| دو ساله شدیم |
|
|
| رشید شهرت | ||||||||||||||||||||
| ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ | ||||||||||||||||||||
|
چند روز بود که داشتم فکر می کردم به مناسبت دو سالگی برساد چه بنویسم، نکات زیادی را نیز آماده کرده بودم. وقتی بالاخره و مثل همیشه در دقایق 90 تصمیم به نوشتن گرفتم، با خود گفتم سری به مطلبی که برای یک سالگی نوشته بودم بزنم. آن مطلب را که خواندم، همه ی آن چیزی که در ذهن آماده کرده بودم، محو شد. در این بین مطمئن بودم که حداقل وظیفه ام سپاسگزاری است.
سپاسگزاری از دوستی که هر روز هفته چندین و چند بار تلفن می زند تا خبرنگاران را هماهنگ کند، سپاسگزاری از خبرنگاری که برای تهیه خبر کسب و کارش را تعطیل می کند تا خبری از دست نرود، سپاسگزاری از عزیزی که شب امتحان هم نمی تواند وظیفه تهیه خبر را فراموش کند، سپاسگزاری از فردی که تا ساعاتی پس از نیمه شب با سرعت افتضاح اینترنت مشغول ارسال خبر و عکسها است، سپاسگزاری از گزارشگری که برای تهیه یک گزارش کتک می خورد و هیچ چیز هم نمی توانیم بگوییم، سپاسگزاری از خبرنگاری که برای تهیه یک خبر مزه تحقیر شدن را می چشد، سپاسگزاری از دوستی که به ناحق زیرآبش را می زنند و جز گریه چاره ای ندارد، سپاسگزاری از همه ی آنهایی که برای تهیه خبر باید پول رفت و آمدشان را بدهند، هزینه اینترنت و تلفنشان را بدهند تا خبری را تهیه و ارسال نمایند و تازه سخنان ناروایی را نیز بشنوند. دو ساله شدن برساد، نه اتفاق مهمی است و نه کسی چنین ادعایی دارد ولی همین را مدیون گروهی عاشق هستیم که با هیچ زبانی نمی توان از آنها سپاسگزاری نمود.
در این زمینه بخوانید: بازدید: 386
|
||||||||||||||||||||