• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


به مناسبت انتشار هفتمین شماره ماهنامه پارس نامه
پيشكش فرهنگي
چاپ ارسال به دوست
دکتر اسفندیار اختیاری   
۲۰ آبان ۱۳۸۸
Image
يكي از اصولي كه مديران و مسئولين جامعه مي بايست رعايت نمايند، اصل پاسخگويي است، پاسخگويي به عزيزاني كه با حضور آنها اعتبار بخشي آغاز مي گردد. بر اساس اين اصل و در اين مسير نيز پارس نامه به عرصه اطلاع رساني اختصاصي جامعه خوشنام و پرافتخار زرتشتيان گام نهاد. نوشته اي كه توسط گروهي از جوانان و با تجربگان به رشته تحرير در آمده و هر از گاهي ميهمان خانه ها است.

اين مجموعه فرهنگي، بر اساس نياز و پيشنهاد عزيزان دلسوز، تصميم گرفته شد كه داراي مجوز دائمي نشر بعنوان يك ماهنامه خبري، پژوهشي و تحليلي ويژه زرتشتيان گردد تا زمينه اي جديد با نگاهي تازه فرا روي قلم به دستان باشد، كه اين مهم انجام گرفت.

بارها تعهد خود را جهت چاپ و ارسال اين بسته فرهنگي به زرتشتيان اعلام كرده و بر آن استوارم. ولي اين بستر مي تواند محلي مناسب براي فرهنگ دوستان باشد كه در كنار انجام تعهد ذكر شده، با نام و ياد اهورامزداي پاك و با همكاري تمام نيك انديشان، نيك گفتاران و نيك كرداران در راستاي تمام اهداف بزرگ و بي انتهای جامعه، قدمي هر چند كوچك بردارد، كه غير از اين نيز نخواهد بود.  

با اين مقدمه، قابل اشاره است كه ساختار مناسب اين مكان فرهنگي در دست تدوين است كه بسيار شادمان مي شويم، از نظرات پيشكسوتان و بزرگواران بهره ببريم، كه قطعا در اين راه بس طولاني و دشوار راهنما خواهند بود. شايان يادآوري است كه در اين پيشنهاديه نگاه درون و برون سازماني با جامع نگري مي تواند مثمر ثمر قرار گيرد.

در انتها بر خود واجب مي دانم که اين فرهنگ نامه بسيار ناقابل را كه بدست افراد بزرگ تهيه مي شود و كوچكترين عضو آن اين نويسنده مي باشد را پيشكش نمايم.

برگرفته از هفتمین شماره پارس نامه- ماهنامه خبری پژوهشی فرهنگی و تحلیلی


بازدید: 1262

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده رستم, در ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ - ۲۲:۲۶:۱۸
فایل pdf پارسنامه رو از کجا تهیه کنیم؟؟؟
2. نویسنده بابك خرمدينB.K, در ۱۳۸۸/۰۸/۲۱ - ۱۰:۳۴:۳۸
تشكر از دكتر و همه دوستان. اميدوارم كه از انديشه - گفتار و كردار نيك پرهيز نكنيم و راهي كه كم كم دارد براي ما روشن ميشود بهره ببريم. 
 
 
در یک غروب زمستانی شیوانا از جاده خارج دهکده به سمت روستا روان بود. در کنار جاده مردی را دید که زخمی روی زمین افتاده است و کنار او چند نفر درحال تماشا و نظاره ایستاده اند. شیوانا به جمعیت نزدیک شد و پرسید:" چرا به این مرد کمک نمی کنید؟!؟" 
 
جمعیت گفتند:" طبق دستور امپراتور هرکس یک فرد زخمی را به درمانگاه ببرد مورد بازپرسی و آزار قرار می گیرد. چرا این دردسر را به جان بخریم. بگذار یک نفر دیگر این کار را انجام دهد.  
"چرا ما آن یک نفر باشیم؟!" 
 
 
 
 
شیوانا هیچ نگفت و بلافاصله لباسش را کند و دور مرد زخمی پیچید و او را به دوش خود افکند و پای پیاده به سرعت او را به درمانگاه رساند. اما مرد زخمی جان سالم به در نبرد و ساعتی بعد جان داد. شیوانا غمگین و افسرده کنار درمانگاه نشسته بود که مامورین امپراتور سررسیدند و او را به جرم قتل مرد زخمی به زندان بردند. 
 
شیوانا یکماه در زندان بود تا اینکه مشخص شد بیگناه است و به دستور امپراتور از زندان آزاد شد. روز بعد از آزادی مجددا شیوانا در جاده یک زخمی دیگر را دید. بلافاصله بدون اینکه لحظه ای درنگ کند دوباره لباس خود را کند و دور مرد زخمی انداخت و او را کول کرد تا به درمانگاه ببرد. جمعیتی از تماشاچیان به دنبال او به راه افتادند و هرکدام زخم زبانی نثار او کردند. یکی از شاگردان شیوانا از او پرسید:" چرا با وجودی که هنوز دیروز از زندان زخمی قبل خلاص شده اید دوباره جان خود را به خطر می اندازید؟!"شیوانا تبسمی کرد و پاسخ داد:" خیلی ساده است! چون احساس می کنم اینکار درست است! و یک نفر باید چنین کاری را انجام دهد.  
"چرا من آن یک نفر نباشم؟!"

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات