ویژه مسئولین پزشکی کشور داریم.

اگر سئوالها و خواسته های ما مورد تایید شما هم می باشد، درخواست می نماییم فریاد مظلومانه خانواده های داغدار آرمین خسروی و اشکهای بی امان آنان را به گوش مسئولین برسانید تا بدانند هر کدام از اتفاقات مشابه می تواند اشک هایی را جاری نماید که حاصلش.... و برای جلوگیری از بروز صدمات مشابه آنچه را که وظیفه دارند انجام دهند.

با سپاس
مروارید کیقبادی                     اسفندیار خسروی


بازدید: 1913

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده بابک, در ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ - ۱۶:۱۲:۲۲
خدایش بیامرزد....واقعا دردناک است
2. نویسنده ارش, در ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ - ۲۰:۴۱:۳۴
با توجه به انچه نوشته شده این مورد در واقع قتل عمد است شرم بر عاملین ان .چگونه می توانند شبها بخوابند
3. نویسنده کیارش, در ۱۳۸۸/۱۲/۲۵ - ۲۱:۳۲:۳۳
نمی دانم چه بگویم ..... 
فقط می دانم که هر کس با خواندن این واقعیت به شدت ناراحت کننده , معنای کامل بی شرمی و بی وجدانی را خواهد فهمید !
4. نویسنده علی اسدیان website, در ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ - ۱۲:۴۹:۴۶
تسلیت  
تا بوده چنین بوده تا باد چنین بادا 
روحش شاد و خدایش بیامرزاد

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات