| آتشکده آذرگشسب |
|
|
| مهرداد قدردان | ||||||||||
| ۰۲ آبان ۱۳۸۸ | ||||||||||
|
چو جان فداي لبت شد خيال مي بستم كه قطره اي ز زلالش به كام ما افتد به نااميدي از اين در مرو بزن فالي بود كه قرعهء دولت به نام ما افتد ز خاك كوي تو هرگه كه دم زند حافظ نسيم گلشن جان در مشام ما افتد به همت بلندآقاي منوچهر ارغواني و يارانشان فرصتي دست داد تا گروهي از همكيشان يزدي و تهراني گهنبار چهره اياسرم را در آتشكده آذرگشسب به جاي آورند به همين انگيزه كوتاه نوشتاري در ويژگي اين جايگاه سپند در زير آورده مي شود. ![]() آتشكده آذرگشسب به همراه دو آتشكده آذرفرنبغ(آذرخروه) و آذربرزين مهر سه آتشكده مهم و اساسي دوران ساساني را تشكيل مي داده اند . اين آتشكده آتش شاهي و ارتشيان را در خود فروزان داشته است كه بنا بر نوشته رودلف ناومان آلماني« اين آتش موقعيت ارتشيان را حفظ مي كرده و به عنوان نماد وحدت كشور از احترام والايي برخوردار بوده است.» اهميت اين آتشكده تا بدانجا بود كه پادشاهان ساساني از تيسفون پياده با پيشكش به ديدارش مي شتافتند كه از اين ميان پياده رفتن خسرو پرويز(628-590 ميلادي) پادشاه توانمند و خوش ذوق ساساني نمود بيشتري يافته است . نام آذرگشسب را از آن روي بر آن نهادند كه بنا بر اساطير ايراني شاه كيخسرو به هنگام گشودن بهمن دژ روزهنگام با تيرگي شبانه كه ديوان با جادويي پديد آورده بودند روبرو شد بناگاه آتشي بر يال اسب او فرود آمد و همه جا را روشن نمود شاه كيخسرو پس از پيروزي و گشودن بهمن دژ به پاس اين ياوري اهورايي و اين آتش اهوراداد آتش فرود آمده را درآنجا تخت نشين نمود و آتش و آن جايگاه را به شوند فرود آن بر يال اسب به نام آتش اسب نر (آذرگشنسب ، آذرگشسب) ناميدند. فردوسي بزرگ در شاهنامه در اين باره فرموده است : وزآن پس يكي روشني بردميد شد آن تيرگي سر به سرناپديد جهان شد به كردار تابنده ماه به نام جهاندار و از فرشاه برآمد يكي باد با آفرين هواگشت خندان و روي زمين گشادش دژ آن شاه آزادگان ابا پير گودرز گشوادگان يكي شهر ديد اندر آن دژ فراخ پر از باغ و ايوان و ميدان و كاخ بدان جاي كان روشني بردميد سر باره از روشني شد پديد بفرمود خسرو بدان جايگاه يكي گنبدي تا به ابر سياه درازا و پهناي او ده كمند به گرد اندرش طاقهاي بلند زبيرون چو نيم از تگ تازي اسپ برآورد و بنهاد آذرگشسپ نشستندگرد اندرش موبدان ستاره شناسان و هم بخردان درآن شارستان كرد چندان درنگ كه آتشكده گشت با بوي و رنگ در بندهش آمده كه چون كيخسرو به ويران كردن بتكده كنار درياچه چيچست (اروميه) رفت آذرگشسب بر يال اسب او قرارگرفت چنانكه تيرگيها را زدود و پرتوي چنان درخشنده پديد آورد كه بتكده را روشن ساخت و چون كيخسرو اين بتكده را ويران ساخت آذرگشسب را بر كوه اسنوند كه نزديك آن بود برنهاد. بررسيهاي تاريخي ، ساختمان كنوني آتشكده را به زمان پيروز اول ساساني (459-484 ميلادي) نسبت مي دهد . هرچند شواهدي در دست است كه نشان ميدهد منطقه زندان سليمان (سه كيلومتري تخت سليمان) در شروع هزاره نخست پيش از ميلاديك محوطه مسكوني بوده و سفال هاي بدست آمده از حفريات آنجا كه قابل تاريخ گذاري است اين ناحيه را جزء قلمرو مانايي ها معرفي مي كند (830-660 پيش از ميلاد) ![]() زندان سليمان مكان مقدسي است كه اينك تپهء بلند قله مانندي را تشكيل مي دهد با دهانه اي تو خالي به قطر 70 متر و عمق 100متر كه در قرن هشتم پيش از ميلاد نيايشگاهي را به گرد خود داشته(به جز شيب تند دامنه 70 متري لبه دهانه آتشفشان در سمت شمال كه اجازه ساختمان سازي را نداده است) در گذشته اين دهانه پرازآب بوده و اين مكان تقدس خود را تا دوره هاي بعد نيز حفظ نموده است ولي با خشك شدن آب آن و تحولاتي چند اينك فقط خرابه هاي نيايشگاهي و سكونتي آن به يادگار مانده است. ![]() براي كاوش در دهانه از آنجايي كه پايين رفتن از آن به دليل متصاعد شدن گاز گوگرد ممكن نبود هيئت حفاري آلماني گروهي از معدنچيان شهر بوخوم را براي حفر تونل از زير براي تخليه گازها به گروه حفاري اضافه نمود ولي در اثر فروريختن قسمتي از لبه دهانه و پديدآمدن تلي 25 متري در كف بستر و سنگي شدن آن ، هرچند تونل حفر شد ولي كندن كف ميسر نشد اما با مطالعه رسوبات آن تنها اين نتيجه بدست آمد كه آب اين دهانه به يكبارگي خشك نشده و كف داراي اشيايي از زمان تقدس اين مكان است كه قابل دستيابي و بهره برداري نيست. ![]() براساس پژوهش هيئت آلماني بر روي صفه تخت سليمان يك دهكده كوچك مسكوني از دوره هخامنشي تشخيص داده شد و اينكه آيا آتشكده در اصل به اين محوطه مسكوني تعلق داشته قابل تشخيص نيست زيرا آتشكده ساساني در همان محل تاسيس شده است . طبق تحقيقات رودلف ناومان آلماني (بين سالهاي 1960تا 1970) وجود يك محوطه از دوره پارتي (اشكاني) هنوز به اثبات نرسيده اما بقاياي سفالهاي منفردي موجود است كه بايد متعلق به اين دوره باشد اين سفال ها هرگز در يك لايه معين قرار نگرفته اند ولي اين سفال هاي منفرد در بقاياي ساختماني دوره ساساني موجود بودند كه احتمال داده مي شود همراه با مصالح ساختماني به آثار راه يافته باشند. با اهميت ترين بناها در تخت سليمان به دوره ساساني تعلق دارد و در متون ساساني نيز از اين آتشكده به فراواني ياد شده است و در اين شكي نيست كه آتشكده آذرگشسب همين مكان فعلي است هرچند گفته شده كه محل اين آتش در اصل در گنزك بوده كه به عربي به شيز مشهور است (شيز احتمالا همان آبادي ليلان امروزي در نزديكي شهر مياندوآب است) و با همين نام خسرو انوشيروان(579-531 ميلادي) آن را به اينجا كه قبلا آتشكده اي داشته آورده است.(گنز،گنزك،گنجه،به پهلوي و شيز به عربي، گنج شپيگان همان گنز شيزگان است). آتشكده آذرگشسب يك مجموعه بناست كه بر صفه اي به مساحت 124 هزار متر مربع قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دريا 2450 متر است ![]() دور آتشكده حصاري كشيده شده كه در برخي نقاط ارتفاعش به 13 متر هم ميرسداين حصار داراي دو دروازه است يكي در جنوب شرق و ديگري در شمال (البته دروازه جنوبي كنوني را در دوره ايلخاني ايجادكردند) ![]() كه سردر دروازه جنوب شرقي داراي تاق نماهاي هفت گانه به نشانه هفت امشاسپند است كه بصورتي زيبا بر سنگ حجاري شده است. ![]() چنانكه ميدانيم آتشكده در جايي بنا ميشده كه به پاس آفرينش اهورايي ، چهار آخشيج در كنار هم حضور داشته باشند كه اينك آذرگشسب سه آخشيج آن را داراست . درياچه زيباي آن در جنوب آتشكده قرار دارد با طول 120 متر و عرض 80 متر و عمقي حدود 65 متر كه جوشان بوده و با وجوديكه دبي آن 80 متر برثانيه است سطح آب آن يكسان مي ماند گفته مي شود كه حتي با تخليه چهار روزه آب درياچه با پمپ هاي قوي و حتي با مسدود خروجي هاي آب آن نتوانسته اند در سطح آب آن تغييري ايجادكنند.آب درياچه داراي املاح زيادي است و رسوب هاي آن لبه درياچه را در سالهاي متمادي تشكيل داده است . ![]() مجموعه آذرگشسب داراي چندين قسمت است كه مهمترينشان را برخواهيم شمرد. ![]() در سوي شمالي آن يك چهارتاقي مانند وجود داشته كه جايگاه آتشِ سپندِ شاهي بوده و اكنون ديواره ها و جايگاه آن وجود دارد ![]() در سمت راست آن اتاق يزش گاه قرار دارد كه در آن آتش را وقتي نياز نبود در معرض ديد باشد حفظ ميكردند ![]() در سوي شرقي آتشكده تالاري قرار دارد كه با توجه به سبك معماري احتمال داده مي شود معبد آناهيتا باشد و در اطراف آن نيز حياطها ، باغها ،انبارها، جايگاه موبدان و اتاقهاي خزانه فضاهاي ديگر اين قسمت از آتشكده هستند. ![]() در سوي شمال غربي آتشكده ايوان بلندي قرار داردكه همينك با وجود داربست هاي فلزي فراوانش شكوهمندي گذشته را يادآور است. اين ايوان ، ايوان غربي نام دارد و شبيه ايوان مداين ساخته شده اما در ابعادي كوچكتر كه جايگاه تخت پر آوازه تاقديس بوده است. مسعودي در كتاب التنبيه مي نويسد : «امروز در شيز آثار عجيبي از ابنيه و نقوش گوناگون هست كه كرات سماوي و ماه و ستارگان و عوالم برّ و بحر و اراضي مسكون و نباتات و حيوانات و ساير عجايب را نشان ميدهد.» كريستن سن دانماركي (1875-1945 ميلادي ) تخت تاقديس را از بزرگترين نفايس خسرو پرويز دانسته است و آن را تختي دانسته كه به شكل تاق بوده است. ثعالبي آن را چنين وصف كرده :«اين سريري بوده از عاج و ساج كه صفائح و نرده هاي آن از سيم و زر بود 180ذراع طول و 150ذراع عرض داشت روي پله هاي آن را با چوب سياه آبنوس زركوب فرش كرده بودند آسمانه (سقف) اين تخت از زر و لاجورد بود و صور فلكي و كواكب و بروج سماوي و هفت اقليم و صور پادشاهان و هيئتهاي آنان را در مجالس بزم و ايام رزم و هنگام شكار برآن نقش كرده بودند و در آن آلتي بود براي تعيين ساعات روز ، چهار قالي از ديباي زربافته مرصع به مرواريد و ياقوت در آن تخت گسترده شده بود كه هريك تناسب با يكي از فصول سال داشت. فردوسي بزرگ در شرح تخت تاقديس آن را سريري كهن مي داند كه در عهد خسروپرويز آن را از نو مي سازند در ويژگي نجومي آن آورده است: شمارستاره ده و دو و هفت همان ماه تابان ز برجي كه رفت چه زو ايستاده چه مانده به پاي بديدي به چشم سر اختر گراي زشب نيز ديدي كه چندي گذشت سپهر از بر خاك برچند گذشت هرتسفلد (1948-1879 ميلادي ) رساله اي محققانه (رساله تخت خسرو ) در ويژگي تخت تاقديس نگاشته و آن را ساعتي بزرگ دانسته و آن را شبيه نقش جام نقره ساساني معروف به كليموا klimowa) ( ميداند و آورده است كه اين تخت ، سايبان مانند متحركي داشته كه در آن سيارات هفتگانه و دوازده برج و اشكال مختلف ماه را نقش كرده و آلتي در آن قرار داده بودند كه در زمانهاي تعيين شده بارش باران داشته و صداي رعد و برق نيز از آن شنيده ميشده است وچنانكه در تاريخ ثبت است آتشكده و به ويژه اين تخت زيبا و هنري در سال 624 ميلادي و اواخر سلطنت خسروپرويزتوسط هرقل اول(هراكليوس)(641-575 ميلادي) امپراطور روم شرقي كه براي باز پس گيري صليب مقدس به ايران لشكر كشيده بود ويران شد. از بناهاي ديگر اين مجموعه كاخ خسرو است اين كاخ در سوي غربي آتشكده واقع شده كه در زمان ايلخانيان (1270ميلادي ، قرن سيزدهم برابر با قرن هفتم هجري) به دستور آباقاخان (1282-1265 ميلادي ، فرزند هلاكوخان واز نوادگان چنگيز) بر روي آن كاخي براي اقامتگاه تابستاني و ايام شكار ساخته مي شود. همينك ويرانه هاي آن با سبك معماري ايلخاني قابل مشاهده است (مشابهت معماري آن با درِ مهرِ نوش يزد كه آتشكده اي از زمان ايلخانيست جالب توجه است) اين مكان را مغولان ستوريق مي گفتند. گويا پس از مرگ آباقاخان كاخ شكار رو به ويراني مي نهد و در اواخر دوره ايلخاني در اطراف دروازه شمالي شهركي با بناهايي چون بازار، مسجد،حمام،كارگاههاي صنعتي(كاشي سازي و كوزه گري) شكل مي گيردكه تا زمان صفويه اين شهرك مسكوني بوده ولي پس از آن خالي از سكنه مي شود گفتني است در گذشته براي حفاظت آثار اين مجموعه، آن را به حضرت سليمان نسبت دادند كه تا امروز نيز به تخت سليمان معروف است. نكته درخور توجه و انديشه نوشتهء ابودلف مسعر بن مهلهل جهانگرد ،شاعر و دانشمند عرب در اواسط قرن دهم ميلادي (چهارم هجري) است (به ويژه در مورد روشن بودن آتش آن تا قرن چهارم هجري) كه با بازديد از آتشكده آذرگشسب چنين نگاشته : « به دور شهر شيز حصاري كشيده شده است در وسط شهر درياچه اي قرار داردكه انسان به عمق آن نمي رسد اگر خاك آنجا را با آب آن خيس كنيم فورا به سنگ تبديل مي شود ....در آنجا همچنين آتشكده اي است كه طبق نظر مردم اهميت زيادي دارد و پديده اي اعجاب انگيز در اين آتشكده آتش آن است كه از 700 سال پيش روشن نگاه داشته شده و لحظه اي خاموش نشده و با اين وجود خاكستري از آن بدست نمي آيد .شهر را هرمزابن خسروشير ابن بهرام از آهك و سنگ بنا نهاده است نزديك اين معبد تالار تاجگذاري و بناي عظيم اعجاب انگيز(تخت تاقديس) قرار دارد. ![]() آتشكده آذرگشسب در سال 1382 به همت ميراث فرهنگي به عنوان چهارمين اثر باستاني كشوردر فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيد جايي كه آثار بشري را از هزاره نخست پيش از ميلاد تا قرن هفدهم ميلادي در خود به ميراث دارد. «به پايبوس تو دست كسي رسيد كه او چو آستانه بدين در هميشه سر دارد» «حافظ اهل راز» ياري نامه: 1- ويرانه هاي تخت سليمان و زندان سليمان - نوشته رودلف ناومان - ترجمه فرامرز نجد سميعي 2- مروري بر پنجاه سال باستانشناسي ايران - دكتر عزت اله نگهبان 3- ايران در زمان ساسانيان - نوشته آرتور كريستن سن - ترجمه رشيد ياسمي 4- تاريخ ايران باستان (4 )، «تاريخ سياسي ساسانيان» - دكتر عبدالحسين زرين كوب به كوشش روزبه زرين كوب 5- نامه باستان جلد سوم - دكتر ميرجلال الدين كزازي 6- فرهنگ معين (اعلام جلد 5 و 6 ) در این زمینه بخوانید: تصاويري از گاهنبارخواني در آتشكده آذرگشسب(2) برگزاری آيين گاهنبارخواني در آتشکده آذرگشسب(1) تصاويري از حاشيه هاي گاهنبارخواني در آتشكده آذرگشسب از آذرگشسب تا تخت سليمان، روايت و تصاويري از يك آتشكده كهن بازدید: 1596
|
||||||||||