• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho



netprotect

rambod

zaban
طنز
میزبانی کنگره نهم در ایران چه قدر هزینه داشت؟
چاپ ارسال به دوست
بی سر و زبون   
۱۶ دي ۱۳۸۸

Image
این چند روزه بازار تحلیل و بررسی موشکافانه نهمین کنگره جهانی زرتشتیان آن چنان داغ است و اشکها و لبخندها چنان جاری و ساری بر امور روزمره زرتشتیان شده است که ما نیز فرصت را غنیمت شمردیم و گفتیم بیاییم و به تحلیل کنگره بپردازیم البته از بعدی که با وجود اهمیت بسیار بالای آن کمترین توجه را در بین تحلیل گران به سمت خود جلب نموده است، از آن بعدهایی که اگر خوب باشد به چشم نمی آید ولی اگر بد باشد، وا ویلاست.

احتمالا دوستانی که کمی اضافه وزن دارند بدون شک سریع مطلب را گرفته اند و متوجه شدند منظور مای بی سر و زبون که بعد از چندین ماه دوباره اجازه ی طنازی یافته ایم همان خندق بلا یا شکم است.

با وجود آنکه افتخار شرف یابی در کنگره جهانی زرتشتیان و مزین نمودن خاک دبی به قدوم مبارک خویش را نداشتیم اما مهمترین اخباری که از دوستان حاضر جویا شدیم بعد از سلامتی شیخ هاشر مکتوم آل مکتوم، مربوط به پذیرایی و غذاهای کنگره بود.

شرکت کنندگان کنگره در حالی که همگی از بی میلی خود به غذاهای کنگره می گفتند و به تند و تیز بودن آن اشاره می کردند اما نمی توانستند جلوی آب جاری از چانه ی خود  را بگیرند و به تنوع و کیفیت بالای غذاها و دسرهای سرو شده در کنگره اشاره می کردند. یکی از این دوستان صادقانه می گفت در این چهار روز من توانستم خوردن برنج را ترک کنم و تنها به خوردن انواع پروتئین های حاضر روی آوردم.

اما این مطالب چه ربطی به تیتر این نوشته دارد؟ ربطش این است که اگر ما می خواستیم در ایران چنین پذیرایی را انجام دهیم، کل 480 دلار دریافتی از هر نفر را هم که صرف غذا می کردیم باز هم غذا کم می آمد.

می دانید چرا؟ پاسخش را باید در فرهنگ والایمان بجویید، اصولا فرهنگ غذاخوردن در ایران فرهنگ خاصی است، به ویژه اگر همچون کنگره جهانی زرتشتیان همه چیز به صورت سلف سرویس باشد و همه بتوانند هر چه قدر که بخواهند از غذاهای موجود نوش جان بفرمایند. مثل همین عروسی هایی که ما برگزار می کنیم، احتمالا تا به حال نحوه هجوم به میزهای غذا را در تالار خسروی به چشم خود دیده اید، و مشاهده کرده اید، ژنرالهای اینگونه هجومها با چه ظرافتی بشقابهای خود را پر از پروتئین های موجود می کنند و مابقی را برای دیگران به جا می گذارند، از سویی گروهی از درجه داران کارکشته برای همقطارانشان هم غذا بر می دارند و با استفاده از کیف های خود آن را به منطقه مورد نظر که احتمالا یخچال خانه است منتقل می کنند، تا مزه غذاهای آن شب را به راحتی فراموش نکنند.

حال اگر به شما بگویند، شرکت کنندگان حاضر در کنگره دبی برای استفاده از غذا در صف می ایستادند و به نوبت به اندازه ی خود غذا بر می داشتند، باور می کنید؟ خوب باور کردنش هم سخت است به ویژه برای تیم ایرانی حاضر، می توان تصور نمود که این تیم قسمت صف را با برخی تکنیکها بپیچاند، اما آنچه مطمئنا باعث افسوس ایرانیان حاضر شده است، عدم نمونه برداری از غذاهای حاضر برای روزهای دیگر و همقطاران دیگر است، که این هم به واسطه ی حضور در دبی و عدم پیش بینی های لازم از سوی تیم ایرانی رخ داده است.

از همین روست که باید خوشحال باشیم که میزبانی کنگره نهم را به ایران ندادند، چون بدون شک انجمنهایمان ورشکست می شدند، تصور بفرمایید در ایران بجای 70 نفر حداقل 500 نفر از شرکت کنندگان ایرانی بودند و اگر هر کدام از این 500 نفر نیز فقط یک ظرف اضافه با خود می آوردند تا نشان دهند که تنها به فکر خویش نیستند و اگر با توجه به پروتئین های فراوان موجود نیمی از اسرافهای معمول را انجام می دادند، آنگاه بعد از نخستین ناهاری که در کنگره سرو می شد، امکان اضافه شدن چند نفر جان باخته راه ناهار به جان باختگان راه میهن وجود داشت.

پس یادمان باشد اگر در دبی ناهار متنوع و به صورت سلف سرویس بود، این کار برگرفته از تمدنی غیر ایرانی و غربی است و به صلاح است که در ایران فرهنگ ایرانی را پاس بداریم و همان زرشک پلو با مرغ را با استفاده از ژتون در اختیار شرکت کنندگان قرار بدهیم.

فقط برای آنهایی که می خواهند این فرهنگ ایرانی را خدشه دار کنند و زیرش بزنند یک نمونه ی زنده می آورم: مسئول یکی از تورهای ایرانیان حاضر در کنگره دبی وقتی می خواست با هتل محل اقامت ایرانیان تسویه حساب کند، با جریمه ی 1000 درهمی مواجه شد، وقتی دلیل آن را پرسید، فهمید که ایرانیان حاضر مقداری از صبحانه رایگان هتل را برای صرف در دیگر وعده های غذایی با خود می برده اند.


بازدید: 792

  یادداشت ها (10)
1. نویسنده ب.م, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۶ - ۱۳:۵۸:۰۸
شما همان بهتر که چیزی ننویسید. تا این مطالب را به اسم طنز منتشر کنید. برای سایت برساد متاسفم که دوباره این رویه را آغاز کرده است.
2. نویسنده hooshang, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۶ - ۱۵:۵۸:۴۴
shoma eshtebah mikonid kasi ke migid tanze
3. نویسنده سپيدار, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۶ - ۲۲:۴۸:۱۷
این آقایی که اسم طناز روی خودش گذاشته این قدر پر رو است كه ابتدا از خودش تعريف كرده و آدم مي پندارد عجب تثري دارند.ا آنجايي كه در كتابهاي هر دبيرستاني مي توان تعريف طنز را يافت، طنز گزنده در عين حال موشكافه و بار زيركي تمام است. 
در صورتي كه اين متن يه هجويه بي مقدار از جامعه با نگاهي كوته بينانه است. بعد از اين لطف كنيد اين قدر از خود متشكر نباشيد و با نگاهي به آموزه هايمان فروتن باشيد و ايقدر بر طبل توخالي قلمتان ننازيد.
4. نویسنده سرو, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۷ - ۰۱:۲۰:۳۴
در انتظار طنزهای واقعی از سپیدار هستیم تا در محضرش بیاموزیم
5. نویسنده همکیش, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۷ - ۱۷:۵۷:۴۵
چرا هر وقت کسی اینگونه بی پروا از واقعیات میگوید این گونه او را میکوبیم؟؟
6. نویسنده shahrzad, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۸ - ۰۷:۰۲:۵۷
ba tashakor az bi saro zaboon keh eshkalat jameh ra goshzad kardeh , agar tekrar mojaddad besheh shayad yad emon biad keh az afrigha nayamadeem 
7. نویسنده به به خیلی ممنون , در ۱۳۸۸/۱۰/۱۸ - ۱۶:۳۱:۱۱
کودک با بازی می آموزد و با کتاب بزرگ میشود ولی متاسفانه بعضی ها یا شاید خیلی ها کودکی و بزرگسالیشان با هم اتفاق میفتد.... نمیدانم منظور را فهمیدیم یا نه.
8. نویسنده يك همكيش, در ۱۳۸۸/۱۰/۱۸ - ۲۳:۵۷:۲۶
از نظر ادبي اسم اين متن هجو است نه طنز. اما نويسنده عزيز آيا مي دانيد خيلي از خوانندگان اين سايت غير زرتشتي هستند؟شما با اين متن آبروي همكيشان خود را برده ايد و آنها در نظر ديگران آدمهاي بي فرهنگ جلوه داديد
9. نویسنده به به خیلی ممنون , در ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ - ۱۵:۲۶:۵۷
نگران نباشید همه سوگند خورده بودن که ..... ولی خب چاره ای نداشتند و بخاطر همین است صبحانه و نهار را باهم و یکجا انتخاب کردند.جوانها الگو بگیرید خیلی عالی بود . 
 
 
مردی شترش را گم کرد.سوگند خورد که اگر او را پیدا کند یک درهم بفروشد. 
 
 
مدتی بعد شترش پیرا شد.شتر به پانصد درهم می ارزید.وفا به سوگند برایش سخت شد.پس چاره ای اندیشید. گربه ای را از گردن شترآویزان کرد و به بازار برد و می گفت: 
 
 
شتر به یک درهم،گربه به پانصد درهم.میفروشم هر دو را با هم.
10. نویسنده khashak, در ۱۳۸۸/۱۰/۲۸ - ۰۴:۰۰:۰۹
gel doo ka rii overiye gavroon.voghan.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات