|
طنز دیباچه |
|
|
| کامبیز رستمی | ||||||||
| ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ | ||||||||
|
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود، عمری است و چون بر می آید عمری دیگر. پس در هر چشم برهم زدنی 2 سال می گذرد و در هر سال پدیده ای رایج. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس[1] پدیده ای پدید می آید به نام برساد؛ که باران خبرهای بی حسابش همه را رسیده و خوان سخن چینی اش همه جا کشیده. پرده ناموس دگران بگناه فاحش ندرد و گناهشان به بوق و کرنا نبرد. همون سایتی که داره عکس زیبا خبر داره برای کل دنیا همون سایتی که از یزد و شیراز خبر میده ز کرمان و ز اهواز[2] خبرنگارانش را فرموده تا در هر جا فرش گلی[3] گسترانند و سازمانها را تلفنی گفته تا خبرها را در مهد برساد بپروراند. سازمانها را به خلعت نشر خبرشان قبای خودسازی دربر گرفته و اطفال خبرنگار را به قدوم پخش نامشان کلاه بر سر نهاده. باریکه ی رنجی به قدرت طنز او شهد فایق شده و خبر کوچکی به تربیتش نخل باسق گشته. ابرو بادو مه و خورشید و خبرنگار درکارند تا تو خبری به دست آری و به غفلت سر نبری همه از بهر تو به کوشش و تلاش شرط انصاف نباشد که آنرا نخوانی در خبر است از سرور برساد و مفخر سایتها و رحمت آدمیان و صفوت خبرنگاران و تتمه ی تکنولوژی روز که : چه غم برساد را چون شما[4] را دارد پشتیبان چه باک از موج سازی دگران که باشد نوح[5] کشتیبان هر گاه یکی از خبرنگاران کوته فکر و پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاهش بردارد که دست از سر ما بردار، خداوندگارش در وی نظر نکند. بازش بخواند باز اعراض کند بازش به تضرع و زاری بخوند خداوندگار برساد فرماید: ای خبرنگارم تو را دست از سر بردارم تا مدت محدودی چون جز شما خبرنگاران نیست برای من.[6] دعوتش را اجابت کردم و حاجتش برآوردم که از دوری کامل او نگرانی دارم. کرم بین و لطف خداوندگار کار بنده کرده است و او سرافراز خبرنگارانش به تقصیر و تاخیر معترف که: نرسیدیم به موقع. و منتقدان سایتش به تحیر منسوب که: تعطیل نکردیم به موقع. گرکسی وصفش از من پرسد بیدل از او چه گوید باز عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز[7]
[1] حافظ [2] هوشنگ باستانی [3] گلین [4] خبرنگاران [5] استعاره ای است [6] متن ترجمه عربی است. [7] با تشکر از سعدی بازدید: 712
|
||||||||