| به ياد يك همراه |
|
|
| دکتر اسفندیار اختیاری | |||||||||
| ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ | |||||||||
|
روانشاد شاهرخ میزانیان را بسیاری با جشنواره فرهنگی آموزشی پیرنارکی به خاطر می آورند. اما بدون شک بسیاری از ما که کم و بیش آن بهشتی روان را می شناختیم، نمونه های زیادی از نیک اندیشی اش را به یاد می آوریم. در این نوشتار برآنم تا خاطره ای را از همراهی و نیک اندیشی روانشاد شاهرخ میزانیان را برایتان بازگو نمایم:
موضوع برمي گردد به زماني كه مسئوليت دبيري كانون دانشجويان زرتشتي را برعهده داشتم و آنهم در شرايط خاص. نمي خواهم راجع به آن زمان صحبت كنم كه فرصت ديگري را مي طلبد. يكي از تصميماتي كه در آن شرايط ويژه و پس از پايان جنگ تحمیلی در كانون گرفته شد، برگزاري اردوي دانش آموزي بود. اردويي كه حدود 6 سال تعطيل شده بود و بايد در هر شرايطي مجددا برگزار مي شد. در آن شرايط افرادي كه امكان خيرانديشي در اين راه را داشتند، اندك بودند. از سوی دیگر سابقه و اهميت اين اردو به دليل شرايط زمانه در يادها كم شده بود. اما اعضای کانون پای تصمیمشان ایستاده بودند، با آوردن وسايل مورد نیاز از خانه هایشان برای اولین بار در ماركار تهرانپارس با حداقل بودجه و بیشترین محدویتها اردو را آغاز کردند. شروعي با دل و جان ولي بسيار سخت و با پولهاي كار دانشجويي. حتما بايد يك روز بنويسم، از دوستانی بنويسم، که عاشقانه و بي منت تلاش کردند اما امروز به فراموشی سپرده شده اند. ولي اين نوشته در رابطه با اين عزيزان نيست. برگرديم به اردو، اردو شروع شد، بچه هاي اردو آمدند. كرمان، يزد، تهران، ... هر روز که جلو مي رفت، بودجه کمتر و کمتر می شد و پول رو به اتمام بود. در شرايط بسيار سختي قرار گرفته بودیم. اين وضع را همه درك مي كردند و سعي در تامين اين كسري بودجه داشتیم، ولي چگونه؟! يك روز در اواسط برگزاري اردو، يكي از بچه هاي انتظامات آمد و گفت كه دم در كسي با شما كار دارد. رفتم و ديدم شادروان شاهرخ ميزانيان منتظر است. با احوالپرسي ايشان را به داخل دعوت كردم و با هم به گفتگو نشستيم. ايشان از اردو مي پرسيد و ما چند نفر از برگزار كنندگان توضيح مي داديم. در آخر پرسيد تا حالا چقدر خرج كرديد؟ گفتم حدود 50 هزار تومان. همانجا اين مبلغ را به ما داد و رفت!! با پرداخت اين مبلغ، دغدغه تامين بودجه اردو فروكش كرد و اردو برگزار شد و تابحال نيز ادامه دارد. نمي دانم چي بگم ولي اين خاطره اي بود كه مي خواستم بيان كنم تا يك همراه را معرفي كنم. همراهي كه تا زنده هستم يادش همراهم است. بهشت برين جايگاهش. بازدید: 669
|
|||||||||